دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

انقلاب به روایت انقلاب سازان

نویسنده:
۲۴ مرداد ۹۶

کتابی از اسکندر دلدم، که در سال های ابتدای انقلاب تهیه شده است. این کتاب مجموعه ای از مصاحبه های نویسنده است با اکثر افرادی که بعد از انقلاب دارای مسوولیت بوده اند. مانند :

آیت الله شریعتمداری، آیت الله منتظری، آیت الله مشکینی،مهدی کنی، خسروشاهی، خلخالی، موسوی اردیبیلی ،صادق طباطبایی، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، ابو شریف (عباس آقا زمانی)، محمد حسنین هیکل، احمد مدنی، جلال الدین فارسی، آیت الله خامنه ای و …

اسکندر دلدم، از خبرنکاران قدیمی روزنامه اطلاعات بوده است که در دادگاه افراد مهمی همچون هویدا و … حضور داشته است. از وی کتابهای متعددی منتشر شده است که همگی به نوعی منبعی برای سایر کتابهای سیاسی بعدی بوده است. (اینجا)

برخی از کتابهای اسکندر دلدم :

من و فرح پهلوی ، زندگی و مبارزات پدر طالقانی ، زندگانی رضا شاه ،حاجی واشنگتن ، اسرار زندان اوین و ….

 

پی نوشت : با توجه به اینکه کتاب چاپ نمی شود، در صورتی که کسی تمایل داشت، اعلام کند تا لینک پی دی اف کتاب رو تقدیم کنم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیپلماسی هسته ای و امنیت ملی

نویسنده:
۲۸ تیر ۹۶

 

امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای، کتابی از دکتر حسن روحانی است که در آن به شرح اتفاقات و خاطرات دوران مسوولیت خودش در پرونده هسته ای ( به مدت ۶۷۸ روز) می پردازد. در این مدت وی با سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی مسوولیت این پرونده را بر عهده داشت و سعی کرده است تا با حفظ همه مسائل خاص جمهوری اسلامی، این موارد را بیان کند.

لازم است بدانیم که در زمان انتشار این کتاب، مسوولیت پرونده هسته ای بسته نشده بود و همچنان در دست سعید جلیلی و تیم احمدی نژاد بود و به عبارتی پرونده هسته ای ایران در حال پیگیری بوده است و به همین دلیل از انتشار اسامی و برخی از اسناد و اطلاعات خودداری شده است.

این کتاب در حدود ۱۴۰۰ صفحه که شامل فصول و پیوست های زیر است :

فصل اول: انقلاب اسلامی و فناوری هسته ای ( ۱۳۸۲ -۱۳۵۷ )
فصل دوم: چالش ها و ساختارها
فصل سوم: شکل گیری تنش هسته ای و ضرور تهای نوین (مرداد ۱۳۸۱ -مهر ۱۳۸۲ )
فصل چهارم: تهدیدزدایی از امنیت ملی (مهر ۱۳۸۲ – دی ۱۳۸۲ )
فصل پنجم: بحران جدید و تلاش های مضاعف
فصل ششم: دیپلماسی در بحران (مرداد ۱۳۸۳ – آذر ۱۳۸۳ )
فصل هفتم: توافق پاریس
فصل هشتم: آغاز مذاکرات و زمینه ای برای ایجاد فرصت
فصل نهم: امیدهای نو
فصل دهم: بی اعتمادی و تردید
فصل یازدهم: تغییر در خطوط قرمز
فصل دوازدهم: دستاوردهای ۶۷۸ روز تلاش
پیوست ۱٫ روزشمار پرونده هسته ای ایران
پیوست ۲٫ تودیع
پیوست ۳٫ اسناد: توافق ها، مذاکرات و نامه ها
پیوست ۴٫ قطعنامه ها
پیوست ۵٫ گزارش های مدیرکل
پیوست ۶٫ مصاحبه های مطبوعاتی
پیوست ۷٫ سخنرانی ها

 

در فصل اول در مورد پیشرفت ایران در زمینه انرژی هسته ای در زمان شاه نیز مطالبی بیان شده است و این جزو مطالبی است که بعضا بیان نمی شود. من بعضی از مطالب و صفحات این کتاب رو عکس گرفتم و اینجا نوشتم تا برای خوانندگان انگیزه هایی جهت مطالعه ایجاد کنم.

۱  پذیرش مسوولیت : حسن روحانی در زمانی که این مسوولیت توسط محمد خاتمی و بقیه به اون پیشنهاد می شود مخالفت میکند دلایل مخالفتش هم، اختلافات دو جناح کشور و عدم هماهنگی طرفین بوده است. در ادامه آقای خامنه ای از وی درخواست همکاری میکند که باز هم قبول نمیکند و در جلسه حضوری با رهبر، سرانجام با شرایطی این مسوولیت را میپذیرد.

۲ – چهارچوب مذاکرات تهران : یکی از مواردی که حسن روحانی تاکید دارد تا بیان کند این است که اختیارات مسائل هسته ای در اختیار رهبر و شورای عالی امنیت است و ارتباطی با اینکه دولت کاری انجام بدهد ندارد. این مساله را فیشر آلمانی در کتاب خاطرات خود بیان میکند.

 

همچنین از اینکه توسط افرادی در دولت بعدی، اقدامات جدید به اسم دولت احمدی نژاد نوشته می شده است، ناخرسند است . در واقع حسن روحانی تاکید دارد تا بگوید اتفاقات هسته ای در کشور، همگی زیر نظر سران کشور اتفاق و مصوب می شود و صرفا مجریان نقش پیگیری و اجرا و هماهنگی را دارند.

۲ – بیانیه تهران: یکی از مسائلی که خیلی مهم است، اشتباه در بیان این موضوع است که برخی از افراد در هر دو جناح کشور سعی دارند تا موضوع بیانیه تهران را به توافقنامه تهران تشبیه کنند. لذا حسن روحانی تاکید میکند که این صرفا یک بیانیه است و ایران هر زمان که بخواهد موارد اعلام شده که به دلیل همکاری است (از جمله تعلیق) را می تواند متوقف کند. در بیانیه ذکر شده است که ایران صرفا برای همکاری بیشتر به مدت محدود تعلیق را اجرا میکند و این توافقنامه یا قطعنامه نیست که ایران موظف به اجرا باشد. هدف این بیانیه تهدید زدایی از کشور و آرامتر شدن فضای جهانی نسبت به ایران است. در این برهه زمانی ، یکی از دلایل افزایش فشار، حمله آمریکا به عراق بوده است. ضمنا این توافقنامه کاملا با هماهنگی رهبر ایران بوده است. حسن روحانی اشاره میکند که قبل و بعد از بیانیه تهران، همه موارد را به اطلاع سران نظام و حتی جلسه خصوصی با رهبر ایران داشته است و نکاتی توسط رهبر جهت تصحیح مطالب ارائه می شود.

۳ – موافقت رهبری با تعلیق

 

۴ – یکی از مسائل مهم و پردردسر، عدم آگاه بودن روحانی و تیم هسته ای ایران از مقدار واقعی پیشرفت کشور در انرژی هسته ای می باشد که  به دلیل اطلاغات  اشتباه و غلطی بوده است که از سمت سازمان انرژی هسته ای ارائه می شده است. برای مثال در فصل ۵ کتاب نویسنده به مشروح توضیح میدهد که مسائلی از قبیل بحران ناشی از ناقص بودن اولین گزارش سازمان انرژی اتمی ایران به آژانس، ذکر نکردن نقشه‌های مربوط به نسل دوم سانتریفیوژها (P2) و … چه مشکلاتی را ایجاد کرده بوده و در ادامه  چگونگی تبدیل این بحران به یک فرصت بالقوه از طریق توافق بروکسل را تبیین می‌کند. زمینه سیاسی داخلی و بین‌المللی عبور از قطعنامه‌های مارس و ژوئن ۲۰۰۴ از طریق توافق بروکسل و احتمال خارج کردن پرونده هسته‌ای ایران از دستورکار اضطراری شورا را نیز توضیح داده و دلایل عادی نشدن پرونده را تحلیل می‌کند. (جمله تکمیلی از اینجا)

۵ – نقش رسانه های داخلی : در یکی از صفحات کتاب، حسن روحانی آشکارا به مخالفت رسانه های اصولگرا در زمان فعالیت او و اتهام هایی که به او و تیمش وارد میکردند اشاره میکند فارغ از نتایجی که گرفته شده است و مقایسه ای دارد با دوره بعد که هیچ کس نمیتوانست و حق نداشت اعتراضی بکند.

۶ – جاسوسان در سازمان انرژی اتمی : حسن روحانی در قسمتی از کتاب، اینگونه میگوید

 

۷ – نقض توافق بروکسل توسط ایران

 

۸ – مدت زمان حل و فصل پرونده توسط ایران و صحبت با رهبری

۹ – گزارش پایانی به رهبر

 

و در پایان علت خداحافظی روحانی از پرونده هسته ای به شرح زیر بیان می شود :

 

ر تاریخ ۱۸ /۵/ ۱۳۸۴ قرار بود در آژانس، جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل شود؛ آقای احمدی‌نژاد دو روز قبل از آن (۱۶ /۵/ ۱۳۸۴) به من زنگ زدند و خواستند ملاقاتی با هم داشته باشیم و لذا به ریاست جمهوری رفتم.

در آن ملاقات بحث ما عمدتاً پیرامون مسئله هسته‌ای و اجلاس آتی شورای حکام بود. ایشان گفتند چرا آژانس می‌خواهد جلسه فوق‌العاده تشکیل دهد؟ گفتم می‌خواهند مسئله راه‌اندازی اصفهان را بررسی کنند. گفتند آژانس حق ندارد چنین کاری بکند، چون ما کار خلافی نکرده‌ایم، خوب است با البرادعی تلفنی صحبت کنید. گفتم این‌طور نیست که مدیرکل همه‌کاره باشد، اعضای شورای حکام آژانس، سفرای ۳۵ کشور هستند که بر اساس گزارش مدیرکل تصمیم می‌گیرند. بعد بحث شد که آژانس تحت نفوذ غرب است. پرسیدند چرا آژانس تحت نفوذ آن‌هاست؟ گفتم برای اینکه هم بیشتر بودجه آژانس را آن‌ها می‌دهند و هم بر اکثر کشورهای عضو نفوذ دارند.

[آقای احمدی‌نژاد] گفت: هزینه‌های آژانس در سال چقدر است؟ گفتم نمی‌دانم. مثلاً چند صد میلیون دلار. گفتند شما همین حالا به البرادعی زنگ بزنید و بگویید ما کل مخارج آژانس را پرداخت می‌کنیم. گفتم اولاً آژانس نمی‌تواند بپذیرد، چون برای مخارج آژانس و بودجه آن، مقرراتی وجود دارد و ثانیاً ما همچنین اختیاری نداریم، چون اگر به‌جایی بخواهیم کمک بلاعوض کنیم، مجلس باید تصویب کند. [آقای احمدی‌نژاد] گفتند: من به شما می‌گویم، شما چه‌کار دارید! گفتم روش کاری من این‌طور نیست و من چنین کاری نمی‌کنم. اگر اصرار دارید، خودتان با البرادعی صحبت کنید.

در ادامه گفتم شما من را خواستید تا به من چنین توصیه‌ای بکنید یا مسائل مربوط به هسته‌ای را از من بپرسید؟! گفتند من نظرم را به شما می‌گویم. گفتم من فکر کردم من را خواسته‌اید تا به شما مشورت بدهم. اگر می‌خواهید چنین دستوراتی را بدون مشورت و تصویب در جلسه سران بدهید، خوب است زودتر، دبیر جدیدی را منصوب کنید و این دستورات را به او بدهید و با او خداحافظی کردم.

 

 

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , عکس

         , , , , , , , , , , , ,