دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

کارمند داشتن یا کارمندی دانشمند بودن

نویسنده:
۲۸ آبان ۸۸

همیشه این سوال ذهن من رو مشغول میکرده  . یعنی از زمانی که  ۱۷   ۱۸ سالم بود ، و در یک شرکت معتبر برنامه نویسی کار میکردم ، به این فکر میکردم که آیا جای اون مدیرعاملی که اطلاعات برنامه نویسی نداره باشم بهتره یا اینکه یک مدیرپروژه . یا برنامه نویس حرفه ای باشم بهتره ؟

هرکدوم یک لذتی داره و یک ضدحال ! لذت مدیر بودن در حقوق دادن و کارهای مدیریتی و ارتباطات وسیع آن و مسایل کلان شرکت و ضدحال آن در احساس بیسواد بودن نسبت به دانش کارمندان هست.
لذت برنامه نویس بودن یا کارمند این گونه شرکتها در این است که تولید میکنی و لذت میبری و هر روز آپدیت میشوی و ضد حال در این است که چشم به دستان مدیری بیسواد داری تا حقوق خود را بگیری و اگر نگیری هم چیزی نمی گویی !

در این وانفسا ، تصمیم میگیری که هر دو را داشته باشی و زهی خیال باطل ! آنقدر باید بدوی و بدوی به دنبال کارهای اجرایی و غیره باشی که دیگر برنامه نویس نخواهی شد و یا اینکه اینقدر مجبوری خودت را به روز کنی که دیگر وقتی برای مدیریت نداری !

راه حل : تلاشی برای داشتن هر دو در حدی مناسب ! اعتماد به طرف مقابل و باهوش بودن طرفین !

الان مدتیه که با مدیری کار می کنم که هردوی این حالت رو داره  و به وضوح میشه دید این رو در رفتارش و باور کنین این احساس شیرینیه که من بعد از سالها دارم تجربه می کنم. البته نمیخام مزیت های مدیرای قبلی که باهاشون کار کردم رو حذف کنم . حرف من دقیقا سر مطلبیه که در زیر میگم . اینکه مدیر احساس کنه باید آپدیت باشه و …
دیگه مجبور نیستم حرص بخورم تا مدیرم ساده ترین مطلب رو بفهمه و درک کنه که روی لینوکس نمیشه یک برنامه تحت ویندوز نصب بشه !!! ( باور نمیکنین ، میدونم ) ، یا مجبور نیستی که مرتبا بگی به مدیرت که عزیز ، این برنامه نویس نیاز به خواب داره ! آدمه ! ربات نیست ! ۶ صبح جلسه میبریش ، حداقل مزدشو بیشتر بده !!! نه اینکه سر صبح بهش بتوپی !!  و هزار تا مورد دیگه !
نداشتن دانش فنی بد نیست اما اگر تلاش کنی که فنی باشی و بخای میتونی یک مدیری باشی که  برنامه نویسی  رو بشناسی و دیگه کارمندت این احساس رو نداره که داره حقوقش رو از مدیری بیسواد میگیره ! و از طرفی کارمندت هم نمیتونه سرت کلاه بزاره ! چون میدونه مدیرش بیسواد نیست و باهوشه !

این چیزی که در بالا گفتم کافیه NOT بشه تا در عموم شرکتهای برنامه نویسی ایرانی دیده بشه.

اینکه بدونی رئیست مثل خودته و تلاش میکنه ، لذت خاصی داره .  این مساله برای انسان یک چیز ذاتیه ،  پس اگر خواستی به شرکتی برین ( اگی میخاین کارمند باشین) سعی کنین مدیرشو بشناسین ! و بدونین چه جوری رشد کرده یا چه جوری عمل کرده ! من معتقدم افراد باهوش حتی اگر بی تجربه باشن مدیریت خوبی رو میتونن (احتمالا) انجام بدن ! حالا اگر در جوونی برنامه نویسی سیستم یا تجاری کرده باشند که دیگه بی نظیره !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , , ,

نتایج مدیریت صحیح و اثرات آن !

نویسنده:
۱۹ شهریور ۸۸

چند وقت پیش مطلبی رو نوشته بودم که مربوط بود به نتیجه گرفتن از مدیریت صحیح و اینکه این هنر جه اثری روی زندگی مردم داره. متاسفانه این جزئی از بزرگترین مشکلات سیاستمداران کشور ما هست !!! چون اصلا اونها در عوالم دیگه ای هستند !! نمونش رو هم میشه تو این چند ماه دید.

واقعا برای ما غیر قابل باوره !! دوست دارم خلاصه ای از داستان پرغم و غصه متروی مشهد رو براتون بگم !!

در ابتدا ، شروعش و تصمیم گرفتن برای نحوه اجراش ، پیشنهاد ژاپنیها برای یک قطار شهری بدون درد سر و کم هزینه که آقایون گفتند نهههههههههه !!! این کار باید با کمک و بازوی توانمند متخصصین داخلی انجام بشه !!  سرانجام بعد از سالها ، زجر دادن مردم ، از بین بردن ده ها میدان و خیابان و جلوه های زیبای شهری ( میدان های بزرگ و زیبا ، تونل سبز ملک آباد و …. ) ، به بهانه خراب کردن خیابان مغازه های مردم  رو تعطیل کردن که مثلا قرار بود ۶ ماه طول بکشه تبدیل شد به ۱۸ ماه، اذیت شدن زوارهایی که همه خندشون گرفته از این وضعیت !! ( پسرخاله من مجتبی وقتی این پروژه شروع شده بود  ۶ سالش بود و الان ۱۶ ۱۷ سالشه و هنوز هم که میاد میبینه قطاری در کار نیست !!)  و صدها مشکل دیگه. من کاملا قبول دارم که باید بعضی از هزینه ها بشه تا تکنولوژی !! به زندگی مردم بیاد اما هزینه برای حماقت مسوولین هرگز !  ( لطفا به تاریخ این اخبار هم توجه کنین : اینجا و اینجا)

جالبه که بدونین که بعد از مدتها ، آقایون به این نتیجه رسیدند که اندازه ریل ها به واگن ها نمی خوره ، و تصمیم گرفتند که سفارش قطار مخصوص برای این ریل ها رو بدهند !! می دونم باور نمی کنین !!

از اون بد تر اینه که ماها اصلا این عربها رو مثلا آدم نمی دونیم !! اما میخام بگم این تفکر اشتباه تموم شده !! الان باید با احترام و با درک اینکه اونها سالها از ما جلوتر هستند باهاشون برخورد کنیم !!!!

مطلب پایین ، مطلبیه که دیروز رو خبرگزاریها اومد! بخونین و قضاوت کنین !

منبع : اینجا و اینجا و اینجا

درست در همان روزی که مسئولان دبی از ۴۹ ماه پیش وعده آن را داده بودند، مترو دبی در تاریخ ۰۹/۰۹/۰۹ و درست راس ساعت ۹ و ۹ دقیقه و ۹ ثانیه شب افتتاح شد تا بار اصلی ترافیک در شهر دبی را بر دوش بگیرد.
مترو دبی دو خط قرمز و سبز جمعا به درازای ۷۵ کیلومتر و ۴۷ ایستگاه دارد که پس از تکمیل نهائی در سال ۲۰۱۲ طولانی ترین متروی تمام اتوماتیک و بدون راننده دنیا خواهد بود.
ایستگاه برجمان در مرکز شهر دبی بزرگترین ایستگاه زیرزمینی مترو در دنیاست.
درست ساعت ۹ امشب شیخ محمد حاکم دبی در ایستگاه مرکز خرید امارات (Mall of the Emirates) به عنوان اولین مسافر متروی این شهر یک بلیت آبی خرید و شش ایستگاه را با مترو سفر کرد.
رسانه های دبی از جمله تلویزیون ها، رادیو ها و روزنامه های دبی پوشش بی سابقه ای برای این افتتاح تدارک دیده اند. انچه به این رویداد اهمیت داده، رسیدن به زمان پیش بینی شده علیرغم شرایط بسیار نامساعد اقتصادی دنیا و به ویژه در دبی می باشد.
این اتفاق دوباره دبی را در سراسر جهان بر سر زبان ها خواهد انداخت، ضمن اینکه شیخ محمد معمار دبی نوین هم امروز صبح در مراسم دیگری وعده داده بود که دبی دوباره خیلی زود به روزهای طلائی خود برخواهد گشت، چون وزش باد مخالف برای این امیر نشین به پایان رسیده است.
این پروژه با نیروی کار ۳۰ هزار نفر طی ۴ سال و با صرف هزینه ای معادل ۲۸ میلیارد دلار توسط ۵ پیمان کار اصلی و ۱۵۰ پیمان کار دیگر توانست در زمان تعیین شده افتتاح شود.
از نقطه نظر جامعه شناسی شهری، راه اندازی مترو در شرایطی که دبی به سر می برد می تواند الگوی زندگی و هنجارها و ناهنجارهای رایج زندگی در این امیر نشین را با تغییرات عمیقی مواجه سازد، شاید به همین دلیل هم بود که با وجود شرایط سخت اقتصادی که دبی با آن روبروست، شخص شیخ محمد حاکم دبی روند پیشرفت کار دبی را دنبال و از آن پشتیبانی کرد.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , , ,

مدیریت صحیح و نتایج آن

نویسنده:
۱۲ اسفند ۸۷

دو سه روز پیش داشتم توی سایتی که رحمان و حمید روی اون کار می کنن چرخ میزدم که به لینک جالبی رسیدم و خیلی دلم سوخت. مدیریت پول و شعور داشتن مدیریت برای پیشرفت کردن چیزیه که من تو این عکسا میدیدم و لذت میبردم.
عربهایی که دیگه نمیخان مثل عربهای دهه ۶۰ باشن !! چند تا عکس از دهه ۶۰ دوبی هم گذاشتم . لطفا اول عکسا رو ببینین و بعد به لینک زیر مراجعه کنین تا دقیقا منظور من رو متوجه بشین
http://www.realtyna.com/dubai_real_estate/dubai-future-projects.html

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , ,