دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

بادبادک باز

نویسنده:
۱۹ اردیبهشت ۹۶

بادبادک باز، بادبادک باز و بادبادک باز

افسوس که این رمان ۴۰۰ صفحه ای محشر رو اینقدر دیر خوندم. نمیدونم چی میشه گفت از این کتاب. همه چیز خوبه. همه چیز درست سر جاش هست. داستان اینقدر ساده و راحت بیان شده که فکر میکنی همه چیز واقعی هست. جزئیات به اندازه کافی بیان شده است. پیوستگی داستان عالی است. نقش های داستان همگی به اندازه کافی منفور و محبوب هستند. قهرمان هستند و قهرمان نیستند. گاهی عاشق پدر امیر و گاهی از او بدمان می آید. امیر ، حسین ، ثریا و … همه و همه دقیقا همونطوری هستند که باید باشند تا ما لذت یگ رمان ناب رو ببریم.

با شادیهای کودکانه قهقهه و با غمهای برخاسته از خیانت و سختی های زندگی، اشک ریختم. با خاطرات مشترک از کودکیهای امیر و اتفاقات زندگی اش همزاد پنداری کردم. از افغانستان آباد و خوب (تا قبل از حمله کمونیست های روسی)، از داشتن خیابانهای جالب و پارک نشینی مردم و رستوران و سینما و جشن بادبادک بازی … حیرت زده شدم. و از حرفهای خوب بابای امیر در مورد ملاهای افغان به وجد آمدم. از خیانت امیر به حسن و از با معرفتی حسن غمگین غمگین شدم. خیلی زیاد. آداب و رسوم ازدواج افغان ها بی نظیر بود و نمیدونم واقعا در ایران هم چقدر اینطوری هست.

راز بزرگ و تکان دهنده در صفحات آخر کتاب جا خوش کرده اند و خواننده پس از خواندن آن در بهت فرو می رود و البته انتهای داستان غم انگیز است. دوست داشتم آخر داستان با وضعیت بهتری به اتمام برسد.

نویسنده این کتاب خوب، خالد حسینی (مصاحبه با خالد حسینی) است. عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است.

پی نوشت : فیلمی هم از کتاب تهیه شده است.

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما , کتاب

         , , , ,

دختری با گوشواره های مروارید

نویسنده:
۲۳ مهر ۹۴

594119_6SOADCeT

دختری با گوشواره های مروارید کتاب جذاب و روانی که مدتی پیش خوندم. این کتاب اثر  تریسی شوالیه (Tracy Chevalier) نویسنده فرانسوی- سوئیسی و ترجمه طاهره صدیقیان می باشد. این رمان شرح حال یکی از حدس هایی است که درباره ماجرای دختر درون  تابلوی دختری با گوشواره مروارید  اشاره میکند، که توسط نقاش هلندی یوهانس فرمیر (۱۶۳۲ – ۱۶۷۵ میلادی) به تصویر در آمده است.

موضوع رمان ، مربوط به هویت دختر درون نقاشی است. حدس‌ها برای شناسایی دختر نقاشی شده ،  متعدد بوده و همه آنها به علت عدم وجود مشخصه‌ای ویژه در صورت، لباس یا حتی محیط، (در تصویر) در حد حدس و گمان باقی‌مانده‌است. از این میان می‌توان به ماریا ورمر (دختر بزرگ یوهانس)، مدلینا ون رویژون (دختر دوست و حامی یوهانس، پیتر ون رویژون) و مدل گمنامی که در خانه ورمر به عنوان پیشخدمت کار می‌کرد، اشاره کرد.
کتاب مذکور به حدس آخر (که همانا پیشخدمت بودن دختر است و ماجرای زندگی او ) اشاره دارد. کتاب پر از جمله های جالب و جذاب و البته استعاره های خاصی است. روایت کتاب  از این قرار است که ، گرت دختر مردی است که در معدن کار میکرده و بیکار شده است (به تازگی چشمانش را از دست داده است )، پیشخدمت خانه نقاش معروف فرمیر می شود. او علی رغم خستگی از کارهای روزمره ، مسوول تمیزکردن اتاق محل کار نقاشی استاد می شود و در دنیای رنگ ها و نقاشی های استاد غرق می شود. در این بین و در کشاکش اتفاقات مختلف ، او مدل نقاش استاد نیز می شود. در طی روزهایی که استاد قصد نقاشی تابلو را دارد ، گرت درگیر روابط عاطفی با استادش می شود و …

خواندن این کتاب توصیه می شود. از این کتاب نیز فیلمی با بازی اسکارلت جانسون و کالین فرث و … تهیه شده است.

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما , کتاب

         , ,

دوران عاشقی

نویسنده:
۹ شهریور ۹۴

131440

چند هفته پیش فیلم دوران عاشقی با بازی لیلا حاتمی ، شهاب حسینی ، فرهاد اصلانی و پرویز پورحسینی را دیدیم. درام عاشقانه ای است در باب موضوع خیانت . چیزی که این روزها عملی یا زیرپوستی در جامعه به شدت رواج یافته است. این فیلم در جشنواره فیلم فجر در ۱۰ بخش نامزد شده بود که در فیلمنامه و فیلمبرداری برنده سیمرغ شده است.

کارگردان فیلم علیرضا رئیسیان ، سازنده فیلمهای چهل سالگی ، پرونده هاونا و … است. فیلم یکدست و خوب پیش میرود و بازیگران به درستی در جای خودشون قرار دارند. از دیدن فیلم لذت بردم. گاهی خطوط قرمز هم رد میشن و در کل فیلم ارزش دیدن رو داشت.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , , , , , ,

در دنیای تو …

نویسنده:
۱ تیر ۹۴

438535_893

چند شب پیش ، به اتقاق مهری ، فیلم در دنیای تو ساعت چند است ؟ را دیدیم. یک فیلم رمانتیک خوب که به نظر من ارزش دیدن رو داشت. واقعا تماشای این فیلم رو دوست داشتم و دوست داشتم طولانی تر میبود.بازیگران اصلی فیلم لیلا حاتمی و علی مصفا هستند. علی مصفا(فرهاد) نقش جوان عاشق لیلا حاتمی (گلی) را بازی میکند. البته مصفا تهیه کننده این فیلم هم هست.

خلاصه داستان فیلم :

گلی بعد از بیست سال زندگی در فرانسه یک‌باره تصمیم می‌گیرد به ایران و به زادگاهش، شهر رشت سفری کند. فرهاد در رشت به استقبالش می‌رود و می‌گوید که آشنایی قدیمی است، اما گلی اصلاً او را به یاد نمی‌آورد.

عجیب ترین نکته فیلم عدم به یادآوردن فرهاد توسط گلی است …

کارگردان فیلم صفی یزدانیان می باشد و این اولین ساخته بلند او است. این فیلم دستمایه طنز دارد و بعضی از قسمتهای فیلم لبخند را به لبان شما می آورد و البته در بعضی از سکانس ها نیز اشک بر چشمانتان جاری.

پی نوشت : وقت داشتید این رو هم بخونید (اینجا)

پی نوشت : تصویر زیر که پوستر فیلم هم هست ، یکی از خنده دار ترین صحنه های فیلم رو نشون میده.

movie-img.php

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , , ,

به خاطر پونه

نویسنده:
۱۶ آذر ۹۲

bekhatere poone_11

به خاطر پونه ، فیلمی از  هاتف علیمردانی  است  که به یک مشکل ساده و البته تکراری در گروهی از خانواده های ایرانی می پردازد. مشکل بددلی و البته کم حرف زدن همسران در ایران. در این فیلم پونه به خاطر بددلی همسرش و مشکوک شدن او به خودش ، سعی میکند تا کاری را به صورت پنهانی انجام دهد و به همین خاطر مساله به شکل بسیار بد و غیر معمول پیش میرود. مجید و پونه از دو طبقه متفاوت جامعه هستند و همین مسله باعث میشود ، تا مشکلات آنها طولانی تر بشود زیرا آنها درک درستی از خواسته های یکدیگر از جامعه ای که در آن زندگی میکنند ندارند. مثلا پونه مانند خیلی از زنهای امروزی جامعه ما ، تمایل ندارد تا سریع بچه دار شود ولی مجید این را میخواهد. پونه تمایل دارد تا شغلی در اجتماع داشته باشد که مجید به سختی این را میپذیرد. فیلم با فلش بک زدن به گذشته های نه چندان دور زندگی مجید و پونه ، سعی میکند تا ریشه بعضی از مشکلات را بیان کند… در این گیر و دار ، اعتیاد مجید دستمایه نقطه شروع فیلم می شود … بازیگران اصلی فیلم ، فرهاد اصلانی و هانیه توسلی هستند.

