دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

همین حالا هم خیلی دیر شد !

نویسنده:
۲۷ آبان ۸۹

ترانه ای از ابی هست که رادیو جوان گاهی میزاره، به اسم نوازش (اگر اشتباه نکنم). متن ترانشو اینجا میزارم. میتونم واقعا بخشی از زندگی خیلی ها همینه. مثل خودم! و واقعا حق دارم گاهی بدبین باشم !

لینک دانلود از سایت www_MOZHGAN_blogsky_com

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

هنوزم میشه عاشق موند
تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش
اگرچه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم

کنارت، اونقدر آرومم،که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار ،تو دستای تو آتیشه

خودت پلکامو میبندی
و این قصه تموم میشه

هنوزم میشه عاشق موند
تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش
اگرچه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         ,