دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

عصر جمعه

نویسنده:
۲۷ فروردین ۸۹

عصر جمعه ، زمانیه که حتما باید یه آدم خاصی دور و برت باشه که باهاش بتونی تایم رو بگذرونی ! بدترین حالتهای این زمان به شرح زیر هستند :

۱ – حضور در پادگان سربازی بی در و پیکر که از هر طرفش تا چشم کار میکنه بیابون و بیابون دیده میشه !!و البته خورشید عزیز که داره غروب میکنه !

۲ – حضور در بیمارستان بزرگی که خلوت هست ! مخصوصا بعد از تایم ملاقاتی تا ۱۰ شب !

۳ – حضور در یک شهر غریب ، مثلا دانشجو باشی توی اون شهر و … .

در همه این حالات که در بالا گفتم ، باید قطعا کاری کرد که تایم رو به نحوی بگذرونی که اصلا متوجه اون نشی ! متاسفانه من در همه این زمانهای بالا حضوری پررنگ داشتم!

حالا واقعا چرا عصر جمعه این جوریه ؟!؟ خیلی ضدحاله !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , ,

جهان هم رفت !

نویسنده:
۲۵ فروردین ۸۹

حدودا سال اول دانشگاه بودم که با ترانه های جهان آشنا شدم. خیلی به دلم نشست و از آهنگهاش خوشم میومد. کم کم موزیک های همیشگی ماشین ، ترانه های جهان شده بود. و شعرهاش حفظ و ورد زبان.
جالب اینجاست که چند روز پیش ، وقتی داشتم دنبال موزیک جدید میگشتم ازش ، خبر فوتش رو شنیدم. و بسیار ناراحت شدم.
خدا رحمتش کنه ! الحق که خواننده و استاد بی نظیری بود. من که خوشترین و تلخ ترین خاطراتم را با ترانه هاش دارم.

راستی دقت کردین ، توی این چند سال ، چقدر هنرمند و خواننده از میون ما رفتند ؟ از نظر من بسیار مشکوک هست ! بسیار !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره

         , , ,

هیچ ، افتخاری برای سینما

نویسنده:
۱۵ فروردین ۸۹

چندین روز پیش با حمید و امیر ، دوستان عزیزم ، سینما رفتیم و فیلم هیچ رو دیدیم. فیلم خوبی بود و من بسیار ازش حال کردم. در یک جمله ساده فیلم واقع گرای محض هست و اگر شما کمی بدبین باشید حتما میگید فیلم پوچ گرایی هست. متاسفانه در بعضی از نقدهایی که از این فیلم میشه ، همین کلمه تکرار میشه. اینجاست که آدم یاد داستانهای بی نظیر و شاهکار صادق هدایت می افته که متاسفانه به اونها هم همین انگ زده میشه. و جالبه که هنوز بوف کور فروش داره !!!! (لابد چون پوچ گرا !! بوده )

اهل نقادی فیلم نیستم ، بلد هم نیستم ، اما از دیدن و خوندن برخی نقادی های حزبی و جناحی (اینجا) ، اونم وابسته به دولت ، حالم به هم میخوره ! از این خبرگزاری های تازه به دوران رسیده که باید در همه فیلم های مد نظر اونها ، حتما چند نفر بمیرن ! یک روضه داشته باشه و یک عروسی شیرین هم توش در بیاد و از این چرندیات. مساله اینجاست که آدم نمی تونه ساکت باشه وقتی این جور چیزا رو میبینه.

آقایون میگن این فیلم پوچ گراست و واقعیت های جامعه تهی دست ایران رو بیان نمیکنه ! در حالی که من کلا با این موضوع مخالفم. اتفاقا اگر آقایون کمی از اون افراد تهی دست خبر داشتند حتما این فیلم رو میستودند. کار به این ندارم که سوژه اصلی فیلم که پرخوری یک نفر هست ، واقعی هست یا نیست، اما کم نیستند افرادی که به شدت محتاج اندک پولی هستند تا زندگیشون تغییر کنه . اتفاقا به نظر من آقای کاهانی (کارگردان) بسیاری از موارد تلخ تر رو هم میتونست بگه که نگفت.

