دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

دویدن در میدان تاریک مین

نویسنده:
۳۰ اردیبهشت ۹۰

اولین و تنها نمایشنامه مصطفی مستور ، رو دیشب خوندم. نثر خوبی داره و خوندنش خوش آینده. البته باید اعتراف کنم که با پرده چهارم نتونستم ارتباط خوبی برقرار کنم.

روایت زندگی خاص در یک پادگان هست که کوهی (ظاهرا فرمانده) شرایط سختی برای سربازان ایجاد کرده. یاقوت (یکی از سربازان) بدون مجوز از پادگان خارج شده و عاشق نیز شده است. روایت چنان بیان میشود که گویی یاقوت جرم بزرگی مرتکب شده است و پس از صحبتهایی مشخص میشود که او اولین مرحله عشق که تماس می باشد را طی کرده است.

در ادامه با ماهان سربازی که درگیر افکار خاصی هست و بعضا به جبر و اختیار هم اشاره میکنه آشنا میشیم ! اون برای اینکه کتاب خوندن رو ترک کرده و درگیر افکار جدیدی شده به شدت مجازات می شود !

ظاهرا کتاب تلاش میکنه تا ثابت کنه که در دنیا هیچ نظمی وجود نداره. این تنها چیزیه که من میتونم درک کنم !

قشنگ ترین قسمتهای کتاب از نظر من :

“قربان، ماهان می‌گه اختیار وقتی معنا داره که نظمی در کار باشه و شما بتونید نتیجه‌ی کارتون‌ رو پیش‌بینی کنید. ماهان می‌گه وقتی هیچ‌چیز رو نشه پیش‌بینی کرد، معنی‌اش اینه که وقتی شمار کاری‌ رو انجام می‌دید، نیروهای دیگه‌ای به‌جای شما نتیجه‌ی کارها‌ رو تعیین می‌کنند: و این دقیقا یعنی بی‌نظمی. به تعبیر خودش، یعنی دویدن در میدان مین اون ‌هم در تاریکی محض، به همین خاطره که او به این نتیجه رسید، که اختیار، تابع نظمه و تا نظمی در کار نباشه، اختیار هم معنای روشنی نداره.”

و

“غروب بود من زل زده بودم به پشت دست هاش . هر دو وحشت کرده بودیم . بس که نزدیک شده بودیم به هم . بس که معصومیت ریخته بود آن جا ، پشت دست ها . بعد من با انگشت اشاره ، خطی فرضی و مورب  ، درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راست اش کشیدم و به او گفتم عمیقا دوستش دارم . “

قبلا چند تا از کتابهای دیگه مستور رو اینطوری معرفی کردم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , ,

تاریخ ترسناک

نویسنده:
۸ بهمن ۸۸

بالاخره دیشب کتاب تاریخ ترسناک ، جلد ۱، با عنوان انقلاب های پرهیاهو رو تموم کردم. این کتاب ها چندین جلد هستند که ۴ جلدش تا الان ترجمه شدند.انقلاب های پرهیاهو ، کتاب خیلی باحالی بود. در این کتاب ، نویسنده سعی داره تاریخ رو به نحو دیگه ای برای خواننده ها بیان کنه. نثر روان و شاد همراه با جملات خنده دار عامیانه ، کتاب بسیار جالب و جذابی رو حاضر کرده که نخوندنش اشتباه بزرگیه. البته کاریکاتورها و نقاشی های کتاب هم در بیان مفاهیم و شخصیتهای کتاب خیلی موثره.

نویسنده کتاب تری دیری هست. او فردی بسیار خلاق و هنرمند در زمینه نوشتن کتابهای تاریخی هست و شیوه جدید رو در نوشتن و بازگو کردن تاریخ بر عهده گرفته و به نظر میرسه بسیار موفق هم بوده.

این کتاب رو از دوست کتاب خوان خودم ، امید قرض گرفته بودم و قراره بعد از تحویل دادن ، جلد دومش رو بگیرم ازش.

صفحه ای از کتاب :

معلم تاریختان را با طرح این پرسش زجرآور امتحان کنید:

– اون چیه که آلمان، اتریش، مجارستان، یونان، روسیه، چین و ایران در ابتدای قرن بیستم داشتند، ولی حالا دیگه ندارند؟

– یگان سواره نظام؟

اگر نتوانستند جواب بدهند، به آن‌ها یکی دو راهنمایی بکنید.

