عصر جمعه

عصر جمعه ، زمانیه که حتما باید یه آدم خاصی دور و برت باشه که باهاش بتونی تایم رو بگذرونی ! بدترین حالتهای این زمان به شرح زیر هستند :
۱ - حضور در پادگان سربازی بی در و پیکر که از هر طرفش تا چشم کار میکنه بیابون و بیابون دیده میشه !!و البته خورشید عزیز که داره غروب میکنه !
۲ - حضور در بیمارستان بزرگی که خلوت هست ! مخصوصا بعد از تایم ملاقاتی تا ۱۰ شب !
۳ - حضور در یک شهر غریب ، مثلا دانشجو باشی توی اون شهر و … .
در همه این حالات که در بالا گفتم ، باید قطعا کاری کرد که تایم رو به نحوی بگذرونی که اصلا متوجه اون نشی ! متاسفانه من در همه این زمانهای بالا حضوری پررنگ داشتم!
حالا واقعا چرا عصر جمعه این جوریه ؟!؟ خیلی ضدحاله !
. گفته است :
سلام
چقدر مطلبتون دلگیر بود عکس غروب خورشید هم که این دلگیری رو مضاعف کرده بود
تائید میکنم خیلی سخت میگذره عصرهای جمعه خیلی هم دلگیره.
تنها بودن شاید یکی از اساسی ترین دلیلهاش باشه به نظر من.شایدهم دلایل دیگه ای داشته باشه .
اما معمولا اگه دقت کرده باشین عصرهای جمعه اگه با خانواده، دوستان و فامیل گذرونده بشه خیلی خیلی کم دلگیر میشه.
خدا هیچ وقت هیچ کسی رو درگیر این دل گیر شدنها نکنه خیلی سخته خیلی .
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۹:۰۸ ب.ظ
مهدی فدوی گفته است :
می تونی بشینی و فیلم ببینی، فوتبال بازی کنی یا با دوستان گل کوچیک بزنی یا اگر هوا تاریک بود یا سرد بود با کامپیوتر دور هم فوتبال بزنین،بری مهمونی و با خانواده و دوستان دور هم باشی.
من خیلی به ندرت دچار این حالت می شم. چون معمولا عصر جمعه دور و برم شلوغه.
فروردین ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۸:۱۶ ق.ظ
حسام گفته است :
این حالت واسه خودش عالمی داره
من کمتر دچار این حس میشم
فروردین ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۹:۲۴ ب.ظ
. گفته است :
نظر من همچنان در انتظار تایید توسط مدیریته ؟
فروردین ۲۹م, ۱۳۸۹ در ۲:۲۰ ب.ظ
امین گفته است :
به اون موارد حال و احوال یک دانش آموز رو هم اضافه کن. خصوصا بعد از اینکه برنامه کودک و فیلم سینمایی تموم شده و مثلا شنبه هم امتجانی چیزی داره یا یک درس ضد حال… دانشجو ها هم خیلی البته حال نمیکردن ولی این حس برای من یکی تو دوران دانش آموزی خیلی بدتر بود
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۳:۳۶ ب.ظ