دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

خاطرات تلخ ما از کار با ادارات

نویسنده:
۱۱ اسفند ۹۳

6601_612

متاسفانه کار نرم افزاری انجام دادن با ادارات دولتی کار بسیار سختی است. کارمندانی که رغبت رشد کردن ندارند ، مسوولینی که تنبل هستند و دنبال رانت و پارتی بازی هستند. در طی این سالها ، تجربیاتی رو به دست آوردم که اینجا مینویسم ، شما هم در کامنتها تکمیلش کنید. البته باید اعتراف کنم این اتفاقات در دولت آقای احمدی نژاد خیلی شدت پیدا کرد و این خاطرات به جز مورد آخر ، مربوط به دوره ایشون هست.

۱ – مقرر شده بود تا در سامانه بزرگ MIS ، کاربران با ساب سیستمهای تولید شده ، کار کنند تا با سیستم بیشتر خو بگیرند و نیازهای تکمیلی خودشون رو هم اعلام کنند. بعد از گذشت چند روز ، و با مراجعه به اون اداره محترم ، متوجه شدیم که هیچ کارمندی کار نکرده و این مساله بسیار هم عادی و طبیعی بود. بعد از پرس و جو از مسوولین آی تی اداره بزرگ مورد نظر ، مسوول محترم فرمودند که باید برای کار به کارمندان پاداش داده بشه ، گفتیم خوب در نظر بگیرید ، با خنده ملیح فرمودند ، خوب پاداش رو شما باید بدید ! چون شما میخاین یا سیستم کار کنند. البته اگر هم کار نکنن ، معنیش اینه که شما نتونستید سیستمون رو نصب کنید و کارمندان راضی نیستند و ما یک مناقصه دیگه برگزار میکنیم ! ضمنا ما هم برای این هماهنگی ها خیلی سختمونه و فشار رومون میاد و خوبه که پاداشی برای واحد آی تی هم در نظر گرفته بشه !

۲ – مقرر شده بود تا در سامانه بزرگ MIS در بزرگترین اداره مشهد ، سیستم های نصب شده رو تحویل بدیم. کار خیلی سختی بود در اون اداره کار کردن. در یکی از واحدها مشکلات اساسی داشتیم چون کارمندان بسیار تنبلی داشتند. کارمند ارشد واحد مذکور کلی خواسته های عجیب و غریب داشت که انجام شده بود و بعد از اتمام، وقتی همکارنمون میرفتند سراغش ، فرار میکرد و به دستشویی پناه میبرد. ۳۰ دقیقه ای معطلشون میکرد ، بقیه همکارانش هم طبیعی میکردند ، گویی اتفاقی نیفتاده. به خاطر همین مساله ،  یک بار تعقیبش کردم و دیدم رفت باز همونجا ، وایسادم نیم ساعتی پشت در تا بیرون اومد. بلافاصله گفتم، چرا کار نمیکنید با سیستم و چرا فرار میکنید ؟ گفت سختمه که با سیستم کار کنم !! و دیگه نمیخام کار کنم ! ما هیچ مدیر ارشدی رو نتونستیم مجاب کنیم تا ایشون رو بدون پول راضی کنه. البته ما هم پول ندادیم و اون واحد هیچ وقت مکانیزه نشد !

۳ – سامانه MIS برای یکی از شهرداری ها ، تقریبا همه سیستم ها نصب شده بود و کار میکردیم و مشکلی هم نداشتیم به جز مواردی که در طی پشتیبانی رفع و رجوع میشد. کارمند یکی از ادارات ، بیش از یک سال و نیم بود که مدام خواسته های جدید و عجیبی میخواست و تقریبا هیچ وقت راضی نبود و سیستم رو هم زیر بار نمیبرد. مجبور شدیم که به صورت ویژه باهاش همکاری کنیم. بعد از ۱۰ روز ، یک دفتر چهل برگ آورد و گفت که مشکلات من اینه که تقریبا معنیش این بود که هیچ وقت نمیخاد با برنامه ما کار کنه. مدیرش هم نتونست مجبورش کنه چون تنها کسی که میتونست و میدونست سیستم کاری اون واحد چطوریه ، همون بود. به معنای واقعی مدیرش میترسید ازش !

۴ – و از همه جالبتر ، سیستمی رو تونسته بودیم در یکی از ادارات نصب کنیم. بیش از دو سال از زمان نصب نرم افزار میگذشت  و سیستم در حال کار کردن به درستی و با سرعت مناسبی هم بود. بیش از ۱۱۰ هزار تا کاربر فعال داشتند. اما چون مدیران اون اداره ، از سطح دانش بسیار اندکی برخوردار بودند و مدام خواسته های غیر معقول داشتند ، و وقتی جواب خواسته های اشتباهشون رو میدادیم ، میگفتند شما دانش ما رو به حساب نمیارید ! و با مدیریت شرکت هم نتونستند کنار بیان و به نوعی میخواستند به هر قیمتی شده سیستم مورد نظر رو حذف کنند ، لذا تصمیم گرفتند که سیستم رو عوض کنند ! و پول هنگفتی رو به یک شرکت دیگه ای دادند تا نرم افزار دیگه ای رو براشون بیارن!  به همین راحتی   و البته کاربران بیچاره ای که ساعتها دچار قطعی و مشکلات بودند …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته

         , ,

کدوم مردم دقیقا ؟!

نویسنده:
۲۳ آبان ۹۱

 دیروز به طور اتفاقی ، صفحه اول روزنامه جوان رو دیدم.( روزنامه جوان متعلق به سپاه پاسداران هست و یک جورایی کیهان رنگی هست و میشه حدس زد که چقدر تندرو هست. ) در این مشاهده یک نکته خیلی برام جالب بود و اون دو تیتر عجیب و متناقض صفحه اول اون بود. (برای مشاهده عکس در سایز واقعی ، روی آن کلیک کنید)

در یک جا نوشته : مردم از محمد خاتمی پاسخ شفاف میخواهند !!

در یک جای دیگه نوشته : سوال از رئیس جمهور  ، یعنی احمدی نژاد ، به ضرر کشور هست !

من موندم که چطوری امکان داره ، کسی که سالها پیش کارا و خدماتش رو انجام داده و رفته، برای اومدن ، بازم باید به مردم !!!! جواب بده ولی رئیس جمهوری که فضاحاتش عالم رو برداشته  ،اگر بخاد جواب سوالهای مردم رو بده، به ضرر مملکت هست ؟! حداقل همون ۱۰ میلیون نفری که به احمدی نژاد رای دادند، حداقل همونها ، حق ندارند از احمدی نژاد سوال کنن ؟

نکته بعدی کلمه مردم هست در این مطلب.  منظور روزنامه جوان کدوم مردم هست واقعا ؟ مردمی که با خیال راحت با دلار ۸۰۰ و ۹۰۰ تومن میخوابیدن؟  مردمی که با اینکه نفتشون ۹ دلار فروخته میشد ، آب از آب تکون نمیخورد ؟ مردمی که با عزت و آبرو میرفتن این طرف اونطرف دنیا ؟

یا مردمی که با ترس و لرز و فقر و هزارتا مشکل دیگه خواب از چشماشون رفته ؟! مردمی که به جز سیر کردن شکم زن و بچشون به هیچ چیز دیگه ای نمیتونن فکر کنن ؟  مردمی که فوج فوج بیکار میشن ؟

میشه بگید کدوم مردم دقیقا میخان از خاتمی سوال کنن ؟!!؟

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , ,

ارزان فروشی تا چه میزان ؟

نویسنده:
۱۲ تیر ۸۹

چند روز پیش داشتم آلبوم حجیم و مجموعه فیلمها و عکسهای انتخابات وحشتناک سال قبل رو مرور میکردم، که نکته ای توی فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد نظرم رو جلب کرد و اون استفاده کردن از اسم خانم ارغوان رضایی برای تبلیغات بود. خیلی واسم جالب بود و گفتم پیرو این مساله یک مطلبی بنویسم.

ارغوان رضایی کیست ؟

ویکی پدیا ایشون رو معرفی میکنه. کامل و به روز ! اما چیزی که نمیتونه بیان کنه اینه که چطور ارغوان رضایی از احمدی نژاد حمایت کرده! از کسی که حتی با آزادی های اولیه ای که در فرانسه داره نمی تونه به ایران بیاد ! تفکرات جناح حاکم و شخص احمدی نژاد اصلا ایشون رو لایق زندگی نمی دونه ! پس چطوره که از ارغوان رضایی برای تبلیغ فیلم انتخاباتی استفاده میشه ؟

ضمن تبریک  به خانم رضایی برای قهرمانی جدید ایشون ، باید بپرسیم که واقعا با چه نیتی از این شخص حمایت کردید ؟

با این نیت که کشور پدریتون داره آباد میشه ؟!؟!؟! داره آزاد میشه ؟ داره به ممالک بزرگ دنیا تبدیل میشه ؟ آیا شما جرات دارین با یک سوم همین حجابی که دارید تشریف بیارید در خیابانهای تهران قدم بزنید ؟

خانم رضایی ، یک سال گذشت از وقایع کثیفی که توسط کاندیدای محبوب شما بر سر این مردم اومده. حالا من از شما میپرسم آیا کور بودید؟ آیا سانسور شدید مثل مردم اینجا؟ آیا خونریزی در مرام شما یک اصله ؟ آیا ندیدید که بر سر این مردم چه اومد ؟ آیا توهمات و حرفهای عجیب و غریب ایشون رو نمیشونید ؟

هنوز هم راکت هاتون رو به ایشون هدیه میکنید ؟ الان وقت سکوت نیست ! حداقل میتونید ابراز پشیمونی کنید

راستی عکس زیر رو دیدید ؟

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , عکس

         , ,

یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه …

نویسنده:
۱۲ اسفند ۸۸

آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه ….