– بریتانیا، نروژ، سوئد، دانمارک و بلژیک هنوز هم از اونا دارند.

– اِممم… مقررات راهنمایی و رانندگی؟

و اگر باز هم متوجه نشدند، آخرین راهنمایی را پیش پایشان بگذارید…

– اسپانیا مال خودش رو در ۱۹۳۱ از دست داد، ولی اونو در سال ۱۹۷۵ پس گرفت.

– آها! فهمیدم! مقام اول مسابقه‌ی سراسری آواز پاپ اروپا!

وقتی بالاخره از پاسخ عاجر ماندند، سرتان را تکان بدهید، نُچ نُچ کنید و با لحن سرزنش‌آمیزی بگویید: «فکر می‌کردم شما که بیش‌تر از من در قرن بیستم زندگی کردین باید جواب این سوال رو بلد باشین!» (این طعنه همیشه حرص معلم‌ها را در می‌آورد.) بعد، بگویید که پاسخ صحیح را هفته‌ی آینده به آن‌ها خواهید گفت و بعد، به خانه بروید. (با این کار خیلی بیش‌تر حرص می‌خورند!) وقتی عاقبت هفته‌ی بعد جواب را به آن‌ها بگویید، آه بلندی می‌کشند و با قیافه‌ی حق به جانب می‌گویند: «خودم از اول بلد بودم!» (معلم‌ها این کار را خیلی خوب بلدند.)

خلاصه، باید فقط با تاسف ساختگی و با حالتی فاضلانه سر تکان بدهید. شما که پاسخ را می‌دانید، مگر نه؟ البته که می‌دانید! پاسخ چیزی نیست جز:

پادشاه!

[انقلاب‌های پرهیاهو / صفحهٔ ۱۳۳]

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

چه خبرا ؟

نویسنده:
۲۶ دی ۸۸

خوب من بعد از چندین روز درگیری خفن با پروژه خفن و مریضی و مشکلات عجیب دیگه و نابود شدن هاستینگ و مشتری های عصبانی و … برگشتم.
پروژه در درست اقدام با تلاش فراوان در آستانه نصب بر روی سیستم مشتری قرار گرفته و به نظر نمیاد مشکلی داشته باشه ! امروز قراره به شدت بره زیر بار حدود ۶ ساعت مداوم که مهدی هم تو انجام تست کیس ها کمک خواهد کرد. خیلی رو این پروژه امیدوارم ! هر چند بزرگ و خفن بود ولی خیلی بهش امیدوارم. به نظر میاد که مشکلی نخواهد داشت.
هارد یکی از سرورهای لینوکس ( هاست لینوکس ) چند روز پیش سوخت، در عین ناباوری ! از اون بدتر اسکریپت بک آپ کار نکرده بود ! حسابی اوضاع بدی بود ! هنوزم یکی از مشتریها تصمیم داره شکایت کنه ! تا ببینیم چی میشه ! البته حقم داره.
از همه بدتر این بود که نمی رسیدم به وبلاگ دوستان سر بزنم ، و از طرفی توایتر عزییییییییییزم رو به روز نمی کردم.
تو این چند روز اوضاع سیاسی خیلی جالب بوده ! از طرفی اطاعت اومد تو تلویزیون و بخش اندکی از صحبتهایی که ماه ها توسط تلویزیون دولتی تمپ سانسور میشد رو بیان کرد. نماینده راستی ها و احمدی نژاد ها هم به شدت این کلمات بی اززش فتنه ، آشوب ، اغتشاش ، اسراییل ، آمریکا و استکبار رو بیان می کنند و طفره میرند ! آقا سوال یک چیزه : رای ما کو ؟ مثل آدم اگر جواب میدادین الان اینجوری نبود و تاج و تختتون هم سرجاش بود .
دلم واسه کوه ، دوچرخه سواری ، شنا ، پیاده روی خوب و از همه مهمتر کتاب تنگ شده شدید ! شدید شدید ! ۳ تا کتاب نیمه کاره دارم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , هاستینگ

         , , ,