دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …
شروعی دوباره …
نویسنده:
۵ آذر ۸۷

سلام

بعد از مدتها دوباره شروع کردم به نوشتن. اولین باری که وبلاگ ساختم حدود ۸ سال پیش بود. اون موقع حدود ۱۰۰۰ وبلاگ فارسی ( به قول حسین درخشان) بیشتر ساخته نشده بود . حتی هیچ سرویس فارسی هم واسه اینکار نبود. یادمه همه از blogspot میگرفتن و بعد با کلی کلک فارسیش میکردن. همه همکارام اون موقع کار من واسشون جالب نبود اما الان همشون وبلاگ دارن !!! جالبه نه ؟!

همین وبلاگ باعث میشه کم کم بقیه موارد سایتم رو هم آپدیت کنم. فقط کمی با این ورد پرس مشکل دارم !! خداکنه برسم درستش کنم تو این هفته والا دیگه معلوم نیست کی برسم.

از حمید و رحمان هم تشکر میکنم که روش نصب این ورد پرس فارسی رو بهم یاد دادند.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

10 پیام برای شروعی دوباره …

  1. مهدی گفت:

    مصطفی جون برات آرزوی موفقیت می کنم
    این شمارنده من رو هم از پایین این قالب بردار چون سایتش تقلب به حساب میاره
    ممنون

  2. nlf گفت:

    بابت زحمات امشب ممنون ،خیلی خوش گذشت،از اینکه مسبب این گردهمایی ها هستید ممنون،از صمیم قلب برای شما عمر با عزت زیر سایه پدر و مادر گرامیتون و آرزو میکنیم.
    شاد و پیروز و پاینده باشید .
    از طرف حمید و نیلوفر

  3. حمید گفت:

    تولدت مبارک . پس چی شد پست جدیدت؟ الان ۱۰ روزی میگذره ها. اونقدر پست نذاشتی که مجبور شدم توی این پست تبریک بگم.

  4. admin گفت:

    خواهش می کنم خانم محبی
    من که کاری نکردم
    شما لطف کردین که تشریف آوردین و خیلی خیلی به من محبت کردین

  5. admin گفت:

    مرسی حمید جان
    راستش میخواستم بزارم
    اما ۲ تا مساله پیش اومد که نشد
    یکیش همین تولد بود و اینا
    اما حتما
    دو تا مطلب جدید در راه است و ….

  6. سلام. تبریک میگم موفق باشید منتظر مطالب جدید شما در وبلاگ هستم.

  7. رحمان گفت:

    مصطفی عزیز
    هم وبلاگت رو با تاخیر تبریک می گم هم تولدت رو. سعی کن زود زود پست بگذاری. توی روحیت حتما تاثیر می گذاره.

  8. فواد گفت:

    ایول… خوب کاری کردی دوباره شروع کردی.
    ایشالا همیشه هم خودت و هم سایتت و هم وبلاگت آبدیت باشین :))

  9. مهسا گفت:

    تا اینجا اومدم که ببینم دست نوشته های کودک فهیم اول بوده یادستنوشته های خودم!
    خوب، انگار کودک فهیم یک سال و اندی زودتر شروع کرده با “یه شروع تازه” و برای شما “یه شروع دوباره” بوده
    باز هم میگم لحن نوشتنون رو خیلی دوست داشتم و از این به بعد من رو خواننده ی دستنوشته هاتون به حساب بیارید
    🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *