دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …
شما که غریبه نیستید
نویسنده:
۱۸ بهمن ۹۵

یک کتاب طنز که مروری بر خاطرات کودکی نویسنده ، هوشنگ مرادی کرمانی است. خاطراتی که گاهی از خواندنش قهقهه و گاهی گریان می شوید. نویسنده در کنار بیان زندگی سخت و پر از مشکلاتش و البته مجموعه افرادی که از دست داده است، سعی میکند تا تصاویری از شیطنتهای خود و دوران کودکیش را نیز برای خواننده ارائه کند. البته برای من بیشتر غم انگیز بود و وقتی یاد بعضی از جملات و پاراگراف ها میفتم، خیلی خیلی متاسف و متاثر میشم.

خطر لوث شدن داستان :

هوشنگ پسربجه ۶ ساله ای که مادرش را از دست داده و با مادربزرگ و پدربزرگش زندگی میکند. پدرش ژاندارم است ولی مشکل روحی و روانی دارد. غمناک ترین قسمت داستان ترحم کردن بقیه به کودک است. هوشنگ در روستا با دوستان خود بسیار شیطنت میکند. تنبیه می شود و روزی مادربزرگش را دست میدهد. قسمتهای از دست دادن مادربزرگش و سرزدن عمه اش به وی، هنوز توی ذهن من مانده است. هوشنگ به کرمان مهاجرت میکند. در مدرسه شبانه روزی میرود … زندگی سختی دارد و …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *