Follow @Mostafafallah

شستشوی مغزی

نوشته شده در قسمت : خاطره, دست نوشته, شخصی توسط : خودم

دوستی دارم به اسم سید جواد ! بر خلاف اسمش نه مهربون هست نه جواد !‌ البته منش و سبک زندگیش عامیانه هست !‌ مثل خیلی های دیگه ! و از سطح عمومی جامعه از لحاظ مطالعه و اینا پایین تره. اما پسر خوش قلب و مودبیه. با جواد همیشه صمیمی بودم و خاطرات خیلی خوبی داریم ! زمانی که با هم بیشتر بودیم، ‌خیلی به من اعتماد میکرد و تقریبا در همه چیز شریک بودیم. و دوران خوبی داشتیم. حدود ۲ ماه پیش اومده بود مشهد. به اتفاق همسر مهربانش و پسر خوشگلش. دیداری داشتیم و حرف و صحبت در مورد مسایل مختلف و این چیزی بود که باعث شد تا این پست رو بنویسم، شستشوی مغزی بود که روی این دوست ما اتفاق افتاده و همچنان ادامه دارد. این مساله بیشتر در افرادی که دارای مطالعه زیادی نباشند یا از دید بالاتری نسبت به حوادثی که در اطرافشون اتفاق می افته ، برخوردار نباشند ، اتفاق می افته.

وقتی که جواد ۱۵ سالش بود ، به من میگفت : مصطفی روزی میاد که این آخوندهای دزد رو میگیرن و اعدامشون میکنن و سرشون رم میزارن سر دیوارها !!!! این تفکر ۱۵ سالگی این پسر بود تا اینکه جواد قصه ما رفت سربازی ! یکی از واحد های خاص سپاه در تهران و راننده هم بود . بعد از سریازیش دیدمش ! چنان از رهبر طرفداری میکرد و چنان میگفت این آدم مظلومه که من یاد سپاه امام حسین و کربلا افتادم !

حدود ۳ پیش دوباره باز دیدمش !! فکر میکنین چه جوری شده بود ؟ بهم میگفت ! چقدر ما رو خام کردند تو سربازی ! اینا چه به سر این مردم میارن و چه کار که نمی کنن و … .

و آخرین بار ، یعنی همین ۲ ماه پیش که اومده بود مشهد دیدمش !!! وقتی در مورد انتخابات و فجایع بعدی که در حق مردم شده بود صحبت شد میگفت : حالا یک نفر پیدا شده تو این مملکت ، که میخاد به این سید تنها و مظلوم کمک کنه !! یک مشت منافق …. !!!!!

وقتی که جواد در بین سیستمهای دولتی و حکومتی قرار میگیره این خروجی رو میده و وقتی میاد توی جامعه و بین مردم دیدگاهش ۱۰۰ درجه تغییر میکنه !! به نظر شما کدوم واقعیه !! زندگی واقعی و در بین مردم بودن ! یا شعار و توهم ؟

من به این میگم شستشوی مغزی !

۶ نظر

  1. حمید گفته است :

    متن جالبی بود.
    البته که همه چیز با ۵ دقیقه فکر کردن عقلانی حل خواهد شد. این طرفداران نظام هم کافیست ۵ دقیقه فکر کنند….
    خوش باشی.

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۳:۱۱ ب.ظ

  2. نا شناس گفته است :

    شما خیلی زود دارین قضاوت میکنین
    تا آدم توی شرایطی قرار نگرفته که مجبور شه بین اعتقادات و معاش خودش و خونوادش، مصالحه کنه نمی تونه قضاوت کنه
    شما نمی دونین که ایشون توی چه شرایطی قرار گرفته و …
    تغییرات جالبی تو این بلاگ دیده میشه
    کم کم شما هم داری از بالا به همه نگاه می کنی!!!!!!!

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۷ ب.ظ

  3. حسام کریم گفته است :

    به نظر من به اینجور افراد میگند حزب باد و به شستشوی مغزی ربطی نداره
    مغز وقتی یکبار شسته بشه به این راحتی دوباره کثیف نمیشه
    اما از هر طرف که باد بیاد شاخه های درخت به همون طرف رو میکنه
    تو ایران هم زیاد باد میاد هم درختای بید زیاد هستند
    رقص درخت بید وقتی نسیم میاد واقعا دیدنیه

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

  4. فرهاد گفته است :

    سلام
    من همیشه و در هر محفلی این نکته رو عنوان می‌کنم که بزرگترین مشکل در مملکت ما ناآگاهی عامه مردم هست. مردم ما اگر مطالعه داشته باشند و اخبار هر دو طرف رو بخونند و بررسی و تجزیه و تحلیل کنند میتونند به حقیقت نزدیک بشن. متاسفانه ما در حال حاضر هیچگونه رسانه آزاد در هیچ سطحی نداریم و قضیه اینترنت و ماهواره رو هم که خودت بهتر میدونی چطوری هستش. با این حال من نوعی اخبار رو به طور روزانه از هر دو طرف مطالعه میکنم و سرانجام خودم تصمیم میگیرم که کی درست میگه و کی غلط. این یعنی آزادی و پیشرفت.

    اسفند ۲م, ۱۳۸۸ در ۹:۰۲ ب.ظ

  5. majid گفته است :

    همایش ۲۲ خرداد تا ۲۲ بهمن، ۸ ماه نبرد سایبری
    http://netiran.info/group.php?group_id=70

    اسفند ۸م, ۱۳۸۸ در ۲:۳۱ ب.ظ

  6. رحمان گفته است :

    من هم اسم این رو می گذارم جوگیری و نون به نرخ روز خوردن. مثل امثال آقایون شریفی نیا و نجفی که کارنامه قبل و بعدشون مشخص هست. در ۱۵ سالگی هم که آدم نمی دونه چی می خواد از زندگی. در کل مشکل مطالعه نکردن عوام هست و اینکه سرگرمی مردم شده صحبت در مورد مسائل سیاسی. توی هیچ کشور متمدنی شما نمی بینی که مردم عامه کوچکترین صحبتی از سیاست بکنن. ۴ سال یک بار میان رایشون رو می دن و تموم می شه تا ۴ سال بعد.

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

دیدگاهتان را بنویسید :