هیچ ، افتخاری برای سینما

چندین روز پیش با حمید و امیر ، دوستان عزیزم ، سینما رفتیم و فیلم هیچ رو دیدیم. فیلم خوبی بود و من بسیار ازش حال کردم. در یک جمله ساده فیلم واقع گرای محض هست و اگر شما کمی بدبین باشید حتما میگید فیلم پوچ گرایی هست. متاسفانه در بعضی از نقدهایی که از این فیلم میشه ، همین کلمه تکرار میشه. اینجاست که آدم یاد داستانهای بی نظیر و شاهکار صادق هدایت می افته که متاسفانه به اونها هم همین انگ زده میشه. و جالبه که هنوز بوف کور فروش داره !!!! (لابد چون پوچ گرا !! بوده )
اهل نقادی فیلم نیستم ، بلد هم نیستم ، اما از دیدن و خوندن برخی نقادی های حزبی و جناحی (اینجا) ، اونم وابسته به دولت ، حالم به هم میخوره ! از این خبرگزاری های تازه به دوران رسیده که باید در همه فیلم های مد نظر اونها ، حتما چند نفر بمیرن ! یک روضه داشته باشه و یک عروسی شیرین هم توش در بیاد و از این چرندیات. مساله اینجاست که آدم نمی تونه ساکت باشه وقتی این جور چیزا رو میبینه.
آقایون میگن این فیلم پوچ گراست و واقعیت های جامعه تهی دست ایران رو بیان نمیکنه ! در حالی که من کلا با این موضوع مخالفم. اتفاقا اگر آقایون کمی از اون افراد تهی دست خبر داشتند حتما این فیلم رو میستودند. کار به این ندارم که سوژه اصلی فیلم که پرخوری یک نفر هست ، واقعی هست یا نیست، اما کم نیستند افرادی که به شدت محتاج اندک پولی هستند تا زندگیشون تغییر کنه . اتفاقا به نظر من آقای کاهانی (کارگردان) بسیاری از موارد تلخ تر رو هم میتونست بگه که نگفت.
یک جمله و چند دقیقه فکر مشکل رجا نیوز رو حل می کنه :
به گزارش خبرنگار مهر، این دو فیلم پس از ۱۰ روز اکران عمومی در سینماهای تهران که از ۲۶ اسفند آغاز شده است، ۴۵ میلیون تومان فروش داشتهاند. (اینجا)
حالا به نظر شما ، مردم ما اینقدر احمق هستند که برای همچین فیلمی که شما هزار تا انگ بهش زدید برن سینما و اینهمه پول بدن ؟! به خاطر خدا بس کنید که همه مشکلات این کشور از شما تند روهای بی تخصص هست ! بس کنید.
خلاصه ای از فیلم :
نادر سیاه دره به بیماری جوع (گرسنگی مدام ) دچار است و برای سیر کردن شکمش به هر کاری دست می زند . او که با عمه اش زندگی می کند باسفارش عمه با زنی دلاک ازدواج می کند که این زن نیز خانواده ی پر جمعیتی دارد . فصل اول یا نگاه اول معرفی نادر و مشکلات او و فصل دوم یا نگاه دوم تاثیر ورود نادر در زندگی خانواده ی جدیدش را حکایت می کند . (اینجا)
در این فیلم هر کدام از افراد این فیلم ، از کودکان تا پیرترین افراد ، همه دچار مشکلات فکری و اجتماعی هستند و البته راه حل های اشتباهی رو انتخاب می کنند و داستان با ورود نادر سیاه دره تغییر میکنه. نادر در بخش اول فیلم لکه ننگی برای خانواده زن دلاک محسوب میشه ولی خانواده زن دلاک بعد از اینکه متوجه بخش دیگری از شرایط زندگی او میشن (پول زیاد) ، او رو میپذیرن (این بارزترین مشکل جامعه ما هست و کیه که بتونه بگه این پوچ گراییه ؟؟)
از تعدادی از صحنه های فیلم خیلی خوشم اومده که اینجا خلاصه میگم :
۱ - صحنه ای که پسر بچه های شر ، در حال داد زدن پشت بلندگوی وانت بیک هستند و بیک با کتک اونها رو دور میکنه.
۲ - صحنه های ظریفی که کارگردان تا عمق زندگی شخصی افراد پیش میره و هنرمندانه همه مسایل رو در نظر میگیره.
۳ - صحنه های که محترم در تنهایی تاریکی زندگی خودش غصه میخوره و به خیانتی که بهش شده فکر میکنه و به سرنوشت بدش .
۴ - صحنه آخر فیلم که یک تراژدی واقعی و تکان دهنده هست.
