دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

انقلاب به روایت انقلاب سازان

نویسنده:
۲۴ مرداد ۹۶

کتابی از اسکندر دلدم، که در سال های ابتدای انقلاب تهیه شده است. این کتاب مجموعه ای از مصاحبه های نویسنده است با اکثر افرادی که بعد از انقلاب دارای مسوولیت بوده اند. مانند :

آیت الله شریعتمداری، آیت الله منتظری، آیت الله مشکینی،مهدی کنی، خسروشاهی، خلخالی، موسوی اردیبیلی ،صادق طباطبایی، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، ابو شریف (عباس آقا زمانی)، محمد حسنین هیکل، احمد مدنی، جلال الدین فارسی، آیت الله خامنه ای و …

اسکندر دلدم، از خبرنکاران قدیمی روزنامه اطلاعات بوده است که در دادگاه افراد مهمی همچون هویدا و … حضور داشته است. از وی کتابهای متعددی منتشر شده است که همگی به نوعی منبعی برای سایر کتابهای سیاسی بعدی بوده است. (اینجا)

برخی از کتابهای اسکندر دلدم :

من و فرح پهلوی ، زندگی و مبارزات پدر طالقانی ، زندگانی رضا شاه ،حاجی واشنگتن ، اسرار زندان اوین و ….

 

پی نوشت : با توجه به اینکه کتاب چاپ نمی شود، در صورتی که کسی تمایل داشت، اعلام کند تا لینک پی دی اف کتاب رو تقدیم کنم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بانو و جوانی خویش

نویسنده:
۱۹ مرداد ۹۶

بانو و جوانی خویش، اولین کتاب ناهید طباطبایی هست. این کتاب مشتمل از ۶ داستان کوتاه است.  در کل کتاب خوبی بود اما داستان ها عموما غمناک بودند.  زندانی کوچک، رو دو بار خوندم و خیلی ناراحت شدم. داستان بانو و جوانی خویش، یک قصه تکراری از خیلی از زنهای سرزمین مان است.

بختک، بانو و جوانی خویش، گمشده ،زندانی کوچک، موسم گل، جوراب ها داستانهای کوتاه این کتاب هستند.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

برگ اضافی – (یادداشت هایی از شرق تا غرب)

نویسنده:
۱۶ مرداد ۹۶

برگ اضافی، کتابی است متشکل از یادداشت های پراکنده منصور ضابطیان از سفرهایش به کشورهای مختلف. مشابه یک وبلاگ یک جهانگرد که گاهی هوس میکنه مطالب کناره و حاشیه ای سفرش رو بنویسه. در این کتاب ضابطیان فقط  خاطرات و اتفاقات کوتاهی رو میگه که به ذهنش اومده. عکسهای بهتری هم توی کتاب هست که زیباتر هستند. البته عکسهای کتاب سباستین هم خوب بودند.

توضیح کتاب از خود کتاب :

اصلاً بگذارید این‌طور بگویم. تا به حال شده به رستورانی بروید و مثلاً یک غذاى پلویى سفارش بدهید و بعد براى اینکه حسابى به خودتان حال بدهید بخواهید یک کباب برگ اضافى هم برایتان بیاورند؟
اگر دو کتاب «مارک و پلو» و «مارک دوپلو» آن غذاى اصلى باشند، کتابى که در دست دارید همان «برگ اضافى» است.

پی نوشت ۱ : خواندن این کتاب اکیدا توصیه می شود.

پی نوشت ۲ : با تشکر از رحمان بابت رسوندن این کتاب خوب به من 🙂

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , ,

بیداری

نویسنده:
۱۴ مرداد ۹۶

بینایی دومین کتابی است که از ژوزه ساراماگو  خوندم به پیشنهاد مهری عزیزم. برعکس چیزهایی که برخی از دوستان میگفتند، کتاب بدی نبود ولی قطعا به خوبی کوری نیست.

داستان کتاب داستان مردمانی است که در شهری زندگی میکنند که قبلا کوری اتفاق افتاده است. قرار است مردم شهر در انتخاباتی شرکت کنند و به یکی از نمایندگان رای بدهند و در عین ناباوری مشخص میشود که بخش زیادی از آرا سفید است. انتخابات باطل می شود و رای گیری مجددا تکرار می شود و باز هم همان ولو بدتر. در اینجا دموکراسی از شهر رخت می بندد و گروه های تفتیش عقاید شروع به کار و تحقیق از مردم میکنند. دولت عده ای خرابکار را مقصر میداند. شهر را خالی و پایتخت را تغییر میدهد… جاسوسان دولت متوجه می شوند که فردی که در دوره کوری شهر، کور نشده بود، بهترین گزینه برای متهم کردن است. تلاشهای جاسوس متحول شده در نهایت بی فایده است و کوری و نابینایی دوباره در شهر رخ می دهد.

نکات قابل تامل در کتاب، کوری سفید و رای سفید که مرتبا تکرار می شود.

آنجا که در پایان کتاب نویسنده اینگونه می نویسد:

زن به زمین افتاد و خون از بدنش جاری شد و به طبقهٔ پایین چکید.

