دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

تهران در بعد از ظهر

نویسنده:
۱۷ دی ۸۹

تهران در بعد از ظهر، یکی دیگر از آثار مصطفی مستور است که مانند سایر کتابهای او خواندنی و جذاب است. نویسنده سعی دارد تا با قرار دادن چند رویداد معمولی اما با نگاهی متفاوت و خاص ، مسایل واقعی یک شهر بزرگ را بیان کند.

چند جمله بسیار باحال در کتاب :

  • سخت‌تر از خودکشی اینه که خودتو نکشی.
  • اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم . اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم . اشتباه سوم من این بود که فکر می کردم با تو خوشبخت می شم . اشتباه بعدی من این بود که تو رو صد بار بخشیدم . اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون . هنوز هم دارم اشتباه می کنم که با تو حرف می زنم

در انتهای کتاب ، نویسنده به بیان چند مساله بسیار جالب می پردازد که قرار است شما جواب بدهید ! برای حل کردن این مسایل ، شما نیاز به یک جهان بینی خاص خودتان، یک دنیا تجربه ، یک دنیا احساس و خیلی چیزهای دیگر دارید ! ممکن است جواب الانتان با جواب شما در ۱۰ سال آینده بسیار متفاوت باشد ! صورت مسایل ، جبر و هندسه نیستند ! صورت مساله ، زندگی هست ! همین زندگی روزمره !

در کل ، این کتاب جالب است، اما نقطه ضعفش برای کسی که همه آثار مستور را خوانده است، شاید نثر تکراری اش باشد. حتی اسمها کمی توی ذوق میزند.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         ,

مردی در تبعید ابدی

نویسنده:
۱۴ دی ۸۹

یکی از آثار بسیار جالب نادر ابراهیمی، مردی در تبعید ابدی هست. برای من ، در زمره کتابهایی بود که ذره ذره میخواندم تا دیرتر تمام شود و شیرینی اش برایم بماند. این کتاب سه شب پیش تمام شد.

موضوع کتاب مربوط به روایتهایی بسیار جالب از زندگی ملاصدرای شیرازی را بیان میکند.

مشخصات کتاب :

قیمت: ۱۸۰۰۰ ریال
تعداد صفحه: ۲۷۲
نشر: روزبهان
شابک: ۹۶۴-۸۱۷۵-۰۲-۰
قطع کتاب: وزیری
وزن: ۷۰۰ گرم

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کتاب

         , ,

نمیدانستم

نویسنده:
۹ دی ۸۹

صبح زود با طلوع خورشید و جلوه زیبایش که چشمانم را نوازش میداد بیدار شدم. باد سرد خشک لعنتی، از شب قبل مانده بود.
ما بودیم ولی تنها نبودیم ! حیف که من چیزی نمی دیدم. نمی دانستم.
بدیش این بود که مهمان های ناخوانده مزخرفی هم بودند. از همه بدتر باد.
باد با همراهی موهایش، نمایش زیبایی را به وجود آورده بود که مرا افسون خودش کرده بود.
تنها بیننده این نمایش من بودم. فقط و فقط من مسحور این نمایش شده بودم.
صاعقه ای از آسمان به نام قانون الهی بر سر ما فرود آمد. عرف هم دوست صمیمیش بود. اما من نمیدانستم.
این دو فرزند بدی به نام فرهنگ داشتند که من و او از آن بیزار بودیم.
اما او اسیر آنها شد! من تنها ماندم!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         

یارانه هایی که به باد میرود

نویسنده:
۷ دی ۸۹

قرار بر این شده که یارانه هایی که به مردم میدادند رو بگیرند و به جاش ۵۰ درصدشو نقدی به مردم بدن و ۵۰ درصدشو به وزارت خانه ها بدهند تا در بخش تولید فعال بشوند و در نتیجه تولید بالا بره ، چرخ کشور بچرخه و ارزش پول بره بالا و الی آخر !!!

قطعا این پیشنهاد ، بسیار پیشنهاد خوب و معقولی هست و من فرد اهل مطالعه و عاقلی رو ندیدم که با کلیات طرح بالا موافق نباشه. اما چند نکته وجود داره.

۱ – پولی که قرار است به وزارتخانه ها تزریق شود ، دقیقا چطوری محافظت خواهد شد و چطوری به کار گرفته خواهد شد !؟

همه میدانیم که وزارتخانه و ادارات دولتی ، به شدت درگیر حیف و میل کردن پول ها و سرمایه های کشور هستند و نظارت و مراقبتی برای آن وجود ندارد ! به طور کلی در اقتصاد صد در صد بیمار هستند !

۲ – در قبال موج گرانی موقتی (در صورتی که این طرح درست اجرا شود ، موقتی و در غیر اینصورت دایمی) که به سراغ مردم و کشور خواهد آمد ، چگونه امنیت و آرامش مردم حفظ خواهد شد ؟ آیا اصلا برای آن برنامه ای وجود دارد ؟ یا همچنان قرار است مانند مالیاتهایی که میدهیم و به سایر کشورها منتقل می شود، همینگونه شود ؟!

پی نوشت ۱ : راستی گاهی این سوال به ذهنم می آید که چطور در دولت قبلی ، با آن نفت ارزان این همه کار انجام شد و آنقدر ها فشاری بر مردم نیامد (حداقل مثل الان که نبود) و چطوری در این دولت با این نفت گران و این همه ادعا و عدالت و عدل علی و … این شده حال و روزمون ؟!؟!

پی نوشت ۲ : یکی میگفت ، مگر نفت ملی نیست ؟ نفت رو بدید به مردم ! همه چی رو آزاد کنید !!! اینجوری دولت هزینه ای روی چیزهای مختلف نداره ! مردم هم پول نفتشون رو میگیرند !!! ظاهرا این به نفع دولت نیست !!

من اقتصاد دان که نیستم ، اما خداییش پیشنهاد خوبیه ! ضمن اینکه یک آقایی که من خودم با چشمای خودم فیلمشو دیدم میگفت نفت رو میارم سر سفره مردم ! وقتی اعتراض میکنیم و سر نخ رو میگیریم ، تا کجاها صداشون در میاد !!!!و دستهایی توی این نفت هست که حق مردم رو میخورند ! باید دست اینا رو بشکنیم !

میدونید ، دروغ گو دشمن خداست ! چپ و راست هم نداره !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         ,