از دیدن فیلم لذت چندانی نبردم و به نظرم صرفا برای یک بار دیدن بد نیست …

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , , ,

هیس ، دخترها فریاد نمیزنند …

نویسنده:
۱۶ آذر ۹۲

795d1762211f34074e299abbed11f3f6

حدود ۲ ماه پیش ، در اوج کارهای مراسم ازدواجمون و تقریبا ۱۰ روز قبل از مراسم ، فکر کردیم که خستگی این مدت طولانی و کارهای زیادش رو با چند ساعت استراحت به در کنیم. این شد که یک روز تصمیم گرفتیم که کارهای مراسم رو کمی عقب بندازیم و بریم سینما. اتفاقا اون موقع همزمان بود با اکران این فیلم خوب ! فقط میتونم بگم بعد از تماشای فیلم ، برای دقایقی در بهت بودیم. فیلم از خط قرمز سینمای ایران عبور کرد و موضوعی رو مطرح کرد که بخشی از مردم ما باهاش به نوعی درگیر بوده اند. یک موضوع دلخراش ، غمگین و البته تکان دهنده !

هیس ، دخترها فریاد نمیزنند ، آخرین فیلم ساخته خانم پوران درخشنده هست. این فیلم ، به بیان زخم عمیقی به نام سو استفاده جنسی از کودکان و سکوت خانواده ها به خاطر حفظ آبرو ! می پردازد. ماجرای فیلم رو براتون نمیگم تا خودتون تماشا کنید …

برخی از هنرمندان فیلم :

شهاب حسینی ، مریلا زارعی ، طناز طباطبایی ، بابک حمیدیان

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , , , , ,

میگرن

نویسنده:
۱۵ دی ۹۱

kianianmigren

میگرن بی شک یکی از فیلمهای خاص این روزهای سینمای ایران است. فیلمی که سعی دارد تا زندگی زنان و مشکلات آنها را به ما نشان بدهد. داستان ساده و روان  ،نکات ریز و جالب که برای بیننده ( از نوع با دقت )، خوش آیند است. برای دوستانی که در مشهد هستند ، توصیه میشه ، این فیلم رو در سینمای هویزه مشهد که چند ماهی هست افتتاح شده ببینند تا کیفیت یک سینمای خوب رو از نزدیک لمس کنند.

این فیلم دیپلم افتخار بهترین کارگردانی: مانلی شجاعی‌فردرو در جشنواره فیلم فجر سی ام  به دست آورده.

پی نوشت : تماشای این فیلم توصیه می شود !

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , ,

یک حبه قند

نویسنده:
۲۰ آبان ۹۰

فیلمی که زندگی رو ساده و واقعی گفت ! پر از نکته ، ظریف و بی آلایش بود. سری به سایت فیلم هم بزنید و دیدن این فیلم رو از دست ندید. این ششمین فیلم رضا میرکریمی هست و ارزش دیدن داره.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , فیلم و سینما

         , ,

جدایی نادر از سیمین

نویسنده:
۱۰ فروردین ۹۰

دیشب به اتفاق حمید و امیر جدایی نادر از سیمین رو تماشا کردم. از زمانی که ۴ شنبه سوری رو دیدم سعی کردم تا حض دیدن فیلمهای فرهادی رو ببرم.
اعتراف میکنم ، تا دقایقی مسخ شده بودم و غرق شده در بازی زیبای هنرمندان اون !!! برام قابل درک بود دیدن اشک بعضی از بینندگان ! ( البته تعدادی از بینندگان فیلم اخراجی های ۳ هم اشتباهی اومده بودند در سینما و خنده های مستانه سر میدادند !!!! که من درک نمی کردم دیدن چهره یک پیرمرد چرا باید اینقدر خنده دار باشه ؟!)