و اما چند نکته دیگه از فیلم :
انسانهای فیلم «هیچ» همگی شان با این روزمرگی درگیرند، این روحیه را میتوان کم و بیش در شخصیت عادل (احمد مهرانفر) نیز مشاهده کرد. جوانی که سعی میکند مطابق مد روز پیش برود، از راه فروش سی دی، ساندویچ و لیدری تماشاگران فوتبال روزگارش را بگذراند، مردی که شاید اوج خواسته ی اجتماعی اش طرفداری از فلان تیم فوتبال باشد و… او با همسر جوانش، یکتا (باران کوثری) سازگار نیست. طرز حرف زدنش را به تمسخر میگیرد و در پایان میبینیم که تراژدی یکتا چگونه بر پایه اینکه همسرش بچه می خواهد رقم میخورد. (اینجا)
بلاهتبارترین چهره ی «هیچ» را نیما، نامزد لیلا (نگا رجواهریان) رقم زده است. جوانی که مهندس نصف و نیمه ای است، عینک ته استکانی به چهره دارد و رنگ موی او به خوبی با رفتارش که سراسر از گیجی و منگی است، همخوانی دارد. جوانی که بر حال او میخندیم و باز هم میخندیم و در آخر میبینیم که چگونه در فصل کمدی رمانتیک فیلم از قلمرو «هیچ» به بیرون پرت میشود. (اینجا)
اگر با دقت بیشتری به «هیچ» نگاه کنیم، به نکتههای قابل تامل و تضادهای جالبی میرسیم. نکته ها و تضادهایی که سرشار از کنایه است. مثلاً در صحنهای که گزارشگران تلویزیون آمدهاند تا گزارشی جذاب از عجایب روزگار را تهیه کنند، در قاب دوربینشان به کلوزآپی از نادر سیاه دره بسنده میکنند. آنها نه تنها به حاشیه این موجود غریب توجهای ندارند، بلکه آن را مزاحمی برای کار خود میدانند. سکون دورین آنها دقیقاً در تضاد با دوربین جست و جوگر و متحرک مسعود سلامی (فیلمبردار هیچ) است و به ما میگوید که برای ثبت گزارشهای سفارشی، طراحی و ساخته شده است. جایی که مردها با دی وی دی از صفحه ی تلویزیون، «فیلم نرم» “پـورنو” را تماشا می کنند، به محض سررسیدن یکی از زن ها، می زنند روی کانال تلوزیونی که آرم پایان برنامه های سیما در آن حک گردیده، این کنایه ای است به بی تفاوتی رسانه ی ملی که با طنزی نیشدار همراه شده است. ایجاد شهرتهای پوشالی و کاذب از سوی رسانه ی ملی هم زمانی به چشم میآید که اهل محل برای گرفتن عکس یادگاری به سمت نادر میآیند، با همه ی شهرت و سرمایه ای که نصیب نادر می شود، ساکنان اصلی خانه همچنان در فقر و فراموشی باقی میمانند. (اینجا)
بازیگران : مهدی هاشمی(نادر سیاه دره) ،پانتهآبهرام(محترم)، مهران احمدی(بیک)، احمد مهرانفر (عادل)، نگار جواهریان(لیلا) ،مرضیه برومند(عمه)، باران کوثری(یکتا)، صابر ابر(نیما)، پوریا ایمانی، علیرضا سلیمی، احسان بیستون، علیرضا استادی، علیاصغر کردبچه، فرخنده فرمانی زاده، مجید صفری، امیر سفیری، محمد جواهری، رضا نادری و نیره فراهانی و…

امیر فهمیده گفته است :
جالب بود
من و حمید از یه صحنه دیگه فیلم خوشمون اومد که خوب چون می دونی نیازی به گفتن نداره دیگه
اما خوب موضوع جالبی داشت فیلم
مخصوصاً وقتی در کنار دوستان خوب فیلم رو ببینی
اما هیف که سینماش عالی نبود
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱:۰۲ ب.ظ
حمید گفته است :
متن جالبی بود- خوشم اومد از نوشتنت.
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱:۰۳ ب.ظ
امیر فهمیده گفته است :
اها چیپسشم خوب بود با دلسترش !
مصطفی نظر منو ویرایش کرده ها نگی نگفتی ؟
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱:۱۲ ب.ظ
نا شناس گفته است :
شما استعداد خوبی برای نوشتن دارین و یه سبک نوشتاری پیوسته و یک دستی توی تمام بلاگ هایی که تا حالا زدین داشتین که گرمه و کشش داره. پیشنهاد می کنم یه دوره کلاس نویسندگی برین و از زندگی خودتون و تجربه هاتون بنویسین
فقط یه کمی عصبانی گاهی می نویسین که باعث میشه اون طنز متعادل و ذاتی نثر تون خودشو نشون نده
امیدوارم از نظرم ناراحت نشین، با حسن نیت گفتم.
فروردین ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۱:۵۷ ب.ظ
محمود زبل گفته است :
اخوی .فق لازم بود کارگردانش ده نمکی و یا سلحشور باشه .بعد میدیدی چه جوری و با سلام و صلوات فیلم و تعریف میکردن.
چون اهل سینما نیستم (چون آدم و سیگاری میکنه!)ترجیح میدهم امشب با تخمه آفتابگردش مهمان بارسلون و رئال مادرید باشم در سانتیاگو برنابئو
فروردین ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۵:۰۹ ب.ظ
محمود گفته است :
مصطفی چرا نظر من تایید نمیشه؟؟؟؟؟
فروردین ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۱ ب.ظ
هانیه گفته است :
قشنگ ترین صحنهی فیلم به نظرم اون جاییه که ناصر هاشمی و زنش نشستن روی اون تخت کنار حوضشون، تصویری که ما میبینیم عکس اوناست که تو آب حوض افتاده و یه توپ فوتبال پلاستیکی که رو آب شناوره.. به نظرم این صحنه کاملا بیان کنندهی ‘هیچ’ ه ..
تیر ۸م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۶ ب.ظ