دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …
سال بلوا
نویسنده:
۵ آبان ۹۶

مدتها بود که میخواستم این کتاب رو بخونم. خیلی ازش شنیده بودم ولی وقت نشده بود. از کتاب خوشم اومد ولی ناراحت بودم از ماجرا و شدیدا گاهی دلم میگرفت. کتاب جوری از سال بلوا میگه که فقط افسوس گذشته مردان و زنان سرزمین و گذشته خود سرزمین رو میخوریم.

داستان از زبان زنی به نام نوش آفرین (نوشا) بیان می شود (و همچنین نویسنده کتاب در چند فصل) و مدام با فلاش بک هایی ما رو به گذشته زن میبرد و مجددا به حال برمیگرداند. نوشا احساساتش نسبت به همسرش،پدرش، مادرش، شهرش (سنگسر) و به طور کلی زندگی در سال بلوا و سرزمین شان را بیان میکند و نویسنده (عباس معروفی) به شکل بسیار خوبی این حس و حال را چه در کودکی و چه در بزرگسالی به خواننده منتقل میکند.

یکی از بهترین توصیف هایی که از کتاب خوندم اینجا بود.

خواندن این کتاب توصیه می شود.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *