دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

تولد یک سالگی سپهر

نویسنده:
۱۵ آبان ۹۶

 

 

 

سپهر دیروز یک ساله شد. این یک سال خیلی زود گذشت و خیلی شیرین بود. اولین دندون، اولین کلمه ها، اولین بابا مامان گفتن ها …

با مهری عزیز چند روزی برنامه ریزی کردیم تا یک جشن تولد مناسب براش بگیریم. خیلی خوشحال بود و کلی از اینکه اسباب بازی جدید داشت و بازی میکرد خوشحال و خندون بود.

توی این یکسال، شیرین ترین لحظه ها، لحظه های کشفیات جدید سپهر بود و سخت ترین لحظه ها، همون لحظات مریضی و یا تب سپهر بود. تلخی و شیرینی جدیدی که به با مهری تجربه کردیم، قطعا ما رو قوی تر و مصمم تر برای ادامه راه میکنه. راهی سخت و طولانی و شیرین برای بزرگ کردن سپهر و تجربه های جدید که امیدوارم برآیندش چیزهای خوبی باشه و بتونیم برای آیندش کار درستی رو بکنیم.

چیزی که من فمیدم توی این سالها، چیزی جز عشق و مهربانی و احترام نمیتونه به سپهر کمک کنه در مرحله اول و در مراحل بعدی چیزهای دیگه ای هست که باید کم کم بدونه.

 

برای تولد سپهر، مهری کیک خوشمزه چند لایه ای درسته کرده بود که با فوندانت و در آوردن شکل تعدادی فیل تزئین ش کرده بود. برای روی کیک هم یک فیل خوشگل با فوندانت و با سختی و صرف وقت زیادی درست کرده بود و اونجا گذاشت. مقداری بیسکوییت و کاپ کیک و … هم پخته بود و روی میز گذاشتیم برای مهمانان عزیز.

 

 

پی نوشت :

تولد سپهر ، ۱۴ آبان ۹۵

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , سپهر , عکس

         , , ,

تولد سپهر

نویسنده:
۱۵ آبان ۹۵

دیروز (۱۴ آبان ۱۳۹۵) بعد از نزدیک به ۹ ماه انتطار؛ سپهر به دنیا اومد. شاید این بزرگترین و بهترین اتفاق زندگی من و مهری بوده و هست. خیلی هیجان دارم همراه با کلی نگرانی. امیدوارم بتونیم پدر و مادر خوبی براش باشیم  و عشق ورزیدن، دوست داشتن و سالم بودن رو بهش یاد بدیم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , سپهر , عکس

         , , ,