۲ ساعت در Comex 2010
چند روز پیش وقتی با امید صحبت کردم ، پیشنهاد رفتن به نمایشگاه کامکس امسال رو داد. با اینکه رغبتی نداشتم اما پیشنهاد رو قبول کردم. رغبت نداشتن برای رفتن به این نمایشگاه ، صرفا به خاطر این بود که اصولا در این نمایشگاه هیچ تکنولوژی خاصی یا چیزی که به چشم شما بیاد نداشته. آخرین باری که رفته بودم سال ۲۰۰۷ بود و طبیعتا انتظار داشتم که تغییرات زیاد و عمده ای ببینم ، غافل از اینکه هر سال دریغ از پارسال ! البته طبیعی هم هست ، وقتی که دولت کاری بر سر این همه شرکت نرم افزاری آورده که همه برشکسته یا نیمه برشکسته شدند ، خوب این صنعت رو به زوال خواهد رفت.
۳ سال پیش که توی نمایشگاه بودم ، توی غرفه شرکت سیستمهای هوشمند حضور داشتم و خاطرات جالبی از اون روزها یادم هست. البته میتونم بگم کیفیت اون نمایشگاه هزاران بار بهتر از این نمایشگاه بود. و اما چیزایی که بر من گذشت در ۲ ساعت بازدید از نمایشگاه :
حدود ساعت ۴:۳۰ بود که امید باقری و امید میلانی فرد اومدند دنبال من و طبق معمول خندان و موزیک گوش کنان و دوربین به دست بودند. بعد از احوالپرسی رفتیم دنبال رحمان که ۴ نفری از نمایشگاه بازدید کنیم. رسیدن به نمایشگاه و پارک کردن و استفاده از بلیط های رایگان ، و بعدش هم اولین سالن ، که سردرش نوشته بود سالن نرم افزار ! در این سالن نسبتا بزرگ (که از فضاش میتونستند خیلی بسیار بهتر استفاده کنند) ، مغازه های سی دی فروشی و خرت و پرت فروشی غرفه داشتند و البته این نکته خوبی بود چونکه از بخش شرکت های نرم افزار منفک شده بودند. من و امید اولین خرید تکنولوژیکیمون رو اونجا انجام دادیم. یک پک ۴ سی دی کتاب دیجیتالی که البته امید برد و هرگز حتی تعارفی هم نکرد به من !
مساله ای که خیلی به چشم میومد ، تولید نرم افزار ها و پک های مالتی مدیای مذهبی بود که خیلی برای من عجیب بود و البته رحمان توضیح داد که دولت عدالت محور برای این تولیدات وام های خوبی میده و شرکت های بیچاره هم برای گرفتن وام ها تولیدات رو در این زمینه انجام میدن. بازدید از این سالن ۱۰ دقیقه طول کشید. سالن بعدی ، مربوط به فروشگاه هایی بود که در مجتمع تابان حضور داشتند. شکل غرفه ها و محتویاتش بسیار بهت از سالن قبلی بود و اندکی حرف برای گفتن داشت. تو این سالن ، غرفه بازرگانی نجاتی ، همکار قدیمی رو هم دیدیم و البته مشتریشون ، خانم مهندس قهرمان و همسرشون ، که همکلاسی دوران دانشگاه بودند و شاید این بهترین اتفاقی بود که در این سالن برای من پیش اومد.
بعد هم ۴ سالن بهار و مولوی و … رو دیدیم. در این سالنها تعدادی از دوستان و آشنایان قدیم و همکلاسی های دانشگاه هم دیده شدند و حال و احوال هم رو جویا شدیم. توی غرفه واحد رایانه دانشگاه فردوسی ، هم رفتیم و امید باقری عزیز شیرینی برامون آورد و البته چند تا خنجر هم زد ! امید میلانی در ادامه یک وب کم هم خرید که خیلی خوشحال بود و بابت این مساله تو پوست خودش نمیگنجید و مرتبا فخر فروشی میکرد !
تنها نکته ای که من و رحمان بسیار مجذوبش شدیم و ۲۰ دقیقه وقت صرفش کردیم ، مشاهده یک سیستم جدید به اسم CloniZER بود که در خارج از ایران توسط یک دانشمند ایرانی به اسم آقای مهندس کاشانی ساخته شده بود و در ایران با کمک وزارت صنایع مونتاژ میشد. این سخت افزار جالب ، مانیتوری داشت که پشت اون فضایی تعبیه شده بود که محتویات یک کیس رایانه رو داشت و قابلیت ارتقا هم داشت. کیبورد هم به نحوی حالت کشویی توی دل این سیستم قرار میگرفت. مانیتور فینگرتاچ هم داشت و از همه جالبتر همه پورتهای مختلف و تکنولوژی وایر لس ، جی اس ام مودم و و و و هم داشت ! خلاصه ۳۰ دستگاه در یک سیستم. تازه یک وبکم هم در بالای مانیتورش قرار داره. قیمتش برای رنگ سفیدش ۸۰۰ هزار تومان و برای سیاهش ۸۳۰ هزار تومان بود. به نظرم این محصول در آینده خیلی استفاده خواهد شد. واسه دیدن سایتش اینجا رو ببینین. سایتش یک ورژن فارسی هم داره و اینجا هست.
نکته جالب دیگه نمایشگاه امسال ، طراحی غرفه ها بود که انصافا شیک و مرتب بود و تم رنگهای استفاده شده برای پوشش غرفه داران و غرفه ها هم شیک و جالب بود.