این فیلم از سادگی بیان بی نظیری برخورداره ! بازیگران عالی هستند و درست در جای خودشون قرار گرفتند. هیچ کدوم در فیلم اضافه نیستند ، دست کارگردان هم در صحنه های فیلم دیده نمیشه.
بازی زیبای پیمان معادی واقعا عالی بود ، همینطور لیلا حاتمی ! حرکات صورت و دست یک مرد رنچ کشیده مومن (شهاب حسینی ) خود واقعیت هست ! همسرش که خانم مومن  و معتقدی هست (ساره بیات) کاملا شبیه  به یک شخصیت واقعی هست . به نظر من نقش هنرمندان کاملا صادقانه هست و کسی ادا در نمیاره.

چند برداشت من از این فیلم :

واقعیت تلخ جامعه ما ، رواج دروغ گویی در آن هست و این چیزی نیست که بخایم نفی کنیم. در همه طبقات سیاسی و اجتماعی ما هم وجود داره. درباره الی و جدایی نادر از سیمین یک روایت تلخ دروغ گفتن در جامعه جداشده ما از اخلاق هست .

یکی از نکات خوب ، اسم فیلم هست ! ماجرای فیلم به صورتی هست که سیمین درخواست جدایی داره اما در واقع … (به خاطر لوث شدن داستان توضیح ندادم)

نکته دیگه ای که هست ، حق انتخاب و پیش بینی بیننده در پایان فیلم توسط خودش هست .  فرهادی این انتخاب رو به خود بیننده میده تا تصمیم بگیره که چه اتفاقی خواهد افتاد.

دیدگاه ها :

رخشان بنی اعتماد : خشان بنی‌اعتماد بعد از تماشای «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی گفت: «فیلم «جدایی نادر از سیمین» را دیده‌ایم، می‌بینیم و همچنان خواهیم دید تا یادمان نرود که هنوز سینمای ایران وجود دارد.   (اینجا)

علی مهجور : جدایی نادر از سیمین، ماجرای آدم‌های جدا از همی را به ما نشان می‌دهد که با هم‌اند؛ در دنیای تنهایی خود با شیوه زندگی منحصر به فردیت‌شان، زندگی‌ می‌کنند اما به سبب قراردادهای اجتماعی و جبر زندگی روزمره باهم مراوده دارند؛ داستان در بستر تنش این مرواده‌ها شکل می‌گیرد. نادر پایبند به اصول اخلاقی است و در هیچ شرایطی تمایل به نادیده انگاشتن آن‌ها ندارد؛ حتی حاضر است به زندان برود اما از اصولش کوتاه نیاید. سیمین، آمیزه‌ای از واقع‌بینی و سودگرایی است که می‌خواهد با کمترین هزینهٔ ممکن، بیشترین سعادت را تحصیل کند. راضیه زنی دلبستهٔ ارزش‌های دینی است و مسلماً اخلاق را نیز در آینهٔ دین می‌بیند؛ حتی تضییق و توسعه موقعیت‌های عملی و ضرورت‌ها و امکان‌ها را بر اساس آنچه شرع می‌گوید تشخیص می‌دهد. حجت، مردی که کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیایش ساخته، آمیزه‌ای از همان سودگرایی واقع‌بینانه است و رفتارهای مرد ایرانی طبقهٔ متوسط. (اینجا)

تصاویر برنده شدن جایزه خرس طلایی در جشنواره فیلم برلین ، از خبرگزاری مهر

* سایت رسمی این فیلم
* صفحه فرهادی در ویکی پدیا با استفاده از کش گوگل (اینجا)

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , فیلم و سینما

         , , , ,

هیچ ، افتخاری برای سینما

نویسنده:
۱۵ فروردین ۸۹

چندین روز پیش با حمید و امیر ، دوستان عزیزم ، سینما رفتیم و فیلم هیچ رو دیدیم. فیلم خوبی بود و من بسیار ازش حال کردم. در یک جمله ساده فیلم واقع گرای محض هست و اگر شما کمی بدبین باشید حتما میگید فیلم پوچ گرایی هست. متاسفانه در بعضی از نقدهایی که از این فیلم میشه ، همین کلمه تکرار میشه. اینجاست که آدم یاد داستانهای بی نظیر و شاهکار صادق هدایت می افته که متاسفانه به اونها هم همین انگ زده میشه. و جالبه که هنوز بوف کور فروش داره !!!! (لابد چون پوچ گرا !! بوده )

اهل نقادی فیلم نیستم ، بلد هم نیستم ، اما از دیدن و خوندن برخی نقادی های حزبی و جناحی (اینجا) ، اونم وابسته به دولت ، حالم به هم میخوره ! از این خبرگزاری های تازه به دوران رسیده که باید در همه فیلم های مد نظر اونها ، حتما چند نفر بمیرن ! یک روضه داشته باشه و یک عروسی شیرین هم توش در بیاد و از این چرندیات. مساله اینجاست که آدم نمی تونه ساکت باشه وقتی این جور چیزا رو میبینه.

آقایون میگن این فیلم پوچ گراست و واقعیت های جامعه تهی دست ایران رو بیان نمیکنه ! در حالی که من کلا با این موضوع مخالفم. اتفاقا اگر آقایون کمی از اون افراد تهی دست خبر داشتند حتما این فیلم رو میستودند. کار به این ندارم که سوژه اصلی فیلم که پرخوری یک نفر هست ، واقعی هست یا نیست، اما کم نیستند افرادی که به شدت محتاج اندک پولی هستند تا زندگیشون تغییر کنه . اتفاقا به نظر من آقای کاهانی (کارگردان) بسیاری از موارد تلخ تر رو هم میتونست بگه که نگفت.

یک جمله و چند دقیقه فکر مشکل رجا نیوز رو حل می کنه :

به گزارش خبرنگار مهر، این دو فیلم پس از ۱۰ روز اکران عمومی در سینماهای تهران که از ۲۶ اسفند آغاز شده است، ۴۵ میلیون تومان فروش داشته‌اند. (اینجا)

حالا به نظر شما ، مردم ما اینقدر احمق هستند که برای همچین فیلمی که شما هزار تا انگ بهش زدید برن سینما و اینهمه پول بدن ؟! به خاطر خدا بس کنید که همه مشکلات این کشور از شما تند روهای بی تخصص هست ! بس کنید.

خلاصه ای از فیلم :

نادر سیاه دره به بیماری جوع (گرسنگی مدام ) دچار است و برای سیر کردن شکمش به هر کاری دست می زند . او که با عمه اش زندگی می کند باسفارش عمه  با زنی دلاک ازدواج می کند که این زن نیز خانواده ی پر جمعیتی دارد . فصل اول یا نگاه اول معرفی نادر و مشکلات او و فصل دوم یا نگاه دوم  تاثیر ورود نادر در زندگی خانواده ی جدیدش را حکایت می کند .  (اینجا)

در این فیلم هر کدام از افراد این فیلم ، از کودکان تا پیرترین افراد ، همه دچار مشکلات فکری و اجتماعی هستند و البته راه حل های اشتباهی رو انتخاب می کنند و داستان با ورود نادر سیاه دره تغییر میکنه. نادر در بخش اول فیلم لکه ننگی برای خانواده زن دلاک محسوب میشه ولی خانواده زن دلاک بعد از اینکه متوجه بخش دیگری از شرایط زندگی او میشن (پول زیاد) ، او رو میپذیرن (این بارزترین مشکل جامعه ما هست و کیه که بتونه بگه این پوچ گراییه ؟؟)

از تعدادی از صحنه های فیلم خیلی خوشم اومده که اینجا خلاصه میگم :

۱ – صحنه ای که پسر بچه های شر ، در حال داد زدن پشت بلندگوی وانت بیک هستند و بیک با کتک اونها رو دور میکنه.

۲ – صحنه های ظریفی که کارگردان تا عمق زندگی شخصی افراد پیش میره و هنرمندانه همه مسایل رو در نظر میگیره.

۳ – صحنه های که محترم در تنهایی تاریکی زندگی خودش غصه میخوره و به خیانتی که بهش شده فکر میکنه و به سرنوشت بدش .

۴ – صحنه آخر فیلم که یک تراژدی واقعی و تکان دهنده هست.

و اما چند نکته دیگه از فیلم :

انسان‌های فیلم «هیچ» همگی شان با این روزمرگی درگیرند، این روحیه را می‌توان کم و بیش در شخصیت عادل (احمد مهرانفر) نیز مشاهده کرد. جوانی که سعی می‌کند مطابق مد روز پیش برود، از راه فروش سی دی، ساندویچ و لیدری تماشاگران فوتبال روزگارش را بگذراند، مردی که شاید اوج خواسته ی اجتماعی اش طرفداری از فلان تیم فوتبال باشد و… او با همسر جوانش، یکتا (باران کوثری) سازگار نیست. طرز حرف زدنش را به تمسخر می‌گیرد و در پایان می‌بینیم که تراژدی یکتا چگونه بر پایه این‌که همسرش بچه می خواهد رقم می‌خورد. (اینجا)

بلاهت‌بارترین چهره ی «هیچ» را نیما، نامزد لیلا (نگا رجواهریان) رقم زده است. جوانی که مهندس نصف و نیمه ای است، عینک ته استکانی به چهره دارد و رنگ موی او به خوبی با رفتارش که سراسر از گیجی و منگی است، همخوانی دارد. جوانی که بر حال او می‌خندیم و باز هم می‌خندیم و در آخر می‌بینیم که چگونه در فصل کمدی رمانتیک فیلم از قلمرو «هیچ» به بیرون پرت می‌شود. (اینجا)

اگر با دقت بیشتری به «هیچ» نگاه کنیم، به نکته‌های قابل تامل و تضادهای جالبی می‌رسیم. نکته ها و تضادهایی که سرشار از کنایه است. مثلاً در صحنه‌ای که گزارشگران تلویزیون آمده‌اند تا گزارشی جذاب از عجایب روزگار را تهیه کنند، در قاب دوربینشان به کلوزآپی از نادر سیاه دره بسنده می‌کنند. آنها نه تنها به حاشیه این موجود غریب توجه‌ای ندارند، بلکه آن را مزاحمی برای کار خود می‌دانند. سکون دورین آن‌ها دقیقاً در تضاد با دوربین جست و جوگر و متحرک مسعود سلامی (فیلمبردار هیچ) است و به ما می‌گوید که برای ثبت گزارش‌های سفارشی، طراحی و ساخته شده است. جایی که مردها با دی وی دی از صفحه ی تلویزیون، «فیلم نرم» “پـورنو” را تماشا می کنند، به محض سررسیدن یکی از زن ها، می زنند روی کانال تلوزیونی که آرم پایان برنامه های سیما در آن حک گردیده، این کنایه ای است به بی تفاوتی رسانه ی ملی که با طنزی نیشدار همراه شده است. ایجاد شهرت‌های پوشالی و کاذب از سوی رسانه ی ملی هم زمانی به چشم می‌آید که اهل محل برای گرفتن عکس یادگاری به سمت نادر می‌آیند، با همه ی شهرت و سرمایه ای که نصیب نادر می شود، ساکنان اصلی خانه همچنان در فقر و فراموشی باقی می‌مانند. (اینجا)

بازیگران : مهدی هاشمی(نادر سیاه دره) ،پانته‌آبهرام(محترم)، مهران احمدی(بیک)، احمد مهران‌فر (عادل)، نگار جواهریان(لیلا) ،مرضیه برومند(عمه)، باران کوثری(یکتا)، صابر ابر(نیما)، پوریا ایمانی، علیرضا سلیمی، احسان بیستون، علیرضا استادی، علی‌اصغر کردبچه، فرخنده فرمانی ‌زاده، مجید صفری، امیر سفیری، محمد جواهری، رضا نادری و نیره فراهانی و…

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , فیلم و سینما

         , , ,