فصل الخطاب خونه دایی جان !
لطفا یک نفر جواب درستی به من بده ؟ من میخام کمک کنم به یک نفر . کی ؟ ایشون :
یکی از اعضای خانواده من مرد بسیار شریفیه و ۷ تا هم بچه داره و بچه هاش هم همه جایگاه خوب اجتماعی دارند. خودش هم شغل آبرومندی داره و در کل مرد بسیار خوب و خانواده دوستیه. خانمش چند سال پیش فوت کرد و به رحمت خدا رفت. زن بسیار خوبی بود.
از وقتی که این بنده خدا مرحوم شد ، بین این بچه ها و مخصوصا دخترای بزرگ ایشون اختلافات زیادی پیش اومد. در یکی از دعواها این مرد قابل احترام از یکی از دخترهای خانواده حمایت کرد و این حمایت طوری بود که همه اعضای خانواده مطمین بودند که این آقا داره اشتباه میکنه چون در واقع این مرد خوب قصه ما رسما طرفداری میکرد.
از اونجا بود که دیگه ایشون حرف آخر رو نمیزد توی خونه و دیگه قابل احترام نبود.
و به نظر من دیگه دایی جانم ، فصل الخطاب خانوادش نمیشه. بچه های خانواده و … همه ناراحت از این اختلافی که به وجود اومده. و اتفاقا هر کدوم رفتن شهری و دارن زندگی میکنن !
به نظر شما راه حل چیه ؟
حسام گفته است :
آین آقا خوب یا بد باید قید همه بچه هارو بزنه و بره یه زن دیگه بگیره و از نو شروع کنه
خرداد ۱۹م, ۱۳۸۹ در ۱:۱۱ ب.ظ
masoud گفته است :
به نظر من دو تا تو گوشی بزنه توگوششون بگه اهههه یعنی چی بچه واینقدر پر رو :دی
به نظر من هم ایشون باید قید اونبچه هارو بزنه و دوباره با ازدواجی خودشو سرو سامون بده.
موفق باشید
خرداد ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۷:۴۲ ق.ظ
فرشید رحیمی گفته است :
در جواب این مطلب تنها میتوان به موارد ذیل اشاره نمود که بعنوان تمام آنچه والدین از بدو تولد فرزندانشان بر آنها روا داشتند ، تقدیمشان نمود. از فرزندان ایشان بخواهید کمی به این مطلب درست اندیشه پیشه کنند و در غیر اینصورت زمان پشیمانی و شرمندگی به زودی برایشان از سوی فرشته الهی فراهم خواهد شد.چراکه روایتیست از سوی امام صادق (ع) اگر هر آنچه خداوند بعنوان نعمت به آنها ارزانی میدارد ارزش ندهند از انها باز پس خواهد گرفت تا در نبود آن در فراقش به ارزش داشتنش بیشتر تفکر کنند :
۱- ضرورت محبت به والدین
۲- خوش زبانی و خوش رفتاری با والدین
۳- رعایت حرمت والدین
از آیه ها و روایت های تربیتی برمی آید که احسان به پدر و مادر در همه حال لازم است. هرگاه یکی از پدر و مادر یا هر دو
از آنان پیر شوند، فرزند باید متکفل امور آنان باشد، نه اینکه اداره امور آنان را به دیگران بسپارد و خود از زیر بار این مسئولیت
شانه خالی کند.
از نظر قرآن کریم، احترام به پدر و مادر و مهربانی و عطوفت فرزندان با آنان از جایگاه ویژهای برخوردار است، تا آنجا که خداوند در قرآن، آن را مهمترین مسأله پس از توحید و ایمان به وحدانیت و یگانگی خود میداند. در آیهی۲۳سورهی مبارکهی اسراء میخوانیم:
«و قضی ربک الّا تعبدوا إلّا إیاه و بالوالدین احساناً؛
پروردگارت فرمان داد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید».
میبینیم که در این آیهی شریفه، پس از فرمان به یکتا پرستی ، مسأله احسان به والدین مطرح شده است و بر دیگر فرمانها و دستورات خداوند مقدم شده است که خود بیانگر اهمیت ویژه این موضوع است. درآیات متعدد دیگری هم بر این مطلب تأکید شده است.
علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان میفرماید: احسان به والدین بعد از توحید خداوند از واجبترین واجبات است، همانطور که عاق والدین از بزرگترین گناهان کبیره بعد از شرک به خداست».