در کل نمایشگاه امسال فروشگاه بزرگی بود که بسیار زیبا و خالی از تکنولوژی بود !
آدرس سایت نمایشگاه بین المللی مشهد : اینجا
آدرس زیرپورتال اختصاصی کامپیوتر : اینجا و تقویم دوره Comex 2010


رحمان گفته است :
مصطفی جان دستت درد نکنه بابت توضیحات جامع. چند تا نکته رو لازم دونستم بگم.
۱- نمایشگاه صرفا قرار نبوده که نرم افزاری باشه که تو از نابودی صنعت نرم افزار توی کشور خبر دادی.
۲- رنگ و پوشش غرفه ها و غرفه داران یک مساله سلیقه ای هست و ربطی به نمایشگاه نداره!
۳- چیزهای خوب دیگه ای هم توی نمایشگاه بود که به علت عجله دوستان نرسیدیم ببینیم !
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
admin گفته است :
رحمان جان ، من بیشتر منظورم بخش نرم افزاری نمایشگاه بود و مشکلاتی که شرکت های نرم افزاری دارند. البته این که شرکتی در آستانه نابودی هست و نمیتونه هزینه کنه برای حضور در نمایشگاه ، نکته مهمی هست. امسال شرکت نرم افزاری که خودت هم میشناسیشون نبودند . شرکت های درست و حسابی منظورمه
در مورد رنگ و استیل ظاهری ، من منظورم فضای نمایشگاه بود و ربط هم داره ! چطور ربط نداره ؟ به هر حال شکل ظاهری و خلاقیت و هنری که در غرفه ها هست باعث جلب توجه میشه ! این جزو نکات مثبت غرفه های نمایشگاه امسال بود. ( یعنی شرکت کننده ها در این زمینه پیشرفت کردند نه نمایشگاه)
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۲ ب.ظ
امید گفته است :
۱- من کجا فخر فروشی کردم نامرد؟ تو گیر داده بودی باز قضاوت منفی می کردی طبق معمول

2- در مورد اون غرفه ای که پیشنهاد نصب یک میله وسطش رو دادی چرا چیزی ننوشتی؟
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۷ ب.ظ
بی نام گفته است :
سلام
به نظرم به جای “قضاوت منفی” بهتره از خودمون به عنوان کارشناس نرم افزار بپرسیم چیکار می شه کرد که سال دیگه مثل امسال نباشه. ما تو این زمینه مسئولیم اولین کسی که باید توبیخ بشه خود ما هستیم….
بهمن ۲م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۲ ق.ظ
admin گفته است :
به نظر من صنایع نیازمند حمایت مالی و معنوی هستند. کارشناس نرم افزار تنها کاری که میتونه بکنه این هست که از لحاظ علمی سطح خودشو همیشه بالا نگه داره.
بقیش مربوط به دولت و دانشگاه و صنایع نیازمند هست !!
کارشناسان نرم افزار در کشور ما عموما سطحشون بالا هست چون همینا وقتی در کشور دیگه کار میکنن بهترین کارها رو ارایه میکنند.
اما متاسفانه این صنعت از دید مسوولان کودن کشور ما یک جور تفریح محسوب میشه و شعارهای دولت نهم ( نه دهم ) تمام دروغ بود و حتی طرح های دولت قبلی رو هم ( تکفا و … ) حذف کردند.
از بین رفتن سازمان مدیریت هم کمکی برای نابود کردن هر چه بهتر این صنعت بود ! و این میشه که میبینیم !
بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۰ ق.ظ
بی نام گفته است :
این طرح های دولتی به ندرت کمک میکنه . به نظرم آدم اگه بخواد منتظر بمونه کسی بهش کمک کنه هیچ وقت راه نمی افته…باید راه افتاد تو راه اگه شد از کسی کمک میگیریم وگرنه خودمون با سختیها یک جوری دست و پنجه نرم میکنیم. خدا هم که هست . کمک میکنه…این جوری کنار ایستادن و فقط بدیها رو به رخ کشیدن مشکلی رو حل نمیکنه …باید فقط نقاط مثبت رو دید و سعی کرد از اونها استفاده کرد….
بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
admin گفته است :
نه نه ! من منظورم طرح دولتی نبود ! منظورم حمایت مالی و معنوی از صنایع بود ! اون طرح ها محرک هستند فقط همین. و در واقع نوعی حمایت معنوی. هیچ صنعت نو پایی نمی تونه بدون حمایت مالی و معنوی کافی رشد کنه یا حداقل سرعت رشد خوبی داشته باشه.
مشکل صنعت نرم افزار هم همینه.
حرفی که شما میزنین برمیگرده به رشد علمی خود افراد.
نکته دیگه هم هست ! چیزی که شما میگید در ایران قابل اجرا نیست !
۱ - به خاظر فرهنگ استفاده از نرم افزار
۲ - به خاطر کپی رایت و عدم رغبت برنامه نویسا برای تولید محصول خوب
۳ - به خاطر عدم وجود امکانات کافی برای رشد اون محصولی که تولید میکنند
این مواردی که در بالا گفتم ، یعنی چیزهایی که در همه کشورهای مدرن که قدر تولید نرم فزار رو میدونن وجود داره و این میشه که ۲ تا دانشجو میتونن فیس بوک رو درست کنند و رشد بدهند تا حدی که سهامش میلیارد تومن ارزش داشته باشد !
بهمن ۴م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۰ ق.ظ
امین گفته است :
خیلی خوب توصیف کردی… رفتم به حال و هوای نمایشگاه هایی که توش شرکت می کردیم
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۱ ب.ظ