یک جمله و چند دقیقه فکر مشکل رجا نیوز رو حل می کنه :

به گزارش خبرنگار مهر، این دو فیلم پس از ۱۰ روز اکران عمومی در سینماهای تهران که از ۲۶ اسفند آغاز شده است، ۴۵ میلیون تومان فروش داشته‌اند. (اینجا)

حالا به نظر شما ، مردم ما اینقدر احمق هستند که برای همچین فیلمی که شما هزار تا انگ بهش زدید برن سینما و اینهمه پول بدن ؟! به خاطر خدا بس کنید که همه مشکلات این کشور از شما تند روهای بی تخصص هست ! بس کنید.

خلاصه ای از فیلم :

نادر سیاه دره به بیماری جوع (گرسنگی مدام ) دچار است و برای سیر کردن شکمش به هر کاری دست می زند . او که با عمه اش زندگی می کند باسفارش عمه  با زنی دلاک ازدواج می کند که این زن نیز خانواده ی پر جمعیتی دارد . فصل اول یا نگاه اول معرفی نادر و مشکلات او و فصل دوم یا نگاه دوم  تاثیر ورود نادر در زندگی خانواده ی جدیدش را حکایت می کند .  (اینجا)

در این فیلم هر کدام از افراد این فیلم ، از کودکان تا پیرترین افراد ، همه دچار مشکلات فکری و اجتماعی هستند و البته راه حل های اشتباهی رو انتخاب می کنند و داستان با ورود نادر سیاه دره تغییر میکنه. نادر در بخش اول فیلم لکه ننگی برای خانواده زن دلاک محسوب میشه ولی خانواده زن دلاک بعد از اینکه متوجه بخش دیگری از شرایط زندگی او میشن (پول زیاد) ، او رو میپذیرن (این بارزترین مشکل جامعه ما هست و کیه که بتونه بگه این پوچ گراییه ؟؟)

از تعدادی از صحنه های فیلم خیلی خوشم اومده که اینجا خلاصه میگم :

۱ – صحنه ای که پسر بچه های شر ، در حال داد زدن پشت بلندگوی وانت بیک هستند و بیک با کتک اونها رو دور میکنه.

۲ – صحنه های ظریفی که کارگردان تا عمق زندگی شخصی افراد پیش میره و هنرمندانه همه مسایل رو در نظر میگیره.

۳ – صحنه های که محترم در تنهایی تاریکی زندگی خودش غصه میخوره و به خیانتی که بهش شده فکر میکنه و به سرنوشت بدش .

۴ – صحنه آخر فیلم که یک تراژدی واقعی و تکان دهنده هست.

و اما چند نکته دیگه از فیلم :

انسان‌های فیلم «هیچ» همگی شان با این روزمرگی درگیرند، این روحیه را می‌توان کم و بیش در شخصیت عادل (احمد مهرانفر) نیز مشاهده کرد. جوانی که سعی می‌کند مطابق مد روز پیش برود، از راه فروش سی دی، ساندویچ و لیدری تماشاگران فوتبال روزگارش را بگذراند، مردی که شاید اوج خواسته ی اجتماعی اش طرفداری از فلان تیم فوتبال باشد و… او با همسر جوانش، یکتا (باران کوثری) سازگار نیست. طرز حرف زدنش را به تمسخر می‌گیرد و در پایان می‌بینیم که تراژدی یکتا چگونه بر پایه این‌که همسرش بچه می خواهد رقم می‌خورد. (اینجا)

بلاهت‌بارترین چهره ی «هیچ» را نیما، نامزد لیلا (نگا رجواهریان) رقم زده است. جوانی که مهندس نصف و نیمه ای است، عینک ته استکانی به چهره دارد و رنگ موی او به خوبی با رفتارش که سراسر از گیجی و منگی است، همخوانی دارد. جوانی که بر حال او می‌خندیم و باز هم می‌خندیم و در آخر می‌بینیم که چگونه در فصل کمدی رمانتیک فیلم از قلمرو «هیچ» به بیرون پرت می‌شود. (اینجا)

اگر با دقت بیشتری به «هیچ» نگاه کنیم، به نکته‌های قابل تامل و تضادهای جالبی می‌رسیم. نکته ها و تضادهایی که سرشار از کنایه است. مثلاً در صحنه‌ای که گزارشگران تلویزیون آمده‌اند تا گزارشی جذاب از عجایب روزگار را تهیه کنند، در قاب دوربینشان به کلوزآپی از نادر سیاه دره بسنده می‌کنند. آنها نه تنها به حاشیه این موجود غریب توجه‌ای ندارند، بلکه آن را مزاحمی برای کار خود می‌دانند. سکون دورین آن‌ها دقیقاً در تضاد با دوربین جست و جوگر و متحرک مسعود سلامی (فیلمبردار هیچ) است و به ما می‌گوید که برای ثبت گزارش‌های سفارشی، طراحی و ساخته شده است. جایی که مردها با دی وی دی از صفحه ی تلویزیون، «فیلم نرم» “پـورنو” را تماشا می کنند، به محض سررسیدن یکی از زن ها، می زنند روی کانال تلوزیونی که آرم پایان برنامه های سیما در آن حک گردیده، این کنایه ای است به بی تفاوتی رسانه ی ملی که با طنزی نیشدار همراه شده است. ایجاد شهرت‌های پوشالی و کاذب از سوی رسانه ی ملی هم زمانی به چشم می‌آید که اهل محل برای گرفتن عکس یادگاری به سمت نادر می‌آیند، با همه ی شهرت و سرمایه ای که نصیب نادر می شود، ساکنان اصلی خانه همچنان در فقر و فراموشی باقی می‌مانند. (اینجا)

بازیگران : مهدی هاشمی(نادر سیاه دره) ،پانته‌آبهرام(محترم)، مهران احمدی(بیک)، احمد مهران‌فر (عادل)، نگار جواهریان(لیلا) ،مرضیه برومند(عمه)، باران کوثری(یکتا)، صابر ابر(نیما)، پوریا ایمانی، علیرضا سلیمی، احسان بیستون، علیرضا استادی، علی‌اصغر کردبچه، فرخنده فرمانی ‌زاده، مجید صفری، امیر سفیری، محمد جواهری، رضا نادری و نیره فراهانی و…

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , فیلم و سینما

         , , ,

بدون شرح !

نویسنده:
۸ فروردین ۸۹

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         عکس

         , ,

۱۳۸۹

نویسنده:
۳ فروردین ۸۹

اول از همه عید نوروز رو به همه تبریک میگم و ببخشید که کمی دیر شد ! درگیری ها زیاد و مسوولیت خانواده !! و خلاصه تغییر سیستم عامل و الی آخر ! امیدوارم سال خوبی داشته باشید و به همه آرزوهاتون برسید !

از دیدن و شنیدن پیامهای نوروزی مسوولین محترم شکه نشدید ! جل الخالق !! آدم تو اینش میمونه که واقعا اینا تو ایران زندگی میکنند ؟

به قول جلال آل احمد ، بدیش این بود که هیچیش راست نبود.اونجا که ما ۱۴ میلیون رای میدیم ( به قول شما ۱۴ میلیون !!! ) مردم هستیم ! اونجا که اعتراض داریم شورشی و محارب و کافر و اسراییلی و دشمن و نامرد و خوارج و فتنه و هزار کوفت و زهر مار هستیم !! واقعا خدای انصاف و دیانت هستید شماها !

این نیز بگذرد.

اتفاق خوب واسم زیاد افتاده ، اما اتفاق بد اینه که امشب یکی از بهترین دوستام رو از دست دادم ! اونم به خاطر …. .

لعنت به این زندگی ! لحظات سختیه ! نمیدونم داشتید یا نه ! اما مشکل از اونجا شروع میشه که نمیتونی جبران این همه لطف و محبت رو بکنی و از طرفی نمیدونی چطوری میشه بعضی از چیزها رو حفظ کرد ! زندگی خیلی بیشتر از اون چیزی که به نظر میاد سخته.

یک ترانه ای رو سیاوش قمیشی خونده به اسم الکی ! میدونم قدیمیه ولی من چندین ماه هست که از طریق رادیو جوان گوش میکنم و لذت میبرم. لینک دانلود مستقیمش رو گذاشتم پایین که گوش کنید و لذت ببرید !

و اما رادیو جوان ، یک رادیو که از صبح تا شب موزیک آنلاین میزاره ! واسه شنیدن میتونین برین تو قسمت listen  و فایل مخصوص مدیا پلیر رو دانلود کنید !

دانلود موزیک

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , ,

و اما ادامه ماجرا ….

نویسنده:
۲۶ اسفند ۸۸

بله ادامه ماجرای ردیابی گوشی بنده که توسط دو تن از جوانان به سرقت رفته بود رو میخام بگم. برای خوندن قسمت قبلی اینجا رو ببینید.
دیروز نامه ای به درب منزل رسیده بود از طرف دادگاه ، که تا فلان روز ساعت ۸ صبح تشریف بیارید دادگاه. اولش کمی ذوق کردیم که نکنه پیدا شده و نشده و از این حرفا. اما بسی در اشتباه بودم.

امروز صبح رفتم دادگاه محترم و البته خوبیش این بود که مجید عزیز رو بعد از مدتها دیدم و با همکارشون هم آشنا شدم. دم در شعبه مورد نظر بودم که قاضی عزیز بعد از دقایقی صدا زدند و رفتم داخل. ایشون بدون معطلی گفتند :

ببین آقا ، ما دیگه بیشتر از این نمیتونیم ردیابی کنیم !! سرنخ هم نداریم. تلاشهامون بی فایده بوده و بعیده دیگر پیدا بشه و از نظر من پرونده مختومه هست !!!

به همین راحتی دوستان موبایل من به تاریخ پیوست ! حال میکنین سیستم رو ؟

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته

         , , ,

هنرمندان خاطره ساز

نویسنده:
۱۸ اسفند ۸۸

چند وقت پیش عکسی رو در فیس بوک دیدم که تقریبا همه رولهای کارتونهای قدیمی در کنار هم ایستادن ! اما متاسفانه سایز عکس باکیفیت نبود. تا اینکه  بالاخره ارجینال عکس زیر رو که ۹۷۰ کیلوبایت هست از دوست عزیز و قدیمی ، آقای مهندس حمید قاسم پور که در استرالیا ساکن هست  گرفتم.

ما چیا نگاه میکردیم ! حالا بچه ها چی نگاه می کنن.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , عکس

         , , ,

یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه …

نویسنده:
۱۲ اسفند ۸۸

آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه ….

یک مطلبی  تو سایت آینده دیدم در مورد آقای احمدی نژاد ( که این سایت بدبخت هم فیلتر شده و به تاریخ پیوسته ) و گفتم امروز بزارم اینجا تا شما هم از دیدنش و خوندنش لذت ببرید ! :

همه ما شاکی هستیم، یک گروه امین بنشینند، رای همه را دوباره بشمارند. / آیا در نظام اسلامی نباید در قبال اظهار نظر قانونی و رای افراد، حیثیت آنها مصون باشد. به صرف اینکه من و خانواده ام به یک فرد(غیر از کاندیدای برنده) رای داده ایم، باید اینطور مورد حمله قرار بگیریم؟ این که از عدالت خارج است. / شنبه شب چهار صندوق به فرمانداری می رسد ولی متاسفانه رئیس ستاد انتخابات کشور مانع از اعلام نتایج شمارش اینها می شود./ این چهل و هشت ساعت تاخیر هیچ توجیهی ندارد جز اینکه باید تفسیر کرد آقایان پس از تحلیل روند آرا تصمیم گرفتند در بعضی از صندوق ها اقداماتی انجام دهند./ خود بنده در چند صندوق شاهد بودم که لیست گروهی که مجریان انتخابات به آن وابسته هستند، به راحتی در اطراف صندوق ها توزیع می شد./ بنده از نقاط مختلف خبر دارم که افرادی غیر از اعضا صندوق را برای شمارش وارد کرده اند و یا مثلا در صندوقی که سه هزار رای داشته است تعدادی را شمارش کردندو…..

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام

اشتباه نکنید، اینها جملات کسانی نیست که این روزها مورد عتاب قرار گرفتند، آنهایی که پس از اعتراض به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد، از سوی فاتحان به برهم زدن قاعده بازی یا نداشتن روحیه پذیرش شکست متهم شدند. فاتحانی که پس از انتخابات و در واکنش به اعتراض کاندیداهای دیگر که به گفته آنان سندی نداشتند، رفتار معترضان را به «بدترین نوع دیکتاتوری» تشبیه کرده بودند.

این ها دقیقا جملاتی است که شخصی حدود ۱۰ سال قبل در جریان شکست انتخاباتی خود و چهره مورد نظرش در انتخابات مجلس ششم ، به زبان آورده است. ۱۰ سال گذشته و حالا گوینده سطرهای بالا که روزی در کنار ارگان‌ها و اشخاصی چون شورای نگهبان،  مرتضی نبوی، غلامعلی حداد عادل و….در مقام نقد و اتهام به دست اندرکاران برگزاری انتخابات برآمده بود ـ در کنار همان ها ـ تمام قد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم دفاع می کند.

این ۱۰ سال گذشته و متشاکی که روزگاری رئیس ستاد انتخابات کل کشور بود در اوین به سر می برد یا در دادگاه در جایگاه متهم می نشید  و شاکی که روزگاری ناکام از انتخابات مجلس و شورای شهر بازگشته بود روی صندلی ریاست جمهوری در پاستور نشسته است.

شورای نگهبان هنوز هست، اما در انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ چنانکه در اطلاعیه شماره شش در انتخابات مجلس ششم واکنش نشان داد، واکنش نشان نمی دهد. نبوی، حدادعادل، هاشمی رفنسجانی، ناطق نوری و…. همه هستند. اما روابط زیادی دگرگون شده و نظرات گاه ۱۸۰ درجه تغییر کرده. جهرمی دیگر آن همکار شورای نگهبان نیست و حتی به عنوان وزیر از سوی معاون سابقش به مجلس معرفی نشد. در انتخابات سال ۱۳۸۸، مثل انتخابات سال ۱۳۷۸ شاکی این داستان مدعی رای کم خوانده شده هاشمی رفسنجانی نیست. و هاشمی هم امروز دلنگران رئیس ستاد انتخاباتی است که روزگاری کاندیدای ناکامی در دفاع از هاشمی به او هجوم برده بود.

ناطق نوری امروز سکوت کرده و بیش از ۱۰ سال می گذرد از روی که عکسش به عنوان رقیب اصلی خاتمی روی دیوارهای شهر بود، و استاندار سابق اردبیل که از خوبی ها و پاکی او در دادگاه (دادگاهی که به مناسبت دفاع از خود در برابر اتهام استفاده کردن از امکانات دولتی به نفع ناطق نوری تشکیل شده بود) می گفت و دلش از حیثیتی می ترسید که ممکن بود به خاطر رای دادن او و خانواده اش به ناطق، خدشه دار شود. هم هاشمی، هم ناطق که روزی استاندار سابق اردبیل، استاد دانشگاه و…. در مصاحبه ها و  خطابه های دادگاه از آنها دفاع می کرد و هر دو ناکام ماندند، امروز نقد آنها را آیین خود کرده است. او امروز منتقد آن دو است و البته پیروز  میدان انتخابات.

آقای انتخابات
از نگاه بسیاری پرونده انتخابات ریاست جمهوری دهم بسته شده است. در این  مقاله نیز قصد، ورود به انتخابات ریاست جمهوری دهم نیست. صفحات آرشیو اواخر دهه ۷۰ نشریات، از مردی می گویند که ظاهرا هر بار مطرح شدن نامش، دیروز و امروز با کلید واژگانی چون «انتخابات»، «تخلف»، «رای» و… (درست یا نادرست) همراه شده است، «محمود احمدی نژاد».

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام۲

شاید کمتر کسی از ثبات قدم این مرد برای انتخاب شدن برای آنچه از آن با عنوان «توفیق خدمت» یاد می کند گفته باشد. ممارستی درخور تامل. او هرگز به عنوان نماینده مجلس یا عضو شورای شهر انتخاب نشد، در عوض یکباره رئیس جمهور شد. یکبار شکست در انتخابات شورای شهر، یکبار شکست در انتخابات مجلس…. اما احمدی نژاد سرانجام در سوم تیرماه سال ۸۴ مقابل کسی که پیشتر به حمایت از همراهان او احتمال تخلف در انتخابات را مطرح کرده بود(هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم) توانست پیروز شود. از این تاریخ به بعد دیگر اظهار نظری از احمدی نژاد مبنی بر احتمال تخلف در انتخابات وجود ندارد.

ماجرای مجلس ششم

احمدی نژاد در سال ۱۳۷۸، در ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی زیر عنوان «فهرست ۳۰ نفره ائتلاف خط امام و رهبری» و لیست برگزیده جمعیت وابسته به موتلفه (این لیست در صفحه ۴ هفته نامه شما، شماره ۱۵۲ مورخ ۲۷ بهمن سال ۱۳۷۸ تحت عنوان «کاندیداهای برگزیده جمعیت» منتشر شده است، سه صفحه بعد هم نظرات احمدی نژاد در صفحه ۷ در خصوص لزوم تغییر مدیران فرهنگی و… در کنار سایر کاندیداهای برگزیده منتشر شده است.) در کنار هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، حسن روحانی، یحیی آل اسحاق، علی عباسپور تهرانی، محمدرضا باهنر، محمدجهرمی، غلامعلی حدادعادل و…..با کد انتخاباتی«۰۴۱» شرکت، اما شکست می خورد.

انتخابات تمام می شود و نتایج اعلام، حدودا دو هفته از انتخابات گذشته، اما احمدی نژاد به شدت نسبت به اعلام نتایج شکایت می کند. نشریه شما، شماره ۱۵۴ مورخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۷۸ ورق می خورد.
تیتر یک: «احتمال تقلب در شمارش آراء» سه تیتر فرعی: «مرتضی نبوی: دکتر حداد عادل در مسجد هدایت با خانواده اش رای داده است اما تعداد آراء را صفر اعلام کرده اند»، «موحدی ساوجی: با افرادی که به حوزه های رای گیری می آمدند و مردم را به نوشتن لیست خاصی تشویق می کردند هیچ برخوردی نمی شد!» و تیتر سوم از قول کسی است که امروز بر صندلی ریاست جمهوری در پاستور تکیه زده«دکتر احمدی نژاد: ۴۸ ساعت در اعلام نتایج تاخیر کردند که در بعضی صندوق ها اقداماتی انجام دهند!» پایین صفحه اعلامیه شماره ۶ شورای نگهبان توجه را جلب می کند با این تیتر: «در صندوقی که خود داوطلب و بستگانش رای داده اند، رای آنها صفر خوانده شده است!»

در پایین صفحه هم یادداشتی بدون نام در حمایت از اکبر هاشمی رفسنجانی نوشته شده است. در این یادداشت آمده: «آنها تهاجم به هاشمی را پس از اتمام شمارش آراء و اعلام آن از طرف وزارت کشوری که دست خودشان است و مجری انتخابات است هم دست برنداشتند» مخاطب این برگه های کاهی با اتفاقاتی که در جریان و پس از انتخابات افتاده از دیدن این سطرها که در وصف هاشمی آمده متعجب می شود: «چه کسانی اینطور از حضور یک سردار رشید اسلام به وحشت افتادند؟ / چرا آنها حرمت شکنی بزرگی از بزرگان انقلاب اسلامی را اینگونه بی پروا شروع کرده و ادامه می دهند/ هاشمی و هاشمی ها ۴۰ سال است جان بر کف و آبرو بدست، آماده هرگونه تهاجم و تخریب و تهمت ضد انقلاب و استکبار و مزدور استعمار و عناصر التقاطی و منحرفین و منافقین و… بوده و هستند و هیچگاه صحنه را ترک نخواهند کرد»

رای ها را دوباره بشمارند
به صفحه ۱۱ برویم، جایی که گزارش تیتر یک آن با گفتگوی آقای دکتر محمود احمدی نژاد آغاز می شود. متن کامل این گفتگو ازقرار زیر است:
در این دوره انتخابات از آنجایی که مجموعه مجریان انتخابات در وزارت کشور دارای گرایشات شدید سیاسی به یک حزب و جناح خاصی بودند و در رفتارشان هم این تمایل را بروز می‌دادند. فضا به گونه‌یی شکل گرفت که این جور مسائل و این حرف‌ها و شایعات به طور طبیعی مطرح می‌شود. وقتی وزیر کشور و یا رئیس ستاد انتخابات کشور حرفی می‌زند که بوی مخالفت با قانون می‌دهد، طبیعی است که وقتی به پایین‌تری‌ها می‌رسد، آنها هر کاری که دلشان بخواهد انجام می‌دهند.

منبع : سایت آینده

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , ,

ذرات اطراف ما !

نویسنده:
۱۱ اسفند ۸۸

اول بگم به علت انجام تصمیمات همزمان و بزرگ ، اصلا نرسیدم به روز کنم وبلاگ رو ! البته این تصمیمات باعث میشه که قطعا وبلاگ بهتر آپدیت بشه ! درآمد بیشتری به وجود بیاد ! خواب راحت تر ! کلاس زبان به موقع ! ورزش نیز و الی آخر

ضمن اینکه این تغییرات اندکی هزینه داشت !!! حالا بماند دیگه

امروز یک لینکی از دوست عزیز رسید دستم که بسیار جالب بود. این لینک نشون دهنده ذرات اطراف ما هست که به صورت زیبا و با مقیاس واقعی ساخته شده و فلش هم هست و با اسکرول میتونین برین و ببینین. برای دیدن لینک اینجا کلیک کنید.

برمیگردم ! حتما !

پی نوشت : مهدی یک مطلب بسیار باحال راجع به قوانین مورفی برنامه نویسی نوشته که البته کامل نیست اما خیلی خوندنیه و واقعی !

پی نوشت : قالب رو عوض کردم ! نظر بدین ! این یکی دیگه فکر کنم خوب باشه ! چون مشکل فونت و اینا نداره انگار و همه میتونن بخونن

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         وب سایت ها

         , , ,

عکس هفته !

نویسنده:
۱ اسفند ۸۸

خانه ای با استایل بهشت

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         عکس

         

نظر دهید
دیدگاه‌ها برای عکس هفته ! بسته هستند
< << 1 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 30 >> >