از آنجا که آدمی یک موجود مدنی و اجتماعی است و پیریزی اولیه مدنیت از اجتماع کوچک خانواده شروع میشود، اکرام و احسان به والدین هم از لوازم روشن و جدایی ناپذیر و فطری این زندگی اجتماعی خواهد بود.۲
در ادامه آیات قبلی می خوانیم که: «إمّا یبلغنَّ الکبر أحدهما أوکلاهما فلا تقل لهما أفّ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما؛اگر یکی از پدر و مادر یا هر دوی آنها به پیری رسیدند به آنها أف نگو و آنها را با فریاد و تندی از خود مران و به آنها سخن کریمانه بگو».
در اینجا با دو سؤال روبرو هستیم: اول آنکه «أف» یعنی چه؟أف هر سخنی است که انزجار و ناراحتی از والدین را برساند. بنابراین خداوند به ما امر میکند که در هنگام ناراحتی و خشم، افسار کلام را در دست بگیریم و با آنان به نیکویی سخن بگوییم و از جادهی ادب دور نشویم.
دومین سؤال آن است که چرا خداوند میفرماید: وقتی پدر و مادر به سن پیری رسیدند به آنان أف نگویید، با این که به نظر میرسد، نیک سخن گفتن با پدر و مادر اختصاص به زمان پیری آنها نباشد و انسان میبایست همواره این ویژگی را حفظ کند؟
خداوند فرزندان ایشان را عفو و مورد رحمت و آمرزش خود قرار دهد.
علامه طباطبایی در پاسخ میفرماید: از آنجا که پیری سختترین و دشوارترین مرحله زندگی پدر و مادر است؛ لذا در این دوران، به یاری و کمک فرزندانشان و انجام امور ضروری زندگی که از انجام آنها عاجزند، نیازمند میباشند و اساساً والدین از هنگامی که فرزند را از کودکی نگهداری و تربیت میکنند، آرزو دارند که او در پیری دست آنها را بگیرد. بنابراین آیهی شریفه وجوب احسان و اکرام والدین در تمامی اوقات را نفی نمیکند؛ بلکه بر اهمیت ویژهی دوران سالخوردگی و پیری پدر و مادر تاکید میکند.
خرداد ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۳:۱۳ ب.ظ
مجیدی گفته است :
آره راست میگه مصی جاان .. تنها کسی که میتونه بهش آرامش بده و کنارش باشه یک همسره
البته همیشه نباید کسی جانب کس دیگه ای رو بگیره مخصوصا تو مشاجره ها که همین خودش خیلی خیلی خطرناکه
ما تو خونوادمون پدرم همیشه بدون جانب داری مسائل رو حل کرده حتی بعضی موارد به برادر بزرگم به خاطر بعضی از کاراش نسبت به من ، تو خلوت بهش تذکر داده و البته قبلش به من ۲۰ تا تذکر داده
البته حاج آقا هیچ موقه حرف آخر رو نمیزنن همیشه نظر میپرسن و سرآخر به اتفاق حاج خانوم حرف آخر که نظر همس رو انجام میدن
نمونش همین خرید آپارتمان برای بچه هاش بود که به راحتی انجام شد
من فک میکنم داییتون حرمتش شکسته و به همین راحتی بدست نمیاد چون دیگه بچه هاش بهش نیازی ندارن و همشون سرشون تو زندگی خودشونه … من فک میکنم این بچه هاشن که باید کوتاه بیان .. حالا که خودش نفوذ نداره باید یکی که همه بهش احترام میزارن و نفوذ داره رو بچه ها ، اونا رو متقاعد به احترام گذاشتن کنه .. تازه داییتون باید یه خط قرمزی بین خودشو بچه هاش بزاره که حرمتش شکسته نشه
به هر حال جبروت رو باید داشته باشه که اگه بچه ای پاشو از گلیمش درازتر کرد چنان باهاش برخورد بکنه که بچش از خجالت و شرمندگی نتونه سرشو بالا بگیره …. همیشه احترام از ارزشیه که آدما برا خوشون میزارن
داییتون باید ارزش خوشو بدونه وبه بچه هاش نشون بده این ارزش رو
من کوچیکتر از اونم که بتونم راهنمایی کنم ولی همینا به ذهنم رسید و ممنون بابت احترام و اعتمادت
چاکریم
خرداد ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۷:۴۷ ب.ظ
زبل خان گفته است :
به زنه بر طبل بی عاری که عالمی داره.
ک….ل…. همشون -زندگی صحنه یمتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند از صحنه رود !
خب برود به درک
البته یک راه حل دیگه هم خودکشیه اونم با طناب دار توپه یک حالی میده
خرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۳ ق.ظ
علی گفته است :
از بیانات کسی که بلانسبت مثل دایی شما می ماند: “نظر من به نظر ایشان نزدیکتر است” شنبه هم هرکسی اومد تو خیابونا، خونش گردن خودش است!!! بزنید، بکشید!!!!!
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ در ۷:۴۱ ق.ظ