سگ با شتاب از اتاق بیرون آمد. صورت صاحب خود را بویید و لیسید و بعد سرش را به‌طرف آسمان برد و زوزه‌ای ممتد کشید. گلولهٔ سوم، صدای او را هم برید.

یکی از نابینایان از آن‌یکی پرسید: شما صدایی نشنیدید؟

دیگری جواب داد: صدای شلیک سه تیر شنیدم، صدای زوزهٔ سگی را هم شنیدم که با تیر سوم بریده شد، اما خوشبختانه قادر به شنیدن زوزهٔ سگ‌های دیگری هستم!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

سباستین

نویسنده:
۳۱ خرداد ۹۶

به لطف دوست عزیز، رحمان، کتاب جدید منصور ضابطیان به دستم رسید. این ششمین کتاب ایشون و سومین کتابی هست که من از ابتدای سال ۹۶ خوندم و خوشحالم که با تغییراتی که در برنامه کار و زندگی دادم، دوباره میتونم کتاب بخونم. با وجود سپهر که بعضا زیاد وقت من و مامانش رو میگیره.

سباستین، ماجرای سفر نویسنده به کوبا در بهار ۱۳۹۵ (شهرهای هاوانا، ترینیداد و وینالس ) است و البته اسمی هست که به نویسنده توسط یک زن کوبایی داده میشه و علت اون هم اشتباه خواندن نام خانوادگی نویسنده هست! در واقع آقای ضابطیان خودش هم به این اسم عادت میکنه و در جاهایی خودش رو سباستین معرفی میکنه. این کتاب هم مثل دو کتاب قبلی (اینجا و اینجا) روایتهای نویسنده ساده و دلنشین است و البته شخصیت پردازی هم برای کاراکترهایی که در این سفر هستند انجام شده. کتاب نسبتا عکسهای بیشتری دارد (از سفرنامه های قبلی) و بعضی از عکسها هم رنگی هستند.

کتاب اینقدر برام جذاب بود که در دو تا بعدازظهر با همه مشغله ای که داشتم خوندم.

خواندن این کتاب حتما توصیه می شود.

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

بادبادک باز

نویسنده:
۱۹ اردیبهشت ۹۶

بادبادک باز، بادبادک باز و بادبادک باز

افسوس که این رمان ۴۰۰ صفحه ای محشر رو اینقدر دیر خوندم. نمیدونم چی میشه گفت از این کتاب. همه چیز خوبه. همه چیز درست سر جاش هست. داستان اینقدر ساده و راحت بیان شده که فکر میکنی همه چیز واقعی هست. جزئیات به اندازه کافی بیان شده است. پیوستگی داستان عالی است. نقش های داستان همگی به اندازه کافی منفور و محبوب هستند. قهرمان هستند و قهرمان نیستند. گاهی عاشق پدر امیر و گاهی از او بدمان می آید. امیر ، حسین ، ثریا و … همه و همه دقیقا همونطوری هستند که باید باشند تا ما لذت یگ رمان ناب رو ببریم.

با شادیهای کودکانه قهقهه و با غمهای برخاسته از خیانت و سختی های زندگی، اشک ریختم. با خاطرات مشترک از کودکیهای امیر و اتفاقات زندگی اش همزاد پنداری کردم. از افغانستان آباد و خوب (تا قبل از حمله کمونیست های روسی)، از داشتن خیابانهای جالب و پارک نشینی مردم و رستوران و سینما و جشن بادبادک بازی … حیرت زده شدم. و از حرفهای خوب بابای امیر در مورد ملاهای افغان به وجد آمدم. از خیانت امیر به حسن و از با معرفتی حسن غمگین غمگین شدم. خیلی زیاد. آداب و رسوم ازدواج افغان ها بی نظیر بود و نمیدونم واقعا در ایران هم چقدر اینطوری هست.

راز بزرگ و تکان دهنده در صفحات آخر کتاب جا خوش کرده اند و خواننده پس از خواندن آن در بهت فرو می رود و البته انتهای داستان غم انگیز است. دوست داشتم آخر داستان با وضعیت بهتری به اتمام برسد.

نویسنده این کتاب خوب، خالد حسینی (مصاحبه با خالد حسینی) است. عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است.

پی نوشت : فیلمی هم از کتاب تهیه شده است.

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما , کتاب

         , , , ,

نقش پدر در مراقبت و تربیت کودک

نویسنده:
۱۸ فروردین ۹۶

کتاب خیلی خوبی هست که همراه با قواعد کلی، نویسنده از تجربه خودش هم میگه. خیلی به من کمک کرد که بتونم ارتباط بهتری با مهری و سپهر برقرار کنم. البته کمی دیر شروع کردم و بخشی از کتاب رو هم باید در آینده خوند. به آقایونی که مثل خودم تازه پدر شدند، توصبه میکنم حتما مطالعه کنند.

