دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

بوف کور !

نویسنده:
۲۴ مهر ۸۸

چند روزی به لطف دوستان مسقر در اداره مخابرات از نعمت اینترنت محروم بودم ولی خوب سرانجام متصل شدم وتونستم این مطلب رو بزارم.

مدتها پیش وقتی نوجوان بودم ، بوف کور رو به عنوان آخرین کتاب از مجموعه کتابهای صادق هدایت خوندم. اصلا چیزی نفهمیدم و باز خوندم و این داستان چند بار تکرار شد. تا بالاخره از اون سردرآوردم. تا اینکه چند روز پیش در حال گشت و گذار در ویکی عزیز بودم که مطلبی در مورد بوف کور دیدم. و میتونم بگم بهترین خلاصه داستانی بود که میشد در مورد این اثر بی نظیر گفت.

نظر خودم : این بهترین و جذاب ترین کتابی بود که خوندم. حتی میتونم بگم از خیلی از لحاظ از اثر افسانه آفرینش (یکی از داستانهای کوتاه و فوق االعاده هدایت) هم جذاب تر بود. زیباترین جمله این کتاب ، در واقع اولین جمله هست که من این جمله رو حفظ هستم و بارها و بارها برای خودم تکرارش میکنم :

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد

خلاصه از ویکی پدیا :

تمامی رمان از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و از دو بخش نسبتاً مستقل تشکیل شده‌است. این دو بخش گاه با استفاده از شباهت توصیف‌ها و اشاره‌ها به هم مربوط می‌شوند.

خلاصهٔ بخش نخست

کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید». در این بخش (که ساکن خانه‌ای در بیرون خندق شهر ری است) به شرح یکی از این دردهای خوره‌وار می‌پردازد که برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرفهٔ نقاشی روی قلمدان را اختیار کرده‌است به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان می‌کشد که عبارتست از دختری در لباس سیاه که شاخه‌ای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشسته‌است هدیه می‌دهد. میان دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد.

ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش (که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌است) منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد. دختر چندهنگامی بعد در رخت‌خواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان می‌دهد. راوی طی قضیه‌ای موفق می‌شود که چشم‌های دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان می‌برد. گورکنی که مغاک دختر را حفر می‌کند طی حفاری، گلدانی می‌یابد که بعدا به راوی به رسم یادگاری داده می‌شود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمی‌یابد که برروی گلدان (=گلدان راغه) یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده‌بود، کشیده شده‌است.

پس راوی تصمیم می‌گیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود گذاشته و تریاک بکشد. راوی بر اثر استعمال تریاک، به حالت خلسه می‌رود و در عالم رویا به سده‌های قبل باز می‌گردد و خود را در محیطی جدید می‌یابد که علی‌رغم جدید بودن برایش کاملاً آشنا است.

خلاصهٔ بخش دوم

بخش دوم، ماجرای راوی در این دنیای تازه (در چندین سده قبل) است. از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایه‌اش می‌شود که شکل جغد است و با ولع هرچه تمامتر هرآنچه را که راوی می‌نویسد می‌بلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوریست که زنش (که راوی او را به نام اصلی نمی‌خواند بلکه از وی تحت عنوان لکاته یاد می‌کند) از وی تمکین نمی‌کند و حاضر به همبستری با شوهرش نیست ولی ده‌ها فاسق دارد. خصوصیات ظاهری «لکاته» درست همانند خصوصیات ظاهری «دختر اثیری» در بخش نخست رمان است. راوی همچنین به ماجرای آشنایی پدر و مادرش (که یک رقاصهٔ هندی‌ بوده‌است) اشاره می‌کند و اینکه از کودکی نزد عمه‌اش (مادر «لکاته») بزرگ شده‌است.

او در تمام طول بخش دوم رمان به تقابل خود و رجّاله‌ها اشاره می‌کند و از ایشان ابراز تنفر می‌کند. وی معتقد است که دنیای بیرونی دنیای رجاله‌هاست. رجّاله‌ها از نظر او «هر یک دهانی هستند با مشتی روده که از آن آویزان شده‌است و به آلت تناسلیشان ختم می‌شود و دائم دنبال پول و شهوت می‌دوند».

پرستار راوی دایه‌ٔ پیر اوست که دایهٔ «لکاته‌» هم بوده‌است و به طرز احمقانهٔ خویش (از دید راوی) به تسکین آلام راوی می‌پردازد و برایش حکیم می‌آورد و فالگوش می‌ایستد و معجون‌های گونه‌گون به وی می‌خوراند.

در مقابل خانهٔ راوی پیرمرد مرموزی(= پیرمرد خنزرپنزری) همواره بساط خود را پهن کرده‌است. این پیرمرد از نظر راوی یکی از فاسق‌های لکاته‌است و خود راوی اعتراف می‌کند که جای دندان‌های پیرمرد را بر گونهٔ «لکاته» دیده‌است. به علاوه راوی معتقد است که پیرمرد با دیگران فرق دارد و می‌توان گفت که یک نیمچه خدا محسوب می‌شود و بساطی که جلوی او پهن است چون بساط آفرینش است.

