<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: هیچ ، افتخاری برای سینما</title>
	<atom:link href="http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/</link>
	<description>همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم ...</description>
	<pubDate>Mon, 21 May 2012 04:19:23 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.5</generator>
		<item>
		<title>با: هانیه</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-976</link>
		<dc:creator>هانیه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-976</guid>
		<description>قشنگ ترین صحنه‌ی فیلم به نظرم اون جاییه که ناصر هاشمی و زنش نشستن روی اون تخت کنار حوضشون، تصویری که ما می‌بینیم عکس اوناست که تو آب حوض افتاده و یه توپ فوتبال پلاستیکی که رو آب شناوره.. به نظرم این صحنه کاملا بیان کننده‌ی 'هیچ' ه ..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قشنگ ترین صحنه‌ی فیلم به نظرم اون جاییه که ناصر هاشمی و زنش نشستن روی اون تخت کنار حوضشون، تصویری که ما می‌بینیم عکس اوناست که تو آب حوض افتاده و یه توپ فوتبال پلاستیکی که رو آب شناوره.. به نظرم این صحنه کاملا بیان کننده‌ی &#8216;هیچ&#8217; ه ..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمود</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-824</link>
		<dc:creator>محمود</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-824</guid>
		<description>مصطفی چرا نظر من تایید نمیشه؟؟؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی چرا نظر من تایید نمیشه؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمود زبل</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-819</link>
		<dc:creator>محمود زبل</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-819</guid>
		<description>اخوی .فق لازم بود کارگردانش ده نمکی و یا سلحشور باشه .بعد میدیدی چه جوری و با سلام و صلوات فیلم و تعریف میکردن.

چون اهل سینما نیستم (چون آدم و سیگاری میکنه!)ترجیح میدهم امشب با تخمه آفتابگردش مهمان بارسلون و رئال مادرید باشم در سانتیاگو برنابئو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اخوی .فق لازم بود کارگردانش ده نمکی و یا سلحشور باشه .بعد میدیدی چه جوری و با سلام و صلوات فیلم و تعریف میکردن.</p>
<p>چون اهل سینما نیستم (چون آدم و سیگاری میکنه!)ترجیح میدهم امشب با تخمه آفتابگردش مهمان بارسلون و رئال مادرید باشم در سانتیاگو برنابئو</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نا شناس</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-818</link>
		<dc:creator>نا شناس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-818</guid>
		<description>شما استعداد خوبی برای نوشتن دارین و یه سبک نوشتاری پیوسته و یک دستی توی تمام بلاگ هایی که تا حالا زدین داشتین که گرمه و کشش داره. پیشنهاد می کنم یه دوره کلاس نویسندگی برین و از زندگی خودتون و تجربه هاتون بنویسین 
فقط یه کمی عصبانی گاهی می نویسین که باعث میشه اون طنز متعادل و ذاتی نثر تون خودشو نشون نده
امیدوارم از نظرم ناراحت نشین، با حسن نیت گفتم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما استعداد خوبی برای نوشتن دارین و یه سبک نوشتاری پیوسته و یک دستی توی تمام بلاگ هایی که تا حالا زدین داشتین که گرمه و کشش داره. پیشنهاد می کنم یه دوره کلاس نویسندگی برین و از زندگی خودتون و تجربه هاتون بنویسین<br />
فقط یه کمی عصبانی گاهی می نویسین که باعث میشه اون طنز متعادل و ذاتی نثر تون خودشو نشون نده<br />
امیدوارم از نظرم ناراحت نشین، با حسن نیت گفتم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر فهمیده</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-810</link>
		<dc:creator>امیر فهمیده</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-810</guid>
		<description>اها چیپسشم خوب بود با دلسترش !
مصطفی نظر منو ویرایش کرده ها نگی نگفتی ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اها چیپسشم خوب بود با دلسترش !<br />
مصطفی نظر منو ویرایش کرده ها نگی نگفتی ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-809</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-809</guid>
		<description>متن جالبی بود- خوشم اومد از نوشتنت.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>متن جالبی بود- خوشم اومد از نوشتنت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر فهمیده</title>
		<link>http://blog.mfallah.com/1389/01/15/802/#comment-808</link>
		<dc:creator>امیر فهمیده</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.mfallah.com/?p=802#comment-808</guid>
		<description>جالب بود 
من و حمید از یه صحنه دیگه فیلم خوشمون اومد که خوب چون می دونی نیازی به گفتن نداره دیگه 
اما خوب موضوع جالبی داشت فیلم 
مخصوصاً وقتی در کنار دوستان خوب فیلم رو ببینی 
اما هیف که سینماش عالی نبود 
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب بود<br />
من و حمید از یه صحنه دیگه فیلم خوشمون اومد که خوب چون می دونی نیازی به گفتن نداره دیگه<br />
اما خوب موضوع جالبی داشت فیلم<br />
مخصوصاً وقتی در کنار دوستان خوب فیلم رو ببینی<br />
اما هیف که سینماش عالی نبود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

