آزادی مطلق !
زمانی که نوجوان بودم، بیشتر از الان کتاب میخوندم. بسیار بیشتر از الان. از بین این همه کتابی که خوندم، فقط یکی دو مورد در مورد آزادی سیاسی و چیزهایی شبیه به اون صحبت شده بود. بعضیاشون از فیلتر نظام رد شده بود و بعضیاشون هم قاچاقی مثل خیلی از کتابهای دیگه از دستفروش های خیابان دانشگاه و بعضا جنت میخریدیم.
توی اون دوران که تازه آقای خاتمی رئیس جمهور شده بود ، در مورد این موضوع زیاد صحبت میشد و گاها نکات جالبی در بین این صحبتها رد و بدل میشد که حاصلش درگیری شدید بین دو تفکر حاکم در کشور بود. طرفداران نظام سنتی و اصولا مذهبی و به عبارتی حزب اللهی و طرفدارن نظام مدرن که بعضا اقشار دانشجو و متجددین بودند نقش های اصلی این درگیری ها رو بازی میکردند. آستانه تحمل این دو گروه بسیار کم بود و معمولا کوچکترین بحثی به درگیری کشیده میشد. در همون دوران هیچ وقت صحبتی از آزادی مطلق نمیشد و همیشه مسایلی پیرامون آزادی مدنی و مردم سالاری و … میشد.
اما چندی پیش ، مرد خبرساز ، یعنی محمود احمدی نژاد در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز از عبارت آزادی مطلق در ایران اسم بردند و من هر چی فکر کردم که این عبارت رو توی کدوم یکی از این همه کتاب و روزنامه خوندم قبلا، یادم نیومد و فهمیدم ایشون در حین صحبت هیجان زده شدند و فکر کردند که در ایران آزادی ، اون هم از نوع مطلق هست. (اینجا)
و من هر چی فکر کردم که یادم بیاد که کسی از رئیس جمهور انتقاد کرده باشه و دوباره بعدش سر کارش مونده باشه یا روزنامش مشغول فعالیت مونده باشه ! چیزی یادم نیومد ! حالا شورای نگهبان و … بماند.
با توجه به وقایع یکسال اخیر میتونم بگم که آزادی مطلق در ایران صرفا آزادی از نوع تعریف و تمجید هست و نه چیز دیگه ای. البته شما میتونید از معاون اداری استانداری (برای مثال) انتقاد کنید ولی در ابتدا باید از ایشون بابت زحمتهای قبلیشون تشکر کنید.



