دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

پیرمرد و دریا

نویسنده:
۱۱ شهریور ۹۵

پیرمرد و دریا، داستان کوتاهی است از ارنست همینگوی، ماجرای داستان تلاش پیرمردی مقاوم و سخت کوش و با تجریه است که ۸۴ روزه نتوانسته هیچ صیدی داشته باشد. روز ۸۵ ام به دریا می رود و درگیر شکار یک نیزه ماهی بزرگ در میان اقیانوس می شود. این درگیری ۳ روز به طول می انجامد و سرانجام پیرمرد بزرگترین ماهی عمرش را میگیرد.

زمانی که داستان رو میخوندم دلم برای پیرمرد سوخت و واقعا میخواستم که پیرمرد بتونه موفق بشه. صبر و تحمل پیرمرد عجیب هست. در حالی که زندگی شخصیش بسیار سخت و تنها و دردناک هست ولی شاید برای اثبات کردن دوباره خودش همه این سختی ها رو تحمل میکنه.

از ویکی پدیا :

پس از سال ۱۹۴۰ زمانی که ارنست همینگوی به همراه همسر سومش مارتا گلهورن (Martha Gellhorn) در کوبا زندگی می‌کرد، قایق رانی و ماهی گیری تفریحات اصلی او به حساب می‌آمدند. زندگی‌نامه‌نویسانی که درمورد زندگی و آثار همینگوی مقاله و کتاب نوشته‌اند همگی همداستان‌اند شخصیت «پیرمرد» در داستان پیرمرد و دریا دست کم در برخی موارد برگرفته از شخصیت واقعی یک ماهی گیر کوبایی به نام گرگوریو فوئنتس (Gregorio Fuentes) بوده‌است. همینگوی در سال‌های ۱۹۳۰۰ گرگوریو را برای نگهداری و محافظت از قایق خود، «پیلار»، استخدام کرده بود و بعدها وقتی در کوبا اقامت گزید بین او و آن پیرمرد ماهی گیر پیوندهای دوستی محکمی ریشه گرفت. فوئنتس تقریباً ۳۰۰ سال، حتی وقتی که همینگوی در کوبا زندگی نمی‌کرد، ناخدایی «پیلار» را به عهده داشت. فوئنتس در سال ۲۰۰۲ بر اثر ابتلا به سرطان در ۱۰۴ سالگی درگذشت. وی پیش از مرگ «پیلار» را به دولت کوبا هدیه کرد. با توجه به بی‌سوادی فوئنتس، او هرگز نتوانست پیرمرد و دریا را بخواند.

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,