یک مطلبی  تو سایت آینده دیدم در مورد آقای احمدی نژاد ( که این سایت بدبخت هم فیلتر شده و به تاریخ پیوسته ) و گفتم امروز بزارم اینجا تا شما هم از دیدنش و خوندنش لذت ببرید ! :

همه ما شاکی هستیم، یک گروه امین بنشینند، رای همه را دوباره بشمارند. / آیا در نظام اسلامی نباید در قبال اظهار نظر قانونی و رای افراد، حیثیت آنها مصون باشد. به صرف اینکه من و خانواده ام به یک فرد(غیر از کاندیدای برنده) رای داده ایم، باید اینطور مورد حمله قرار بگیریم؟ این که از عدالت خارج است. / شنبه شب چهار صندوق به فرمانداری می رسد ولی متاسفانه رئیس ستاد انتخابات کشور مانع از اعلام نتایج شمارش اینها می شود./ این چهل و هشت ساعت تاخیر هیچ توجیهی ندارد جز اینکه باید تفسیر کرد آقایان پس از تحلیل روند آرا تصمیم گرفتند در بعضی از صندوق ها اقداماتی انجام دهند./ خود بنده در چند صندوق شاهد بودم که لیست گروهی که مجریان انتخابات به آن وابسته هستند، به راحتی در اطراف صندوق ها توزیع می شد./ بنده از نقاط مختلف خبر دارم که افرادی غیر از اعضا صندوق را برای شمارش وارد کرده اند و یا مثلا در صندوقی که سه هزار رای داشته است تعدادی را شمارش کردندو…..

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام

اشتباه نکنید، اینها جملات کسانی نیست که این روزها مورد عتاب قرار گرفتند، آنهایی که پس از اعتراض به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد، از سوی فاتحان به برهم زدن قاعده بازی یا نداشتن روحیه پذیرش شکست متهم شدند. فاتحانی که پس از انتخابات و در واکنش به اعتراض کاندیداهای دیگر که به گفته آنان سندی نداشتند، رفتار معترضان را به «بدترین نوع دیکتاتوری» تشبیه کرده بودند.

این ها دقیقا جملاتی است که شخصی حدود ۱۰ سال قبل در جریان شکست انتخاباتی خود و چهره مورد نظرش در انتخابات مجلس ششم ، به زبان آورده است. ۱۰ سال گذشته و حالا گوینده سطرهای بالا که روزی در کنار ارگان‌ها و اشخاصی چون شورای نگهبان،  مرتضی نبوی، غلامعلی حداد عادل و….در مقام نقد و اتهام به دست اندرکاران برگزاری انتخابات برآمده بود ـ در کنار همان ها ـ تمام قد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم دفاع می کند.

این ۱۰ سال گذشته و متشاکی که روزگاری رئیس ستاد انتخابات کل کشور بود در اوین به سر می برد یا در دادگاه در جایگاه متهم می نشید  و شاکی که روزگاری ناکام از انتخابات مجلس و شورای شهر بازگشته بود روی صندلی ریاست جمهوری در پاستور نشسته است.

شورای نگهبان هنوز هست، اما در انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ چنانکه در اطلاعیه شماره شش در انتخابات مجلس ششم واکنش نشان داد، واکنش نشان نمی دهد. نبوی، حدادعادل، هاشمی رفنسجانی، ناطق نوری و…. همه هستند. اما روابط زیادی دگرگون شده و نظرات گاه ۱۸۰ درجه تغییر کرده. جهرمی دیگر آن همکار شورای نگهبان نیست و حتی به عنوان وزیر از سوی معاون سابقش به مجلس معرفی نشد. در انتخابات سال ۱۳۸۸، مثل انتخابات سال ۱۳۷۸ شاکی این داستان مدعی رای کم خوانده شده هاشمی رفسنجانی نیست. و هاشمی هم امروز دلنگران رئیس ستاد انتخاباتی است که روزگاری کاندیدای ناکامی در دفاع از هاشمی به او هجوم برده بود.

ناطق نوری امروز سکوت کرده و بیش از ۱۰ سال می گذرد از روی که عکسش به عنوان رقیب اصلی خاتمی روی دیوارهای شهر بود، و استاندار سابق اردبیل که از خوبی ها و پاکی او در دادگاه (دادگاهی که به مناسبت دفاع از خود در برابر اتهام استفاده کردن از امکانات دولتی به نفع ناطق نوری تشکیل شده بود) می گفت و دلش از حیثیتی می ترسید که ممکن بود به خاطر رای دادن او و خانواده اش به ناطق، خدشه دار شود. هم هاشمی، هم ناطق که روزی استاندار سابق اردبیل، استاد دانشگاه و…. در مصاحبه ها و  خطابه های دادگاه از آنها دفاع می کرد و هر دو ناکام ماندند، امروز نقد آنها را آیین خود کرده است. او امروز منتقد آن دو است و البته پیروز  میدان انتخابات.

آقای انتخابات
از نگاه بسیاری پرونده انتخابات ریاست جمهوری دهم بسته شده است. در این  مقاله نیز قصد، ورود به انتخابات ریاست جمهوری دهم نیست. صفحات آرشیو اواخر دهه ۷۰ نشریات، از مردی می گویند که ظاهرا هر بار مطرح شدن نامش، دیروز و امروز با کلید واژگانی چون «انتخابات»، «تخلف»، «رای» و… (درست یا نادرست) همراه شده است، «محمود احمدی نژاد».

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام۲

شاید کمتر کسی از ثبات قدم این مرد برای انتخاب شدن برای آنچه از آن با عنوان «توفیق خدمت» یاد می کند گفته باشد. ممارستی درخور تامل. او هرگز به عنوان نماینده مجلس یا عضو شورای شهر انتخاب نشد، در عوض یکباره رئیس جمهور شد. یکبار شکست در انتخابات شورای شهر، یکبار شکست در انتخابات مجلس…. اما احمدی نژاد سرانجام در سوم تیرماه سال ۸۴ مقابل کسی که پیشتر به حمایت از همراهان او احتمال تخلف در انتخابات را مطرح کرده بود(هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم) توانست پیروز شود. از این تاریخ به بعد دیگر اظهار نظری از احمدی نژاد مبنی بر احتمال تخلف در انتخابات وجود ندارد.

ماجرای مجلس ششم

احمدی نژاد در سال ۱۳۷۸، در ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی زیر عنوان «فهرست ۳۰ نفره ائتلاف خط امام و رهبری» و لیست برگزیده جمعیت وابسته به موتلفه (این لیست در صفحه ۴ هفته نامه شما، شماره ۱۵۲ مورخ ۲۷ بهمن سال ۱۳۷۸ تحت عنوان «کاندیداهای برگزیده جمعیت» منتشر شده است، سه صفحه بعد هم نظرات احمدی نژاد در صفحه ۷ در خصوص لزوم تغییر مدیران فرهنگی و… در کنار سایر کاندیداهای برگزیده منتشر شده است.) در کنار هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، حسن روحانی، یحیی آل اسحاق، علی عباسپور تهرانی، محمدرضا باهنر، محمدجهرمی، غلامعلی حدادعادل و…..با کد انتخاباتی«۰۴۱» شرکت، اما شکست می خورد.

انتخابات تمام می شود و نتایج اعلام، حدودا دو هفته از انتخابات گذشته، اما احمدی نژاد به شدت نسبت به اعلام نتایج شکایت می کند. نشریه شما، شماره ۱۵۴ مورخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۷۸ ورق می خورد.
تیتر یک: «احتمال تقلب در شمارش آراء» سه تیتر فرعی: «مرتضی نبوی: دکتر حداد عادل در مسجد هدایت با خانواده اش رای داده است اما تعداد آراء را صفر اعلام کرده اند»، «موحدی ساوجی: با افرادی که به حوزه های رای گیری می آمدند و مردم را به نوشتن لیست خاصی تشویق می کردند هیچ برخوردی نمی شد!» و تیتر سوم از قول کسی است که امروز بر صندلی ریاست جمهوری در پاستور تکیه زده«دکتر احمدی نژاد: ۴۸ ساعت در اعلام نتایج تاخیر کردند که در بعضی صندوق ها اقداماتی انجام دهند!» پایین صفحه اعلامیه شماره ۶ شورای نگهبان توجه را جلب می کند با این تیتر: «در صندوقی که خود داوطلب و بستگانش رای داده اند، رای آنها صفر خوانده شده است!»

در پایین صفحه هم یادداشتی بدون نام در حمایت از اکبر هاشمی رفسنجانی نوشته شده است. در این یادداشت آمده: «آنها تهاجم به هاشمی را پس از اتمام شمارش آراء و اعلام آن از طرف وزارت کشوری که دست خودشان است و مجری انتخابات است هم دست برنداشتند» مخاطب این برگه های کاهی با اتفاقاتی که در جریان و پس از انتخابات افتاده از دیدن این سطرها که در وصف هاشمی آمده متعجب می شود: «چه کسانی اینطور از حضور یک سردار رشید اسلام به وحشت افتادند؟ / چرا آنها حرمت شکنی بزرگی از بزرگان انقلاب اسلامی را اینگونه بی پروا شروع کرده و ادامه می دهند/ هاشمی و هاشمی ها ۴۰ سال است جان بر کف و آبرو بدست، آماده هرگونه تهاجم و تخریب و تهمت ضد انقلاب و استکبار و مزدور استعمار و عناصر التقاطی و منحرفین و منافقین و… بوده و هستند و هیچگاه صحنه را ترک نخواهند کرد»

رای ها را دوباره بشمارند
به صفحه ۱۱ برویم، جایی که گزارش تیتر یک آن با گفتگوی آقای دکتر محمود احمدی نژاد آغاز می شود. متن کامل این گفتگو ازقرار زیر است:
در این دوره انتخابات از آنجایی که مجموعه مجریان انتخابات در وزارت کشور دارای گرایشات شدید سیاسی به یک حزب و جناح خاصی بودند و در رفتارشان هم این تمایل را بروز می‌دادند. فضا به گونه‌یی شکل گرفت که این جور مسائل و این حرف‌ها و شایعات به طور طبیعی مطرح می‌شود. وقتی وزیر کشور و یا رئیس ستاد انتخابات کشور حرفی می‌زند که بوی مخالفت با قانون می‌دهد، طبیعی است که وقتی به پایین‌تری‌ها می‌رسد، آنها هر کاری که دلشان بخواهد انجام می‌دهند.

منبع : سایت آینده

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , ,

بحث سیاسی و برداشت من !

نویسنده:
۲۵ آذر ۸۸

چند روز پیش ، دوست عزیز از تهران یک ایمیل فرستاد که حاوی محتویات تصویری و متنی سیاسی بود که طبق معمول خبرهایی که ماها نداریم و فکر میکنیم در چه کشور توپی داریم زندگی می کنیم رو بهش اشاره کرده بود. ! بحثی بین گیرندگان نامه شروع شد و نامه مرتبا رد و بدل شد ! دوستان جدیدی بهش اضافه شدند و بحث بالا گرفته بود ! البته یک نفر با هر حرفی که بقیه میزدن بدون هیچ کوتاه اومدن مخالفت میکرد و من رو هم از همه بیشتر در نظر گرفته بود !!!

در بین گیرندگان این نامه ، یک دوستی داریم ، که بسیار انسان باهوش ، نخبه و نابغه ای هست ، که در انگلستان و شهر منچستر درس میخونه و دانشجوی دکترا هم هست. (اینجا و اینجا ) از زمانی که ۱۷ ۱۸ سالم بود باهاش آشنا شدم و چند سالی هم با هم همکار بودیم. البته باید بگم دوستای اون زمان ، بهترین همکاران و بهترین کسایی بودن که همیشه من رو مثل برادر کوچکتر راهنمایی می کردند. ایشون هم یکی از اون بهترین ها بود واقعا. توی شرکتی همکار بودیم که برای خارج از کشور کار میکرد و خیلی هم معروف بود و بسیار کارش ( واسه من حداقل) سنگین بود. در اونجا با دات نت در سال ۸۰ (یا همون حدودا) آشنا شدم و این وقتی بود که هیچ کس توی ایران اصلا نمی دونست دات نت چی هست ! و از خارج سی دی هاشو برامون فرستاده بودن ! و یادمه که دات نت ۱ رو با چه مکافاتی نصب میکردیم ! ولی در حین کار یکهو بسته میشد !

خلاصه مشکلاتی بود و هیچ منبعی هم نداشتیم و با شکنجه روحی !! کار می کردیم. همون زمان با این دوست عزیز که صحبتش رو در بالا کردم ، و خیلی چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم ، زمانهایی رو برای بحث های اجتماعی صرف میکردیم و بعضی از وقتها به اتفاق سایر همکاران با هم تا نیمه های شب توی شرکت بودیم و کار میکردیم! و البته گاهی بازی معروف رد آلرت هم بازی میکردیم !!! ۸ نفره ! و دو تا تیم ۴ نفره میشدیم !

بعدا فیفا هم اضافه شد و شبکه بازی میکردیم ! دوست معروف ، که اسمش آرمین هست ، در همه بازی ها همیشه منطق خاصی برای دفاع یا حمله داشت ! البته شکست هم میخورد ( در فیفا ) اما از رو نمی رفت و همیشه دلیلی منطقی برای شکستش داشت ! دروغگو هم نبود ! یعنی سعی میکرد که کاملا منطقی برخورد کنه. این سیستم فکریش برای من همیشه جذاب بوده و هست. این که در تفکراتش محکمه و همیشه منطق خوبی داره .

اما دوست ما تفکرات سیاسی خاصی داشت و این مساله گاهی موجب بحثایی بین ما میشد ولی مهم نبود ، چون انسان منطقی بود . اما الان کاملا به یک سیستم خاصی گرایش پیدا کرده، سیستم حکومتی فعلی کشور و مسوولین الان رو با صلاحیت ترین میدونه ! و همه دنیا دشمن جمهوری اسلامی که رئیس جمهور فعلی میخاد جلوشون رو بگیره ! و آدم نمیدونه با این مساله که چطور بعضی از مغزها و نخبه های شماره یک کشور دچار اشتباهاتی اینچنینی میشن چه جوری برخورد کنه ! و باید غصه از دست رفتن این ها رو هم مثل خیلی از چیزهایی که از کشور از دست میرن هم بخوره ! ):

همه اینا رو گفتم ، تا بگم در این بحث ها چیزی که من از این نوع تفکر زیاد دیدم و میبینم ( تقریبا اکثریتشون) عصبانی شدن و بی احترامی به طرف مقابله ! حالا با فحش ، با تهمت ، با دروغگو شناختن و خیلی چیزهای دیگه! این دقیقا همون چیزیه با بهتره بگیم همون مشکلیه ، که رئیس جمهور فعلی ما (؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!) دچارش هست ! یعنی اینکه فکر میکنه همه دنیا علیهش هستند ! میخان کشورشو نابود کنن ! همه حامی دشمن هستند ! هر کی انتقاد بکنه باید بهش توهین کنه ! باید همه مخالفاش رو بزنه !

این تفکریه که ریشه کشور و مردم رو داره میسوزونه ! و حالا میبینیم که در بین اقشار تحصیل کرده جامعه ، ولو بسیار قلیل جریان داره !!

خدا به داد ما برسه !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته

         , , , , , , , ,

غم انگیز ترین لحظه زندگی !

نویسنده:
۲۳ آذر ۸۸

توی زندگی هر کسی لحظاتی هست که غم انگیز ترین نامیده میشه. (قبلا مطلبی کاملا سیاسی راجع به این نوشتم در اینجا)

دیدن این عکس غم انگیز ترین لحظه زندگی من در این هفته بود !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , عکس

         , ,

چه زود رسوا شدی !

نویسنده:
۱۸ مهر ۸۸

یادمه زمانی که آقای احمدی نژاد روی کار اومده بود، همش از این صحبت می کرد که دوره آقای خاتمی ، دوره ذلت مردم و کشور و … فلان بوده و ما همیشه با خفت و خواری زندگی می کردیم!!! نمونش هم صحبتی بود که همیشه در مورد مسایل هسته ای می کرد.

البته در آخر دوره اول ریاست جمهوریشون هم یادتونه که داستان خیالی و توهم زای رئیس جمهور ، مربوط میشد به پایین نیومدن ژاک شیراک از پله های کاخ در استقبال از خاتمی ، که هم ثابت شد دروغ محض بوده  (عکسهای اون دوره نشون داد که اصلا اینجوری نبوده و حتی ژاک شیراک فراتر از قوانین کاخ فقط برای دو نفر ، یکی خاتمی و یکی کلینتون پایین هم حتی اومده  (اینجا) (اینجا) (اینجا) ) و بلافاصله عکسهای سان دیدن آقای احمدی نژاد در اندونزی به تنهایی و … رو شد که الحق و الانصاف عجب عزتی داشتیم در اندونزی !!!!!!!!!!! (اینجا)

( نکته : اصلا و ابدا قصد حمایت از خاتمی رو نداشتم و ندارم. اما از آدم های دروغگو و مخصوصا عوام فریب و باز اونایی که این دو مورد رو دارن و همیشه  ادعای مسلمونی می کنن به شدت متنفرم !!! تازه با معصوم هم ارتباط دارند. )

اما همه اینها مساله مهمی نبود که بخام راجع بهش پستی بدم چون تا دلتون بخاد از این چیزا زیاد بوده،  عکسهای مردمی که در ونزوئلا !!! در حال حمل تصویر آقای رئیس جمهور هستند به صورت برهنه و و و

چیزی که خیلی عصبانی شدم ، این سخنان ایشون و دیگران در مورد اینکه دولت آقای خاتمی در مورد مساله هسته ای عقب نشینی کرد  (اینجا) و تعلیق و …. !! باید این دولت (دولت احمدی نژاد) جبران مافات کنه !! حالا با این خبری که میخونین در زیر ، جبران مافات میشه !!! بفرمایید ، اینم عزت وافتخار خارجی و بین المللی !!

راستی اینجا رو از دست ندید ، مطلبی که در مورد سخنان رهبر حماس و خلیج ع ر ب ی بوده ! ما مالیات میدیم به این دولت ! دولت خرج مردم _ لبنان و فلسطین میکنه !! و بعد فحش حوالمون میکنن !! کاملا عامیانه هست میدونم !! اما گاهی عوام از بعضی از خواص واقعا بهتر می فهمن !!!

محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه در حاشیه جلسه دولت در گفتگو با خبرنگاران مذاکرات هفته گذشته ژنو را مثبت ارزایابی کرد. آقای احمدی نژاد همچنین گفت: ما از قبل هم اعلام کرده بودیم حاضریم اورانیوم سوختی خود را از هر کسی که تمایل داشته باشد خریداری کنیم. رئیس جمهوری اسلامی در پاسخ به این سؤال که آیا ایران حاضر است از آمریکا نیز سوخت خریداری کند گفت: فرقی نمی کند. از هر کسی به جز اسراییل. قرار است نشست بعدی ایران با کشورهای پنج بعلاوی یک حدود دو هفته دیگر در ١٩ اکتبر برگزار شود.

(اینجا ، اینجا – فارس نیوز دوست صمیمی آقای رئیس جمهور هست ، پس شک نکنید !! فقط کمی دروغ میگه اما این خبر رو چون همه گفتند ، درسته و مشکلی نداره)

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , , ,

مصدق و ملی شدن صنعت نفت

نویسنده:
۱۴ مهر ۸۸

جالبه ، می دونیم ،  کم کسایی نبودن که از ایران در سازمانها جهانی و در راس اون سازمان ملل ،  برای حفظ حقوق ملت تلاش می کردند. و البته یک نفر بیشتر نیست که فقط از حقوق فلسطین و لبنان دفاع میکنه !!! امروز داشتم گوکل ریدر عزیزم رو مرور می کردم که مطلبی از سایت ایرانیان انگلستان دیدم که بسیار مطلب جالبی بود. کل مطلب رو با عکس گذاشتم ! (اینجا)

میخام قبلش یک نکته ای بگم و اون اینه که آقای احمدی نژاد ، رو دیوار کسی یادگاری بنویس که حداقل نمک میخوره ، نمک دون نشکنه. اظهارات آقای خالد مشعل ، رئیس بی خاصیت و ____ دفتر حماس رو بخونین  (اینجا) تا متوجه بشین که ما چقدر بدبخت شدیم ! ممنون از احمدی نژاد بابت این هم عزت خارجی که واسمون درست کردی ! ممنون ! در ضمن ترک کردن سالن سخنرانی محمود جان در سازمان ملل توسط لبنانی ها رو هم بزارین روش. (اینجا)

اظهارات خالد مشعل

خالد مشعل رییس دفتر سیاسى حماس از واژه جعلى خلیج عربى در سخنرانى خود در قلعه صلاح الدین دمشق استفاده کرد.

وى جمعه شب در سخنرانى خود به مناسبت جشن قدس پایتخت فرهنگى جهان عرب در سال گفت : امیدوارم همه کشورهاى اسلامى از شمال آفریقا؛ مصر؛ عربستان ؛ سوریه ؛ خلیج ع رب ى ؛ ایران ؛ اندونزى تا مالزى در یک صف در برابر دشمن بایستند.