تفکیک فصل های کتاب هم خیلی خوبه. مثلا ارتباط برقرار کردن با کودک ۰ تا سه ماهه ، ۳ تا ۶ ماه، ۶ تا ۹ ماه و …. سننی بالاتر هم داره. بازی هایی که میشه انجام داد. کمک به همسر قبل و بعد از بارداری، حتی عوض کردن پوشک. سفرهای کاری در زمانی که بچه دار میشیم و …  خاطرات نویسنده هم جالب و شیرین هستند

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , , ,

قصه های بابام

نویسنده:
۱۳ اسفند ۹۵

قصه های بابام، کتابی از ارسکین کالدول است که احمد شاملو آن را ترجمه کرده است. کتاب از ۱۴ داستان مرتبط و بهم پیوسته تشکیل شده است. راوی پسرک نوچوانی است که ماجرای رفتار عجیب و طنز گونه پدر خود را بیان میکند. پدر وی فردی بی ملاحظه و سهل انگار و در یک کلام بی مسوولیت است که امور زندگی عملا به دست مادر خانه (مارتا) میگذرد. مارتا زن سخت کوش و دائم العصبانی ! است که با رختشویی درآمدی کسب میکند و از دست کارهای پدر و پسر و کارگر (کاکا) همیشه خشمگین است !

بعضی از قسمتهای کتاب بسیار خنده دار و برخی دیگر کاملا کسل کننده بود.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

شما که غریبه نیستید

نویسنده:
۱۸ بهمن ۹۵

یک کتاب طنز که مروری بر خاطرات کودکی نویسنده ، هوشنگ مرادی کرمانی است. خاطراتی که گاهی از خواندنش قهقهه و گاهی گریان می شوید. نویسنده در کنار بیان زندگی سخت و پر از مشکلاتش و البته مجموعه افرادی که از دست داده است، سعی میکند تا تصاویری از شیطنتهای خود و دوران کودکیش را نیز برای خواننده ارائه کند. البته برای من بیشتر غم انگیز بود و وقتی یاد بعضی از جملات و پاراگراف ها میفتم، خیلی خیلی متاسف و متاثر میشم.

خطر لوث شدن داستان :

هوشنگ پسربجه ۶ ساله ای که مادرش را از دست داده و با مادربزرگ و پدربزرگش زندگی میکند. پدرش ژاندارم است ولی مشکل روحی و روانی دارد. غمناک ترین قسمت داستان ترحم کردن بقیه به کودک است. هوشنگ در روستا با دوستان خود بسیار شیطنت میکند. تنبیه می شود و روزی مادربزرگش را دست میدهد. قسمتهای از دست دادن مادربزرگش و سرزدن عمه اش به وی، هنوز توی ذهن من مانده است. هوشنگ به کرمان مهاجرت میکند. در مدرسه شبانه روزی میرود … زندگی سختی دارد و …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

۱۱ دقیقه

نویسنده:
۲۰ مهر ۹۵

این کتاب در ایران منتشر و بلافاصله از انتشار آن جلوگیری شد. پائولو کوییلیو در این کتاب ماجرای دخنر نوجوان برزیلی را شرح میدهد که چگونه سعی دارد تا زندگی ایده آلی برای خود داشته باشد. پس از مدتی و کار کردن در لباس فروشی (که صاحب مغازه عاشق وی شده است) با فردی سوئیسی آشنا می شود و برزیل را برای رسیدن به رویای خود به مقصد ژنو ترک میکند. ماریا در آنجا روسپی می شود و …

جملات جالبی از کتاب :

کسی که عشق میورزد نیازی به انجام دادن عمل جنسی ندارد تا خوشحال شود

تنها باید بدانی آنچه موجب انگیزه در دنیا می شود جستجوی لذت نیست بلکه صرف نظر کردن از چیزهایی است که در ظاهر بسیار مهم به نظر می رسند.مثالا سرباز برای کشتن دشمن به جبهه نمی رود بلکه برای کشته شدن به خاطر وطنش می جنگد

برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، ۳۵۰ فرانک سوییس می‌گیرم. در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت درباره‌ی مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را، کل این مدت می‌شود یازده دقیقه رابطه‌ی جنسی.
یازده دقیقه! دنیا دور چیزی می‌گردد که فقط یازده دقیقه طول می‌کشد. به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز ۲۴ ساعته (با این فرض که همه‌ی زن و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج می‌کنند،‌ خانواده تشکیل می‌دهند، گریه‌ی بچه‌ها را تحمل می‌کنند، مدام توضیح می‌دهند که چرا دیر آمده‌اند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه می‌کنند با این آرزو که با آن‌ها چرخی دور دریاچه‌ی ژنو بزنند، برای خودشان لباس‌های گران می‌خرند و برای زن‌هایشان لباس‌های گران‌تر، به فاحشه‌ها پول می‌دهند تا جبران کمبودشان را در زندگی زناشویی‌شان بکنند و نمی‌دانند این کمبود چیست. 
همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازم‌ آرایش، رژیم‌های غذایی، باشگاه‌های ورزنشی، پورنوگرافی، قدرت را می‌گرداند. و وقتی مردها دور هم جمع می‌شوند، ‌برخلاف تصور زن‌ها، اصلاً راجع به زن‌ها حرف نمی‌زنند. از کار و پول و ورزش حرف می‌زنند.
یک جای کار تمدن ما ایراد اساسی دارد …

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , ,