دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

نویسنده:
۱۳ آذر ۹۶

مراسم قرعه کشی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه چند شب پیش برگزار شد و ما در عین ناباوری با قرعه سختی با حضور تیمهای پرتغال، اسپانیا و مراکش همگروه شدیم. قاعدتا صعود در این گروه کار بسیار سختی هست ولی طبق معمول یه عده به شدت خوشبین و یه عده به شدت بدبین هستیم نسبت به این قضیه. به نظر من در واقع گرایانه ترین حالت، ما ۳۰% شانس صعود داریم و اگر چیزی غیر از این اتفاق بیفته قاعدتا جزو شگفتی های فوتبال محسوب میشه.

مراسم قرعه کشی هم با حضور کافوی معروف برزیلی و تعدادی فوتبالیست سابق دیگه برگزار شد. کافو قرعه ایران رو مشخص کرد و در واقع اون ما رو در گروه اسپانیا و پرتغال قرار داد. که البته متاسفانه حرکت هموطنهای ما در ثبت فحاشی در فضای مجازی، باز هم باعث جهانی شدنمون شد !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         ورزشی

         , , , , , ,

فیلم سینمایی مردی به نام اُوِه

نویسنده:
۱۲ آذر ۹۶

دیشب فیلم سینمایی مردی به نام اُوِه رو به اتفاق مهری دیدیم. فیلم خوبی بود و خوب ما چون تازه کتابش رو خونده بودیم، ماجرای فیلم رو کامل میدونستیم ولی خوب واقعیت اینه که کاش این فیلم ساخته نمیشد. چون خیلی از قسمتهای خوب و زیبای کتاب توش نیومده بود و البته چاره ای هم نبود. مدت زمان فیلم ۲ ساعت هست و بازم بخشهایی از کتاب توش نیومده و خیلی از حس و حالهای جذاب و شیرین نشون داده نشده است. همزمان با دیدن فیلم، مثل موقع خوندن کتاب اشکهای من سرآزیر میشد.

کاش میشد همه این کتاب رو بخونن. (قبلا اینجا در مورد کتاب نوشتم)

فیلم توسط هانس هولم در سال ۲۰۱۵ و در کشور سوئد ساخته شده است. همانجایی که ماجرای زندگی اوه توسط فریدریک بکمن در قالب رمان به نشر در آمده است. بازیگر ایرانی این فیلم نیز بهار پارس است.

“مردی به نام اووه” یکی از پنج فیلم نامزد جایزه اسکار برای بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان بود که در نهایت رقابت را به فروشنده، ساخته اصغر فرهادی، واگذار کرد. (اینجا)

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , , , , , , ,

تولد یک سالگی سپهر

نویسنده:
۱۵ آبان ۹۶

 

 

 

سپهر دیروز یک ساله شد. این یک سال خیلی زود گذشت و خیلی شیرین بود. اولین دندون، اولین کلمه ها، اولین بابا مامان گفتن ها …

با مهری عزیز چند روزی برنامه ریزی کردیم تا یک جشن تولد مناسب براش بگیریم. خیلی خوشحال بود و کلی از اینکه اسباب بازی جدید داشت و بازی میکرد خوشحال و خندون بود.

توی این یکسال، شیرین ترین لحظه ها، لحظه های کشفیات جدید سپهر بود و سخت ترین لحظه ها، همون لحظات مریضی و یا تب سپهر بود. تلخی و شیرینی جدیدی که به با مهری تجربه کردیم، قطعا ما رو قوی تر و مصمم تر برای ادامه راه میکنه. راهی سخت و طولانی و شیرین برای بزرگ کردن سپهر و تجربه های جدید که امیدوارم برآیندش چیزهای خوبی باشه و بتونیم برای آیندش کار درستی رو بکنیم.

چیزی که من فمیدم توی این سالها، چیزی جز عشق و مهربانی و احترام نمیتونه به سپهر کمک کنه در مرحله اول و در مراحل بعدی چیزهای دیگه ای هست که باید کم کم بدونه.

 

برای تولد سپهر، مهری کیک خوشمزه چند لایه ای درسته کرده بود که با فوندانت و در آوردن شکل تعدادی فیل تزئین ش کرده بود. برای روی کیک هم یک فیل خوشگل با فوندانت و با سختی و صرف وقت زیادی درست کرده بود و اونجا گذاشت. مقداری بیسکوییت و کاپ کیک و … هم پخته بود و روی میز گذاشتیم برای مهمانان عزیز.

 

 

پی نوشت :

تولد سپهر ، ۱۴ آبان ۹۵

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , سپهر , عکس

         , , ,

چهار میثاق، کتاب خرد سرخپوستان تولتک

نویسنده:
۱۳ آبان ۹۶

سومین کتابی که با استفاده از اپ فیدیبو خوندم. پیشنهاد دوست عزیزی بود که مدتها پیش این کتاب رو معرفی کرده بودند. فیدیبو هم تخفیف مناسبی داده بود و در نتیجه این شد که خریدم این کتاب رو.

موضوع این کتاب، ارائه پیشنهاداتی در مورد راه و رسم زندگی، بر اساس خرد سرخپوستان تولتک است که در واقع مشتمل بر ۴ پیشنهاد جهت افزایش کیفیت زندگی است. این ۴ پیشنهاد از تجریبات سرخپوستان تولتک سرچشمه گرفته است. نویسنده کتاب، دون میگوئل روئیز، نیز یک سرخپوست است (وی پزشک جراح نیز است) که پس از آنکه در یک تصادف شدید رانندگی به طرز معجزه آسایی زنده می ماند تصمیم میگیرد تا به نزد خانواده خود بازگردد و آموزه های شمنی را یاد بگیرد. شمن کسی است که میتواند دیگران را از از مشکلات و محدودیتهای خودش رها و آزاد کند.

میثاق اول؛ با کلام خود گناه نکنید

میثاق دوم؛ هیچ‌چیز را به خود نگیرید

میثاق سوم؛ تصورات باطل نکنید

میثاق چهارم؛ همیشه بیشترین تلاشتان را بکنید

خواندن این کتاب حتما توصیه می شود ولی از آن مهمتر عمل کردن به این ۴ میثاق است که بسیار کار سختی است. بعد از خوندن این کتاب حس بسیار خوبی داشتم و به زندگی قبیله سرخپوست و شمنها غبطه خوردم.

مطلب “آنچه من در طول ۱۲ سال از یک شَمَن آموختم” نیز بسیار خوب به نظر رسید.

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , , , , , , ,

من دانای کل هستم

نویسنده:
۱۲ آبان ۹۶

یکی از آثار قدیمی مصطفی مستور است که راستش چنگی به دل نزد. یعنی واقعا شک میکردم که این کتاب رو مستور نوشته. فکر میکنم کسانی که آثار مستور رو دوست دارند، این کتاب رو نخونن بهتره.

این کتاب مشتمل بر ۷ داستان کوتاه است.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         ,

برف و نرگس

نویسنده:
۱۰ آبان ۹۶

کتاب برف و نرگس، از خانم ناهید طباطبایی هست. قبلا از ایشون کتاب بانو و جوانی خویش رو خونده بودم و معرفی کرده بودم. تاب مشتمل بر ۱۱ داستان کوتاه است که مثل آثار قبلی ایشون، محوریت اکثر داستان ها زنان هستند.

احساسات در این کتاب بسیار خوب بیان شده و خوندنش رضایت بخش بود. بسیار دلنشین بود و گاهی آدم رو به تامل وا میداشت.

کتاب خوبی است و خوندنش رو توصیه میکنم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کامپیوتر

         , ,

عاشقیت در پاورقی

نویسنده:
۷ آبان ۹۶

 

در سفر بودم و این کتاب به دستم رسید. اونقدری که تعریف شنیده بودم ازش، کتاب جذابی نبود ولی در کل کتاب خوبی بود و خوشم اومد. این کتاب سومین اثر خانم مهسا محب علی است.

کتاب مشتمل بر ۸ داستان است :

هندی برقصم؟

عاشقیت در پاورقی

عتیقه ها

خفاشه

هفت پاره دانای کل

کراوات سبز

نصف سفید، نصف بنفش

چند سانت توی زمین.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         ,

دید و بازدید

نویسنده:
۶ آبان ۹۶

بعد از مدتها کتابی از جلال آل احمد که نخونده بودم رو تونستم بخونم. حقیقتا برخی از قسمتهای کتاب از داستانهای نویسنده های امروزی بهتر بود. کتاب ۱۲ تا داستان داشت که بعضیاش بسیار خوب و شیرین بود. بر اساس اون چیزی که توی ویکی پدیا خوندم، این کتاب اولین اثر داستانی جلال آل احمد بوده است. (اینجا)

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         ,

سال بلوا

نویسنده:
۵ آبان ۹۶

مدتها بود که میخواستم این کتاب رو بخونم. خیلی ازش شنیده بودم ولی وقت نشده بود. از کتاب خوشم اومد ولی ناراحت بودم از ماجرا و شدیدا گاهی دلم میگرفت. کتاب جوری از سال بلوا میگه که فقط افسوس گذشته مردان و زنان سرزمین و گذشته خود سرزمین رو میخوریم.

داستان از زبان زنی به نام نوش آفرین (نوشا) بیان می شود (و همچنین نویسنده کتاب در چند فصل) و مدام با فلاش بک هایی ما رو به گذشته زن میبرد و مجددا به حال برمیگرداند. نوشا احساساتش نسبت به همسرش،پدرش، مادرش، شهرش (سنگسر) و به طور کلی زندگی در سال بلوا و سرزمین شان را بیان میکند و نویسنده (عباس معروفی) به شکل بسیار خوبی این حس و حال را چه در کودکی و چه در بزرگسالی به خواننده منتقل میکند.

یکی از بهترین توصیف هایی که از کتاب خوندم اینجا بود.

خواندن این کتاب توصیه می شود.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         ,

آدلف

نویسنده:
۳۰ مهر ۹۶

یک رمان عاشقانه بی رحم ! یک داستان سراسر غمگین. آدلف مرد جوانی که عاشق یک زن لهستانی به نام النور می شود و … این دومین کتابی بود که با کمک اپ فیدیبو خوندم. یک رمانتیک عجیب و جذاب که در حین خوندن دچار حس ناراحتی و اندوه میشید ولی نمیتونید داستان رو ادامه ندید. پرداختن به جزئیات احساسات آدلف و النا در هر دوره و بازه زمانی از روابط این دو نفر، نکته شاخص کتاب است.

داستان به نحوی نوشته شده که فکر کردم کتاب مال ۲۰۰ سال پیش هست و خیلی از لحاظ نوشتاری جذاب نبود. وقتی به داستان فکر میکنم دلم برای هر دو میسوزه … نویسنده کتاب بنژامن کنستان است

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , ,

< << 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 20 30 >> >