سرانجام راوی تصمیم به قتل «لکاته» می‌گیرد. در هیاتی شبیه پیرمرد خنزرپنزری وارد اتاق لکاته می‌گردد و گزلیک استخوانیی را که از پیرمرد خریداری کرده‌است در چشم لکاته فرو کرده و او را می‌کشد. چون از اتاق بیرون می‌آید و به تصویر خود در آیینه می‌نگرد می‌بیند که موهایش سفید گشته و قیافه‌اش درست مانند پیرمرد خنزرپنزری شده‌است.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , , ,

پتا بایت – Peta Byte Funny Bug

نویسنده:
۴ دی ۸۷

مطلب جدید در مورد یه خطای خیلی خنده دار هست که واسم به وجود آمده. چند وقت پیش یه فولدر روی یه هارد ۸۰ گیگابایتی روی سیستم مشتریم وجود داشت که مرتب و به طور اتوماتیک عکسی داخلش ریخته می شد. تقریبا روزی ۱۰۰ تا عکس. بعد از  یه مدت ، دیگه دوربین نمیتونست عکس بگیره و خطا میداد. رفتم لاگ برنامه رو نیگاه کردم و دیدم خطای ذخیره سازی فایل میده.

خلاصه بعد از کمی تلاش دیدم که ذخیره سازی روی فولدر مربوطه روی هارد داره خطای عجیب غریب میده که بعد سایز گرفتن دیدم حجم فولدر مربوطه رو داره ۳٫۴ پتا بایت ( یا به قول عامه مردم پیکو بایت {نمیدونم چرا میگن} که اشتباه هو هست ) نشون میده !!! البته نکته جالب تر تاریخ های خفن و مضحکی بود که نشون میداد !!!

این است آنچه ویندوز شگفتی می آفریند… عکسی از فولدر مربوطه گرفتم و در زیر قرار دادم.

واسه اینکه دوستانی که اطلاعاتی از حجم فایلها ندارند ، جدول مربوط به سایز بندی مبنای ۲ رو ( جدول متریک ) رو که از Wikipedia انتخاب شده رو در اینجا قرار دادم.

پی نوشت : راستی ، محمد مظفری یه لینک توی وبلاگش گذاشته در مورد who is یکی از دانشگاه ها. کلی خندیدم

مقادیر بایت‌ها
پیشوندهای استاندارد پیشوند دودویی
نام
(نماد)

مقدار
استاندارد
بین‌المللی
نام
(نماد)
ارزش
کیلوبایت (kB) ۲۱۰ ۱۰۳ کیبی‌بایت (KiB) ۲۱۰
مگابایت (MB) ۲۲۰ ۱۰۶ مبی‌بایت (MiB) ۲۲۰
گیگابایت (GB) ۲۳۰ ۱۰۹ گیبی‌بایت (GiB) ۲۳۰
ترابایت (TB) ۲۴۰ ۱۰۱۲ تبی‌بایت (TiB) ۲۴۰
پتابایت (PB) ۲۵۰ ۱۰۱۵ پبی‌بایت (PiB) ۲۵۰
اکزابایت (EB) ۲۶۰ ۱۰۱۸ اکزبی‌بایت (EiB) ۲۶۰
زتابایت (ZB) ۲۷۰ ۱۰۲۱ زبی‌بایت (ZiB) ۲۷۰
یوتابایت (YB) ۲۸۰ ۱۰۲۴ یوبی‌بایت (YiB) ۲۸۰
Prefixes for bit and byte multiples
Decimal
Value SI
۱۰۰۰ k kilo-
۱۰۰۰۲ M mega-
۱۰۰۰۳ G giga-
۱۰۰۰۴ T tera-
۱۰۰۰۵ P peta-
۱۰۰۰۶ E exa-
۱۰۰۰۷ Z zetta-
۱۰۰۰۸ Y yotta-
Binary
Value IEC JEDEC
۱۰۲۴ Ki kibi- K kilo-
۱۰۲۴۲ Mi mebi- M mega-
۱۰۲۴۳ Gi gibi- G giga-
۱۰۲۴۴ Ti tebi-
۱۰۲۴۵ Pi pebi-
۱۰۲۴۶ Ei exbi-
۱۰۲۴۷ Zi zebi-
۱۰۲۴۸ Yi yobi-
پیشوندهای سیستم متریک
۱۰n پیشوند علامت اختصاری مقیاس کوچک مقیاس بزرگ معادل ده‌دهی در نحوه‌ی نگارش SI
۱۰۲۴ یوتا Y سپتیلیون کادریلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۲۱ زتا Z سکستیلیون تریلیارد (هزار تریلیون) ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۱۸ اگزا E کوینتیلیون تریلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۱۵ پتا P کادریلیون بیلیارد (هزار میلیارد) ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۱۲ ترا T تریلیون بیلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۹ گیگا G بیلیون میلیارد (هزار میلیون) ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۶ مگا M میلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۳ کیلو k هزار ‎ ۱ ۰۰۰
۱۰۲ هکتو h صد ۱۰۰
۱۰۱ دکا da ده ۱۰
۱۰۰ (none) (none) یک ۱
‎ ۱۰−۱ دسی d دهم ۰٫۱
‎ ۱۰−۲ سانتی c یک صدم ۰٫۰۱
‎ ۱۰−۳ میلی m هزارم ۰٫۰۰۱
‎ ۱۰−۶ میکرو µ (u) یک میلیونم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۹ نانو n میلیاردم میلیاردم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۱۲ پیکو p تریلیونم میلیاردم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۱۵ فمتو f کادریلیونم بیلیاردیم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۱۸ آتو a کوینتیلیونم تریلیونم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۲۱ زپتو z سکستلنیوم تریلیاردم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۲۴ یوکتو y سپتیلیونم کادریلیونم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کامپیوتر

         , , , , ,