<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: دویدن های صبحگاهی</title>
	<atom:link href="http://blog.mfallah.com/1388/05/07/98/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.mfallah.com/1388/05/07/98/</link>
	<description>همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم ...</description>
	<pubDate>Mon, 21 May 2012 02:28:41 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.5</generator>
		<item>
		<title>با: جناب آقای مهندس فرهاد ناجی!</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1388/05/07/98/#comment-71</link>
		<dc:creator>جناب آقای مهندس فرهاد ناجی!</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=98#comment-71</guid>
		<description>سلام دوست قدیمی!
بابا یه حالی یه احوالی از ما نمیگیری!
شنیدم ورزشکارم که شدی! گرچه من ورزشکار نیستم ولی ورزشکاران را دوست دارم!
راستی با مطالب جدید به روزم ، دوست داشتی یه سر بزن!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست قدیمی!<br />
بابا یه حالی یه احوالی از ما نمیگیری!<br />
شنیدم ورزشکارم که شدی! گرچه من ورزشکار نیستم ولی ورزشکاران را دوست دارم!<br />
راستی با مطالب جدید به روزم ، دوست داشتی یه سر بزن!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: z</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1388/05/07/98/#comment-69</link>
		<dc:creator>z</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=98#comment-69</guid>
		<description>اصلا به حرف این نا رفیقا و کنایه هاشون توجهی نکن 
بدو و بخند و شاد باش</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اصلا به حرف این نا رفیقا و کنایه هاشون توجهی نکن<br />
بدو و بخند و شاد باش</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اس</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1388/05/07/98/#comment-67</link>
		<dc:creator>اس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=98#comment-67</guid>
		<description>دویدن کار نیکویی هست اما یه سوال برام پیش اومده:
انگیزه شما از این که چنین مسافتی رو nonstop میدوید چیه؟ مگه کسی دنبالت کرده یا تو دنبال کسی میکنی؟ ;)
خدا شاهده که من اصلا منظور خاصی از این سوال ندارم و این فقط یک سواله!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دویدن کار نیکویی هست اما یه سوال برام پیش اومده:<br />
انگیزه شما از این که چنین مسافتی رو nonstop میدوید چیه؟ مگه کسی دنبالت کرده یا تو دنبال کسی میکنی؟ <img src='http://blog.mfallah.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /><br />
خدا شاهده که من اصلا منظور خاصی از این سوال ندارم و این فقط یک سواله!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفی مجیدی</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1388/05/07/98/#comment-65</link>
		<dc:creator>مصطفی مجیدی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=98#comment-65</guid>
		<description>بله سلام خدمت دوست عزیزم و عزیز تر از جان و کلیه عزیزانی که وبلاگ این عزیز تازه ورزشکاری که با عزیزان دیگری به ورزش بسیار عزیز و خوب دو در پارک ملت و ملی مشهدیها عزیز
میروند.
خدمتتان عارضم که بسیار خوب است شمای عزیز به پارک ملت میروید همراه با عزیزان دیگر و مشغول دویدن و عرض اندام کردن صبحگاهی به یک سری مخلوقات خداوند عزیز در این پارک میباشید. 
. فقط تنها چیزی که برای شمای عزیز و دیگر عزیزان تن و مند آرزو دارم اینست که روزی برسد شما را در حالاتی ببینم که به گونه ای مشعشع از حاصل به هدر رفته عمر خویشتن باشید. انشاءا.. عمرتان باقی باشد و صبر ما معقول بر این امر واقع شود.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله سلام خدمت دوست عزیزم و عزیز تر از جان و کلیه عزیزانی که وبلاگ این عزیز تازه ورزشکاری که با عزیزان دیگری به ورزش بسیار عزیز و خوب دو در پارک ملت و ملی مشهدیها عزیز<br />
میروند.<br />
خدمتتان عارضم که بسیار خوب است شمای عزیز به پارک ملت میروید همراه با عزیزان دیگر و مشغول دویدن و عرض اندام کردن صبحگاهی به یک سری مخلوقات خداوند عزیز در این پارک میباشید.<br />
. فقط تنها چیزی که برای شمای عزیز و دیگر عزیزان تن و مند آرزو دارم اینست که روزی برسد شما را در حالاتی ببینم که به گونه ای مشعشع از حاصل به هدر رفته عمر خویشتن باشید. انشاءا.. عمرتان باقی باشد و صبر ما معقول بر این امر واقع شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

