دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

در سایه سار اشتران کوه

نویسنده:
۲۳ شهریور ۹۴

9649987002._SS,240_

این کتاب ، مجموعه شعر از عباس رستمی است. از خواندن این کتاب لذت چندانی نبردم. البته من کلا با شعر خیلی رابطه خوبی ندارم…

پی نوشت : اگر خیلی با شعر حال نمیکنید ، اصلا سراغ این کتاب نرید !!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

بدون لهجه خندیدن

نویسنده:
۲۱ شهریور ۹۴

6d4542c2f17e3945df1b6fc048d4956c

بدون لهجه خندیدن رو تا الان دو بار خوندم. یک کتاب جذاب و خوندنی که از خوندنش خسته نمیشید. (البته ترجمه بعضی از جملات کتاب جالب نیست و باید چند بار بخونید و  عجیبه که چرا وقتی نویسنده اصالتا زبان فارسی رو میدونسته بازم اینقدر کتاب بد ترجمه شده)  نویسنده ، خانم فیروزه جزایری دوما ،  که گوشه هایی از زندگی خود و خانواده اش را در زمان سکونت در ایران و امریکا روایت کرده است. بی پرده گویی های نویسنده از خود و اطرافیانش ،  کوتاه بودن روایت ها ، حالت وبلاگ گونه بخش های کتاب (شبیه به وبلاگ خاطرات ) طراوت خاصی به کتاب داده و قطعا شما رو به این فکر وا میداره که کتاب اول این نویسنده رو هم تهیه کنید و بخونید.

ماجرای کتاب ، از این قرار است که فیروزه ۷ ساله ، که پدرش کارمند شرکت نفت ایران است ، از طرف شرکت به همراه خانواده به آمریکا می رود و بعد از مدتی کوتاه به ایران باز میگردد. و بعد از دو سال زندگی در ایران ، آنها دوباره به امریکا باز میگردند. فیروزه در آمریکا ادامه تحصیل میدهد و با فرانسوا ، پسر فرانسوی که در طی داستان با او آشنا میشویم ، ازدواج میکند. حاصل این ازدواج ، دو فرزند است. (اینجا) . در طی این دوران ، اتفاقاتی برای نویسنده رخ میدهد که همان اتفاقات ماجرای کتاب می شود.

کتاب اول این نویسنده ، عطر سنبل عطر کاج که هنوز نخوندم ولی مدتی پیش هدیه به یکی از دوستان دادم که خوشش اومده بود. اون رو هم که خوندم براتون میزارم اینجا.

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

جانستان کابلستان

نویسنده:
۷ شهریور ۹۴

 

janestan

جانستان کابلستان ، شرح حال سفرنامه رضا امیرخانی ، به افغانستان است. یکی از بهترین سفرنامه هایی که خونده بودم. من تا به روزی که این کتاب رو خوندم ، انگار هیچ از افغانستان میدانستم. این نزدیکترین همسایه ، هم از بعد زبان و هم از بعد مسافت. زبان قاصر است از انچه بر مردم افغان در این ۶۰ سال گذشته است. با خواندن این کتاب ، خیلی چیزها را میفهمیم ، از زندگی و جنگ و فقر در افغانستان تا زیبایی کوهستانهایش . کتابهای آقای امیرخانی ، سبک خاصی دارد و معمولا خواننده تا دستش بیاید که چطوری بقیه کتاب را بخواند ، اندکی طول میکشد و کم کم عادت میکند . برای من نیز اینچنین بود و تجریه قیدار و کتابهای دیگر را چون داشتم راحت تر بودم.

ماجرای سفر رفتن نویسنده از آنجا آغاز می شود که او در پاییز ۸۸ و در بحبوحه انتخابات پرحرف و حدیث آن سال ، به نوعی از مهلکه میگریزد و به بهانه سخنرانی در دانشگاهی به مشهد می آید و سپس بدون برنامه قبلی به  افغانستان می رود. به همراه همسر و نوزادش!

نویسنده از خطرات و اتفاقات و رفتار و گفتار مردم افغان به صورت دقیق می نویسد و البته از مرام و مسلک و زندگی روزمره انها ! بخشهای مختلف کتاب بر اساس حالات روحی و البته شهرهای سفر شده ، نوشته شده که یک بخش انتخاباتیات هم دارد که به زیبایی کتاب چیزی اضافه نکرد و البته من هم خوشم نیامد. ناب ترین قسمت کتاب ، فصل آخر آن است که درد آور است و واقعی. ضمنا در این کتاب با انبوهی از کلمات آشنا می شویم. مانند زن = سیاه سر ، قوماندان = فرمانده   ، غلط کردی = اشتباه کردی ، عسکر = سرباز

برای من این قسمت ماجرا جالب بود که در طی روزهایی که این کتاب را میخواندم با سه افغان تصادف هم کردم ! (ماجرای تصادف). شاید جالب باشد ولی من از اصطلاحات کتاب به خوبی در برقراری ارتباط دوستانه با آن افغان ها استفاده کردم و موثر بود. از کلمات خاصی هم که در بالا گفتم به خوبی استفاده کردم!

بخش هایی از کتاب :

آنچه در این کتاب می آید،از وقایع و امکنه،از اشخاص و ازمنه،از اشربه و اطعمه،همه را خیالی فرض کنید و بدانید آنچه از خیال بیرون است عرض ارادتی است شکسته و ناسخته به هم زبانان هم تبار.

حکماً حکایتِ امیر تیمور گورکانی را شنیده‌اید؛ آن‌گاه که از دلیلِ ظفرمندی‌ِ آن خون‌ریز پرسیدند، جواب داد:
– وقتی از دشمن فرار کرده بودم، به ویرانه‌ای پناه بردم و ناامید در عاقبت کار خویش اندیشه کردم؛ ناگاه نظرم بر موری ضعیف افتاد که دانه‌ا‌ی غله، بزرگ‌تر از خود را برداشته از دیوار بالا می‌برد. چون دقیق نظر کردم و شمارش نمودم، دیدم آن دانه شصت و هفت مرتبه بر زمین افتاد و مورچه عاقبت آن دانه را بر سر دیوار برد. از دیدارِ این کردارِ مورچه چنان قدرتی در من پدیدار گشت که هیچ‌گاه آن را فراموش نمی‌کنم. با خود گفتم ای تیمور! تو از مور کم‌تر نیستی، برخیز و در پی کار خود باش. سپس برخاستم و همت گماشتم تا به این پایه از سلطنت رسیدم…
در این روزها البته میانِ نوشته‌جاتِ اهلِ سیاست مرسوم است که در هم‌چه حکایتی، خود را امیرتیمور بدانند و جناحِ روبه‌رو را کم از مور! برای همین بایستی به جِدّ متذکر شد که در حکایتِ مذکور، من، امیر تیمور نیستم… من همان مورم!

هیچ اهلِ مجامله و مداهنه هم نیستم. از این تواضعات کشکی هم که هزار برابرِ تکبراتِ بسته‌بندی‌شده، پروتئین دارند، بیزارم. من به جدّ همان مورم!

هر بار وقتی از سفری به ایران باز می گردم،دوست دارم سر فروبیاافکنم و برخاک سرزمین م بوسه ای بیافشانم.این اولین بار بود که چنین حسی نداشتم،برعکس پاره ای از تن م را جا گذاشته بودم پشت خطوط مرزی ،خطوط بی راه و بی روح مرزی…خطوط”مید این بریطانیای کبیر”پاره ای از نگاه من،مانده بود در نگاه دختر هشت ماهه…بلاکش هندوکش…

 

پی نوشت : معرفی قیدار اثر دیگر نویسنده

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

مارک دو پلو

نویسنده:
۲ شهریور ۹۴

mark2polo

مارک دو پلو ، نام کتابی است از منصور ظابطیان که در واقع ادامه سفرنامه او به کشورهای مختلف هست. داستانهای کتاب به سادگی و شیوایی کتاب قبلی (حتی بهتر) بیان شده است والبته مثل کتاب قبلی عکس کم داره. ظابطیان در این کتاب ، به سفرهایش به کشورهایی از جمله آلمان، بلژیک، هلند، پرتغال، عراق، کنیا، یونان و برزیل می پردازد.

جذابترین بخش کتاب ، داستان سفر به کشور کنیا بود که خیلی مردم جالبی داشت و البته اینکه فهمیدم پارکهای حیات وحش خیلی بزرگ و ناب مخصوص همه حیوانات از جمله فیلها در اون کشور وجود داره. اعتراف میکنم این کتاب به نسبت کتاب قبلی جذاب تر و گیرا تر بود. مثلا نویسنده به خوبی و کاملا آشکار و ساده ، به نوع غذاهای سرو شده در هر کشور ، علاقه نویسنده به خوردن ، رفتار عجیب و غریب مردم و خیلی چیزهای دیگر اشاره میکنه. گاهی روایت ها کاملا طنز می شود و حسابی شما را سر وجد میاورد و گاهی هم ، حسرت و تاسف. که باید کتاب رو نصفه میبستی و به خیلی چیزها فکر میکردی.

خواندن جلد اول و دوم کتاب توصیه موکد می شود.

پی نوشت : معرفی  کتاب در خبرآنلاین

معرفی مارک و پلو (کتاب قبلی)

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

قیدار

نویسنده:
۲۲ خرداد ۹۴

gheydar

قیدار ، نام رمانی است که توسط رضا امیر خانی نوشته شده و نشر افق آن را منتشر کرده است. یکی از کتابهای خوب امیرخانی که مانند بقیه کتابها، صفحات ابتدایی را باید سخت خواند تا در صفحات بعدی لذت برد. تقریبا همه داستانهای امیرخانی همین منوال و شکل هستند و باید زمانی رو صرف درک اصطلاحات و … بکنید. در کل کتاب بسیار خواندنی و جذابی بود. من بی وقفه و در طی ۴ روز خوندمش و به شما هم توصیه میکنم. البته کتاب رو خیلی وقت پیش از حمید گرفتم و سال ۹۳ هم خوندمش.

در قرآن اسم بعضی پیامبران آمده است؛ اسم بعضی غیر پیامبران هم، چه صالح و طالح آمده است… صلحا عاشق حضرت باری هستند… اما حضرت حق، بعضی را خودش هم عاشق است… عاشقی خدا توفیر دارد با عاشقی ما… خدا عاشقی است که حتا دوست ندارد اسم معشوقش را کسی بداند… به او می‌گوید، رجل! همین… مرد!… همین…
می‌فرماید و جاء من اقصی المدینه رجل یسعیء…. اسم‌ش چیست؟ نمی دانیم… رجل است…معشوق حضرت حق است… اسم معشوق را که جار نمی‌زند… حضرت حق، عاشق کسی اگر شد، پنهانش می‌کند…

ماجرا مربوط به مرد بامعرفت و جوانمردی است که گاراژ بسیار بزرگی دارد ولی بیشتر از شهرت ثروت ، شهرت اخلاق و معرفت دارد. ماجرا از ازدواج او شروع می شود که خود درش نشانه های عمیقی از معرفت است. نکات عجیب و غریبی در کتاب در نشان دادن معرفت قیدار دیده می شود.

درِ خانه اش به قاعده‌ی رد شدن یک آدم مظلوم همیشه باز است

با اندکی تامل مشخص می شود که قیدار یک شخصیت آرمانی پهلوانی است که به عنوان نماد و الگویی مناسب برای جامعه معرفی می شود. قیدار شخصیت دوست داشتی است که هر چقدر که از داستان پیش میرویم ، بیشتر به او علاقه مند می شویم. قیدار خاصیت جاذبه و دافعه هم دارد و جاذبه و دافعه او شاکله داستان را شکل می دهد. اگر چه داستان هر چه رو به آخر میرود ، تم سیاسی اش بیشتر می شود ولی چیزی از علاقه من به او کم نشد …

گُنده نامی قدم اول است…از گُنده نامی به گَنده نامی رسیدن ، قدم بعدی …قدمِ آخر ، گُم نامی است!

در آخر با خودم گفتم : ای کاش در جامعه مان قیدار هایی داشتیم … شاید هم داریم و همچو قیدار خودمان ،  آشکار نیستند …. توصیه من این است که هر وقت از بی معرفتی ها و نامردیهای این روزهای روزگار ما خسته شدید ، سری به این کتاب بزنید…سخت نگیرید … فقط لذت ببرید …

پی نوشت : تعریف امیر خانی از قیدار به زبان خودش

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

رک و پوست کنده ( احوال ما زنان )

نویسنده:
۲۷ آذر ۹۱

رک و پوست کنده (احوال ما زنان) ، عنوان کتابی است از خانم آسیه جوادی (ناستین) که به چالش ها و دغدغه‌های زنان می پردازد. نویسنده ، داستانها و مطالب را به شیوه متن کوتاه و نقل قول (مشابه یک وبلاگ در قالب ۵۴ داستان کوتاه) از زبان زنها بیان میکند. تقریبا همه موارد مربوط به زندگی یک زن ، در این کتاب نوشته شده است. در این کتاب ، نمی توان جانبداری یا طرفداری خاصی از زنان مشاهده کرد و حتی میتوان گفت در برخی از داستانها ، نگاهی انتقادی به زنان و زندگی آنها دارد.

این کتاب در ۱۷۶ صفحه با قیمت ۶۰۰۰ تومان توسط نشر آموت به چاپ رسیده است.

پی نوشت اول : جلسه نقد و بررسی این کتاب با حضور نویسنده ، چند روز پیش ( ۷ آذر) در فرهنگسرای اشراق برگزار شده است.

پی نوشت دوم : در مورد نشر آموت در پستی جداگانه خواهم نوشت و اینکه چطور من و همسر عزیزم ، در نمایشگاه کتاب آن را یافتیم !

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , ,

من گنجشک نیستم

نویسنده:
۱۱ آذر ۹۱

به تازگی کتابی دیگر از مجموعه کتابهای مصطفی مستور رو خوندم. قبلا کتابهایی از مستور رو خونده بودم اما صادقانه باید بگم ، این یکی با همه اونها فرق داشت. فرقش در قالب و ساختار بیان داستان نبود. فرقش در موضوع و نحوه پرداختن به اونها بود. البته توصیه من این هست که ابتدا کتابهای دیگه ای از مستور رو بخونید و بعد این رو. اینطوری کتاب براتون بهتر و شیرینتر خواهد بود. برای مثال ، شخصیتهای دانیال ، کوهی ، یاقوت ، مخمل ، ماهان و دانیال و … را در کتابهای  دویدن در میدان تاریک مین و استخوان خوک و دستهای جذامی شناخته ایم! یا بعضی از تعاریف را قبلا در چند روایت معتبر خوانده ایم. کتابهای تهران در بعد از ظهر و روی ماه خداوند رو ببوس نیز هم به نحوی به همین مطالب ، البته با کمی تفاوت ، اشاره دارند.

اما این داستان،  روایت تعدادی انسان که به دلایلی دچار درگیری های فکری شدید و سوالهای بی پایان شده اند [ به قول کوهی ( مدیر آسایشگاه) توی چاه افتاده اند (مانند مصایب چند چاه عمیق در کتاب چند روایت معتبر) ] است که از زبان مردی بیان می شود که بعد از مرگ همسرش افسانه و البته کودک تازه به دنیا آمده اش ، دچار مشکلات ذکر شده می شود. وی توسط خواهرش در آسایشگاه بستری شده است.
در این کتاب هم ، مانند دویدن در میدان تاریک مین ، بارها و بارها ، کوهی تاکید داره که به هیچ عنوان نباید مرحله مهمی از عشق که تماس است ، توسط افراد ساکن در آسایشگاه ، طی بشود و این جرم بزرگی هست.  و باز هم مانند استخوان خوک و دستهای جذامی ، دانیال دیوانه ای است که درگیر مسایل عشق و … است و البته به نظر من دیدگاهش بسیار ارزشمند است.

کتاب با این جمله عالی آغاز می شود : دانیال نازی : وقتی نمیتوانی ، قواعد بازی را تغییر دهی ، پس خفه شو و بازی کن

بخشهایی از کتاب :

جاهایی را سراغ دارم که مرگ در آنها لانه کرده. اسم‌شان را گذاشته خانه‌های مرگ. انگار بازی شطرنج است و تو مهره ای هستی که باید با دقت و احتیاط گام برداری. باید چنان با احتیاط حرکت کنی تا مبادا در خانه‌هایی پا بگذاری که در تیررس اسبی، فیلی یا وزیری هستند … . وقتی قرص سیناوری را توی دست می‌گیری، می‌توانی لای ذرات آن مرگ را ببینی که خودش را جمع و جور کرده و کمین کرده است لای قرص و منتظر است تا او را ببلعی و تمام. جایی که اکسیژن نیست، یکی از خانه‌های دائمی ‌اوست. دخترم در آن خانه مُرد»

مدتها است که منتظر کسی نیستم. یعنی کسی را ندارم که منتظرش باشم. بعد از افسانه مدتی طول کشید تا فهمیدم دیگر نمی توانم عاشق زنی بشوم. فهمیدم برای عاشقیت علاوه بر زنی که بتوانی دوستش داشته باشی باید چیزهای دیگری هم باشد. چیزهایی که فکر میکنم با مرگ افسانه برای همیشه در من مُرد. این روزها اگر منتظر چیزی باشم احتمالا مرگ است که گاهی احساس میکنم مثل یک آدم کش حرفه ای دارد در به در دنبالم می گردد.

پی نوشت : آنچه من از کتابهای مستور خوانده ام و اینجا نوشته ام.

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

۱۹۸۴

نویسنده:
۲۶ آبان ۹۱

چند شب پیش موفق شدم تا کتاب ۱۹۸۴ ، اثر جورج اورول رو بخونم. قبلا کتاب مزرعه حیوانات از همین نویسنده رو خونده بودم.