سفر تاریخی مصدق به مقر سازمان ملل


روز چهاردهم مهرماه سال ۱۳۳۰ دکتر محمد مصدق که پنج ماه از دوران نخست وزیری اش را می گذراند، عازم نیویورک مقر سازمان ملل شد تا در این سازمان به ادعای دولت انگلیس درخصوص صنعت نفت ایران پاسخ دهد.


دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع می‌شد.


مصدق در این سفر با مقامات بلندپایه کشورهای مختلف جهان دیدار و گفتگو کرد. در همین جلسات گفتگو او توانست نظر بسیاری کشورها را در خصوص اقامه دعوای انگلیس علیه ایران، به نفع کشورمان جلب کند.


پس از ترور نخست‌وزیر وقت سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت به رهبری دکتر مصدق در مجلس تصویب شد. پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید و برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد.


پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در مورد قرارداد نفت و شیوه انعقاد و تمدید آن داد، دادگاه بین‌المللی خود را صالح به رسیدگی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت.


ژوزف آلسوپ تحلیلگر برجسته آمریکائی در نیویورک هرالد تریبون نوشت موفقیت استثنائی ایران سبب تحریک و تهییج دولت های عربی شده و مصر آماده لغو معاهده خود [بر سر اداره کانال سوئز] با بریتانیاست و در سراسر منطقه عکس العمل های نامساعدی به وجود آمده که موقعیت موسسات نفتی آمریکائی را نیز به خطر می اندازد.


به گزارش رسانه ها و خبرگزاری های بین المللی، روزی که دکتر مصدق به مقر سازمان ملل رفت و دهها خبرنگار و عکاس بر سر راهش سبز شدند، روزی بی نظیر در تاریخ سازمان ملل در ششمین سال تاسیسش بود.


این جلسه در حالی که همه چیز به نفع بریتانیا بود اما نتیجه آن چنان که نماینده بریتانیا می خواست نشد. حضور دکتر مصدق و استدلال های وی نظم و اتحادها را به هم ریخته بود.


در حالی که دکتر مصدق علیرغم دعوت رسمی دبیرکل سازمان ملل حاضر به شرکت در شورای امنیت نشد، اول نماینده فرانسه پیشنهاد کرد که شورای امنیت تصمیمی نگیرد تا دیوان بین المللی لاهه نظر بدهد، آنگاه سر گلادوین جب اعتراف کرد که موفق به جلب نظر اکثریت نشده است بنابراین با پیشنهاد فرانسه موافق است. در نتیجه هشت عضو با فرانسه موافقت کردند، شوروی سابق تنها مخالف بود و هند در جلسه شرکت نکرد و یوگوسلاوی رای ممتنع داد.


جلسه شورای امنیت صحنه‌ای بود که مصدق نقش خود را با مهارت تمام به انجام رسانید. آچسن نیز در نوشته خود چیره‌دستی مصدق را در کار خود ستوده و گفته است که «او یک‌شبه به ستاره تلویزیون تبدیل شد.»

دکتر مصدق در آن جلسه گفت: “تهدید یک دولت بزرگ که برای انجام مقاصد خود به چترباز و کشتی جنگی متوسل شده نشان می دهد که سازمان ملل در حفظ صلح و امنیت جهان چندان به وظیفه خود عمل نمی کند و این وضع صلح جهانی را متزلزل می کند و شبیه دعوای گرگ و میش است.”


مصدق در جلسه سازمان ملل توانست از حقانیت ملت ایران در ملی کردن صنعت نفت دفاع جانه ای کند و با پیروزی به کشور بازگردد.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , , ,

اولین وزیر زن ایران را بشناسید

نویسنده:
۱۷ شهریور ۸۸

دیگه برام روشن شده که احمدی نژاد علاقه خاصی برای دعوا کردن داره و کلا دوست داره که همیشه از هر کار کوچیکی که میکنه ( که تا حالا من هنوز یک کار به درد بخور اساسی ندیدم انجام بده ) یک جنجال و یک سر و صدای الکی درست میکنه و توجه همه رو به خودش جلب کنه !!! نوعی حالت نیاز برای جلب توجه در همه حرفها و رفتارهای این آدم دیده میشه و من تو هیچ سیاستمداری ندیدم که این خصوصیت تا این حد بارز باشه !!!!

اما بعد از انتخابات اخیر و فجایعی که تا سالها مردم ایران رو غم زده نگه خواهد داشت و این همه جنایت که توسط چند تا خبرگزاری که پول نفت و بیت المال رو دارن نوش جون می کنن ، از جمله روزنامه کیهان ( که از این به بعد میگم روزنامه شیطان) واروونه نشون داده میشه ، منتظر شنیدن اخباری از همین رسانه ها برای جلب توجه توسط محمود احمدی نژاد بودم که دقیقا همینطوری شد !!! و چه موردی بهتر از کابینه دولت !!!!

لیست وزرای پیشنهادی ، وزرایی که هر کدوم شگفت آور بودند ، آقای علی آبادی برای وزارت نیرو !!!  ( خداییش آخه یک کار مفید این کرده تو تربیت بدنی حالا تخصص تمپ اصلا !!! آخه جای قبلی هم که بوده که … ای خداااااا )   ،  آقای محرابیان که به هر حال از اقوام نزدیک هستند و نمیشه نباشند حتی اگر دادگاهی جرم دزدی اثر یک نفر دیگه (اتاق امن زلزله) رو توسط ایشان ثابت کرده باشه ( بگذریم که حکم دادگاه هم بسیار خنده دار بود و خنده دار تر لغو شدن حکم دادگاه  توسط آقای شاهرودی در ایام دادن رای اعتماد بود !!! آقای شاهرودی هم بله !!!! )  (اینجا) و (اینجا) ، آقای دانشجو که مدرک تحصیلی ایشون هم جعلی هست و اتفاقل در طی یک حرکت انتحاری در سایت دانشگاه علم و صنعت هم تغییر میکنه !!!!! و الی آخر. (اینجا) و (اینجا)

اما مورد بعدی در مورد وزرای زن هست ، باز هم شگفتی جدید !! در مورد بودن وزیر زن اصلا بحثی ندارم چون معتقدم جنسیت در مورد این مساله اصلا جای بحث کردن نداره چون وابستگی به جنسیت نداره ! حنی ریاست جمهوری زن ها هم به نظر من مشکلی نداره ( که البته در قانون اساسی ما ریاست جمهوری برای زنان وجود نداره)   اما کی میخاد وزیر بشه ؟!!؟ سوابق این افراد برای وزارت بسیار خنده دار و مضحک هست. و اصلا علاقه ای برای بازگو کردن ندارم. (اینجا)

خلاصه مجلس به دستجردی که به هر حال  از نزدیکان هم هستند رای اعتماد داد و من امیدوارم مشکلات همه زنهای کشور ما به دست ایشون حل و فصل بشه !!! چون شعار همینه !!!

اما یک واقعیتی وجود داره و اون هم اینه که این خانم هرگز اولین وزیر زن ایران نیست و فقط اولین وزیر زن جمهوری اسلامی هست. مطلب پایین که ایمیل شده واسم رو بدون کم و کاست میزارم اینجا. کافیه یک جستجوی ساده انجام بدین تا متوجه بشین ! من سایت اسناد انقلاب و سایتهای رسمی جمهوری اسلامی رو هم دیدم.

امروز خانم مرضیه دستجردی به عنوان اولین وزیر زن پس از انقلاب از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت ایشان پس از کسب رای اعتماد از مجلس با ابراز خشنودی از انتخابش در جمع خبرنگاران گفت:

فکر می‌کنم خانم‌ها امروز به آرزوی دیرینه خود رسیدند که یک زن در کابینه دولت قرار بگیرد و مطالبات آنها را دنبال کند، فکر می‌کنم این انتخاب قدم مهمی برای خانم‌ها باشد.

اما اولین وزیر زن ایران چه کسی بود و دچار چه سرنوشتی شد


فرخ رو پارسا نخستین زن ایرانی بود که در حکومت پهلوی به وزارت رسید . او در کابینه دوم وسوم امیر عباس هویدا وزیر اموزش و پرورش بود.

فرخ‌رو پارسا تحصیلات ابتدایی خویش را در دبستان هما در تهران سپری نمود و برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه به دانشسرای مقدماتی رفت. وی توانست دوره متوسطه را با کسب رتبه اول به پایان رسانده و به دانشسرای عالی راه یابد. او در سال ۱۳۲۱ دانشسرای عالی را با اخذ مدرک لیسانس در رشته علوم طبیعی به پایان رسانید و به دانشگاه تهران راه یافت. وی تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته پزشکی ادامه داد و توانست در سال ۱۳۲۹ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردد.

فرخ‌رو پارسا در سال ۱۳۲۱ با احمد شیرین‌سخن ازدواج کرد و از همان سال پس از اخذ مدرک لیسانس از دانشسرای عالی به تدریس در دبیرستان‌های تهران پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی تا مقطع دکترا، علیرغم اینکه در رشته پزشکی دانش‌آموخته شده بود کار طبابت را رها کرد و ترجیح داد که به کار فرهنگی بپردازد؛ بدین ترتیب او در وزارت فرهنگ آن دوران مشغول به کار شد.

وی در سال ۱۳۳۳خورشیدی به همراه تنی چند از همکارانش «انجمن بانوان فرهنگی» را برای دبیرستان‌های دخترانه آن دوران تأسیس نمود و در سال ۱۳۳۵ به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه «شورای همکاری جمعیت‌های بانوان ایرانی» انتخاب شد.

فرخ‌رو پارسا همچنین نخستین مدیر کل زن در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ با آغاز به کار دانشگاه ملی ایران، وی عهده‌دار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران شد. انتصاب یک زن به این سمت، اعتراضات زیادی را در محافل اداری، فرهنگی و سیاسی تهران به راه انداخت ولی مقامات دانشگاه توانستند از برکناری فرخ‌رو پارسا جلوگیری کنند.

او در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیرآموزش و پرورش ایران انتخاب شد.

محاکمه و اعدام

پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی با اتهاماتی چون: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره…»< /a> در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , , , , , , , , ,