دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

دیدار با استاد معرفت

نویسنده:
۴ اردیبهشت ۹۱

اصولا کم پیش می آید که به دیدار استادت بروی تا فقط با او گپی زده باشی و کم پیش می آید ، استادی بیشتر از یک ساعت از وقت با ارزش خود را ، در اختیار تو بگذارد تا فقط بشنوی و بشنود ! همه چیز به جز درس ! چند روز پیش ، برای دومین بار در زندگی ، دیداری از این نوع داشتم.

این دیدار در دانشگاه فردوسی مشهد و در اتاق استاد عزیز ، جناب آقای دکتر ثنایی نژاد برگزار شد. تقریبا حوالی ساعت ۶  ، من و حمید عزیز ، دوست و همراه خوبم ، به دانشگاه رسیدیم و خوب کمی طول کشید تا توانستیم دانشکده مربوطه رو پیدا کنیم. شاید مشکل اصلی مسجد بسیار بسیار بزرگ و گران قیمت جدیدی است که اتفاقا دومین مسجد دانشگاه هم هست. آخر اینقدر این مسجد زرق و برق دارد که دانشکده های اطراف در میان آن گم است .

القصه ، استاد با فروتنی تمام ، به استقبال ما آمدند و بعد از روبوسی و احوال پرسی های معمول ما را به دفتر خود راهنمایی کردند.دفتر استاد (البته بهتر است بگویم ، اتاق ، آخر میدانید که فضای دانشگاه را آنقدر آن مسجد پر کرده که به اساتید دفتر و اتاقی خاص نمی رسد ، البته شاید هم استاد اهل گرفتن اتاق خاص نبود ، والله) یک اتاق ۲ در ۳ بود که میز استاد پشت به پنجره و در سمت دیگر کتابخانه ای پر از کتاب و روبروی میز استاد هم۳ صندلی قرار داشت. میز عسلی کوچکی هم در بین این صندلی ها ، شکل و شمایل اتاق را زیباتر کرده بود.چند قاب عکس خاص ، چند تابلوی خطاطی شده هم به دیوار نصب بود که البته می بایست تابلوها را به دور از منطق نگریست که گویی هنری خاص در آنها نهفته بود…

استاد زحمت کشیده و برای ما چای آوردند و خودشان هم در کنار ما نشستند و به صحبت پرداختیم. از همه جا و همه کس و قدیم و جدید گفتیم و شنیدیم ! از مذهبی که باید تجلی هنرگونه داشته باشد ، از هنر و جنگ و علم و دانشگاه و البته GIS هم صحبت کردیم. در آخر هم از استاد خواهش کردیم تا در طرحهای خاصی که در آینده ای نه چندان دور اجرا خواهیم کرد ، راهنما و راهگشای ما باشند که استاد هم پذیرفتند. شاید خدا خواست و توانستیم جلسات بیشتری با استاد به صحبت بپردازیم.

این شد که ۲۷ فروردین یک عصر خوب و به یاد ماندنی شد !

پی نوشت : راستی دیدار اول از این نوع اینجا بود.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته

         ,

parseInt برای ۰۸ و ۰۹ در جاوااسکریپت

نویسنده:
۲ اردیبهشت ۹۱

چند روزی هست که دارم برای محل کارم ، یک سیستم ثبت مرخصی آنلاین مینویسم که در جوملا برنامه نویسی میشه. در بعضی از قسمتها نیاز به چک های جاوا اسکریپتی و کلاینت ساید داشتم که ببینم کاربر عددش رو درست زده یا نه. که با یک نکته خیلی عجیب مواجه شدم.

همه ما میدونیم که در جاوا اسکریپت نوع متغیر به معنی واقعی نداریم و برای اینکار باید مقادیر رو به نوعی که میخایم تبدیل کنیم. برای مثال در تبدیل رشته به عدد از تابع parseInt استفاده میکنیم ! اما مشکل اینجا بود که برای تبدیل مقدار ۰۸ و ۰۹ به عدد ، تابع پارس اینت ، عملیات را در مبنای ۸ به صورت پیش فرض انجام میدهد و لذا ، تبدیل ۰۸ و ۰۹ به عدد مساوی ۰ خواهد بود !

برای اینکار کافی است که این کار را بکنید :

parseInt(“08”) ===> parseInt(“08”,10) just change it

با کمک روش بالا ، محاسبه عدد در مبنای ۱۰ انجام می شود و مشکلی برای تبدیل نیست .

برای اطلاعات بیشتر در مورد این تایع اینجا را ببینید

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         برنامه نویسی , دست نوشته , کامپیوتر

         , ,

حذف اینتر در اکسل

نویسنده:
۳۰ فروردین ۹۱

گاهی پیش می آید که در فایل های اکسل ایمپورتی- اکسپورتی خودمان ، کدهای اینتر ناخواسته ای داشته باشیم که میخواهیم این کدها را حذف کنیم. امروز به این مشکل برخورد کردم که بعد از جستجو در اینترنت راه ساده ای برای آن یافتم.

اگر تا کنون از خاصیت جستجو (ریپلیس) در اکسل استفاده کرده باشید ، میدانید که امکان زدن اینتر در باکس جستجو (ریپلیس) وجود ندارد لذا شما نمی توانید اینتر را در سلول هایتان پیدا کنید تا حذف کنید. برای اینکار لازم است تا کارهای زیر را انجام بدهید

۱ – بازکردن باکس ریپلیس (جستجو) ، برای اینکار میتوانید کلید  Ctrl+H  را بزنید یا باز کردن باکس از منوی Edit

۲ -گرفتن کلید ALT و تایپ کردن ۰۰۱۰

۳ – زدن کلید Replace یا Replace All یا Find

۴ – نتیجه رو مشاهده میکنید.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کامپیوتر

         , ,

رنگین کمانی به بزرگی یک شهر

نویسنده:
۲۹ فروردین ۹۱

۲۰ فروردین سال ۹۱ ، یعنی همین چند روز پیش ، در ساعات پیش از غروب ، بارندگی شدیدی در مشهد اتفاق افتاد. این بارندگی سیل آسا ، خیلی خوب و مفید بود. چون که از اول امسال که چند میلیون مسافر اومده بودند به مشهد، آلودگی هوا خیلی زیاد شده بود و این بارندگی تمیزی کامل هوا رو با خودش برامون آورد. آسمان به قدری تمیز شده بود که از فاصله زیادی کوه های اطراف و خونه های کوه پایه ای دیده می شدند.

اما چیزی که از همه اینها فراتر بود ، رنگین کمان خیلی خیلی قشنگی که وسعتش عرض مشهد بود ! و من تا به امروز همچین رنگین کمانی ندیده بودم توی عمرم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته

         ,

دفتر جدید

نویسنده:
۲۱ فروردین ۹۱

چند روزی هست که با حمید ، برای راه اندازی دفتر جدید برای تایم عصر اقدام کردیم. جایی که قدیما بودیم ، رو تونستیم دوباره با شرایط خوبی اجاره کنیم و بعد هم رنگ زدیم دیوارشو ! وسایل خریدیم و گاهی عصرا میریم اونجا ! دفتر خیلی مرتبی شد.

شاید اونجا فرصت این باشه که بتونیم روی ایده ها و برنامه هامون فکر کنیم. محیط ساکت و خوبی داریم اونجا و آرامش خاصی داره.

به امید روزهای بهتر

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         

۴۰ فکر سمی

نویسنده:
۲۰ فروردین ۹۱

اسم اصلی کتاب : یک دقیقه این ۴۰ فکر سمی را کنار بگذار.

در این کتاب ۴۰ فکر سمی که باعث ایجاد ناراحتی و افسردگی می شود ، شرح داده می شود. این کتاب از دسته کتابهایی است که همیشه برای خواندن تازه است. نویسنده های این کتاب دکتر آرنولد لازاروس و دکتر کلیفورد لازاروس و دکتر آلن فی هستند که آقای مهرداد فیروزبخت ترجمه کرده اند.

دوست بسیار عزیزی این کتاب رو بهم هدیه دادند و خیلی هدیه ارزشمندی بود.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کتاب

         

هوای بهاری و جای خالی تو …

نویسنده:
۱۳ فروردین ۹۱

هوا که بهاری می شود ، آسمانش آبی آبی می شود ، بوی شکوفه ها به مشام می رسد ، نسیمش بوی تو را میدهد …

بهار که می شود ، وقتی کمی باران هم ببارد ، آنوقت خیلی دلم تنگ می شود … برای آن قدم زدن های خوب در زیر باران …

برای آن دو نفره چرخیدن های زیر باران …

برای همه آنها دلم خیلی تنگ می شود …

حیف که جای تو خالیست …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         ,

۲۶۸ دیدگاه در انتظار

نویسنده:
۱۱ فروردین ۹۱

امروز بعد از مدتها ، به وبلاگم سر زدم. چند روزی بود که بهش فکر میکردم ، به اینکه دوباره دستی به سر و روش بکشم و بعد از بررسی ، حیفم اومد باز آپدیت نکنم و از نوشتن لذت نبرم !

این شد که این میشه ، یک پست بعد از مدتها. حدود ۲۶۸ دیدگاه در انتظارم بود ! برای تایید ، که البته ۲۰۰ تاش ، کاملا جفنگ بود و الباقی کامنت های دوستان و افرادی بود که در مورد پستها سوال کرده بودند و …

یکی از کامنتها خیلی بد بود ، یک جورایی تهمت توش بود … بگذریم …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         

بیشعوری

نویسنده:
۲۴ آبان ۹۰

بیشعوری اسم یک کتاب است که به تازگی خوندم. این کتاب به بیان و تشریح یک بیماری به نام بیشعوری می پردازد. کتاب به رایگان به اشتراک گذاشته شده است در اینجا ولی من چون نویسندش خواسته بود ، وجهش رو به حسابش ریختم.

نویسنده کتاب آقای دکتر خاویر کرمنت هست و آقای محمود فرجامی اون رو ترجمه کرده.

کتاب حاوی نکات جالب زیادی در مورد انسانهایی هست که هر روزه آنها را میبینیم. نویسنده به بیان مشکلات روزمره این افراد می پردازه و توضیح میده که چطوری تونسته اونها رو به یک انسان غیر بیشعور تبدیل کنه.

برای دانلود این کتاب اینجا رو کلیک کنید. حجم : ۱٫۶ مگا بایت

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

یک حبه قند

نویسنده:
۲۰ آبان ۹۰

فیلمی که زندگی رو ساده و واقعی گفت ! پر از نکته ، ظریف و بی آلایش بود. سری به سایت فیلم هم بزنید و دیدن این فیلم رو از دست ندید. این ششمین فیلم رضا میرکریمی هست و ارزش دیدن داره.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , فیلم و سینما

         , ,

< << 1 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 30 >> >