در مورد این کتاب باید بگم ، کمی متونش طولانی و خاص هست ولی روایت جالب و بی نظیری داره .ترجمه های مختلفی از این کتاب هست که من ترجمه آقای صالح حسینی رو خوندم. نکات خیلی جالبی در کتاب وجود داره که باعث میشه گهگاهی یاد کشور خودمون و سیستم حکومتی فعلی بیفتیم. اینکه فقط یک حزب داریم و یک رهبر که اسمش ناظر کبیر هست و … ! تله اسکرین همون تلویزیون ملی خودمون هست که مرتب داره برنامه برای مردم پخش میکنه و مردم یک جورایی ذهنشون از این تغذیه میشه … حزب مدام در حال سرکوب روابط عاطفی بین مردان و زنان است و از این طریق انجمن ضد سکس را راه اندازی کرده است …

این کتاب سعی داره تا نحوه کار سیستمهای حکومتی سرکوبگر برای کنترل زندگی و افکار و رفتار مردم رو بیان کنه. باید بگم این کتاب آنقدر موثر بوده است که به عنوان شاخصی برای یک  سیستم فکری ، که همان سیستمهای سرکوبگر و تمامیت خواه (توتالیتاریسم، که دارای یک حزب خاص و بر پایه یک ایدیولوژی خاص فکری بنا شده اند) هستند ، معرفی شود. به نظر من کتاب سعی دارد تا همچون کتاب مزرعه حیوانات ، حکومتهای فردمحور که بر اساس ایدئولوژی خاص تشکیل شده اند و مردم نقشی در تعیین وضعیت حکومت ندارند ، را مورد انتقاد قرار دهد. بنابراین ، میتونید تصور کنید که گاهی در وسط خوندن این کتاب ، چقدر دل آدم میگیره و به این فکر میکنه که سیاست همیشه سیاست بوده است !

چند جمله خاص از کتاب که خیلی قشنگ بود رو اینجا میزارم که بخونید :

تله اسکرین شب و روز ارقام و آمار بر کله ات می کوبیدند تا ثابت کنند که امروزه مردم غذا و لباس بیشتر و خانه و تفریحات بهتری داشتند.عمر درازتری می کردند، ساعات کمتری کار می کردند و از مردمان پنجاه سال قبل (از انقلاب) بزرگتر و سالم تر و خوشحال تر و باهوش تر و باسوادتر هستند

سه شعار اصلی حذب :
آزادی بردگی است
نادانی توانایی است
جنگ صلح است

آمار افسانه ای همچنان از تله اسکرین بیرون می ربخت.در مقام قیاس با سال گذشته غذای بیشتر ،لباس بیشتر ،خانه بیشتر ،ظروف بیشتر ،سوخت بیشتر ،کشتی بیشتر ،هلیکوپتر بیشتر ،کتاب بیشتر ،کودک بیشتر … . همه چیز بیشتر شده بود الا مرض و جنایت و جنون

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

سوء تفاهم

نویسنده:
۱۶ آبان ۹۰

سوءتفاهم اثر آلبر کامو هست ، نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی (الجزایری تبار) که آثار خاص و بینظیری دارد از جمله اثر معروف بیگانه.

کتاب سوءتفاهم که به ترجمه جلال آل احمد می باشد، یک نمایشنامه ساده است که به بیان ماجرایی وحشتناک در یک مسافرخانه در زادگاه جوانی به نام ژان می پردازد.

خوندن این اثر + مقدمه ای که جلال آل احمد براش نوشته رو شدیدا توصیه میکنم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کتاب

         , , ,

سووشون

نویسنده:
۵ آبان ۹۰

سووشون ، رمان از خانم سیمین دانشور است که به بیان مجموعه ای از اتفاقات برای تعدادی از افراد یک خانواده سنتی ایرانی میپردازد. در این بین ، تاریخ ایران و تحولات آن برهه نیز مدنظر قرار میگیرد.

در داستان ، اتفاقاتی برای یوسف (همسر زری) می افتد که به مخالفت با آنچه سربازان انگلیسی میخواهند می پردازد و سرانجام بهای آن را نیز میدهد …. در متن کتاب ، نوشته هایی بسیار ظریف از عشق زری و یوسف را میبینیم و در ادامه تغییرات شگرفی که برای زری اتفاق می افتد. آنچه که مردم ما برای بیدار شدن نیاز دارند.

کتاب متن ساده ای دارد و همین باعث خسته نشدن شما از خواندن می شود. من این کتاب رو حدود ۵ ماه پیش برای بار دوم خوندم.

یکی از زیبا ترین قسمتهای کتاب :

«گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرَت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کتاب

         , ,