دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

تولد ۳۵ سالگی

نویسنده:
۱۸ آذر ۹۶

 

چند روز پیش، ۳۵ سالگی رو تموم کردم. به راستی که چقدر سریع و عجیب میگذره. این دومین تولدی بود که سپهر هم در کنارمون بود. اتفاقات خوب دیگه هم توی این ماه اخیر افتاد که خیلی خوب بود. اما امسال مهری با زیرکی تولد بسیار خاصی برای من گرفت. شب اول که مطابق سنوات قبل، خانواده حضور داشتند و از قبل همه چیز مشخص بود. روز تولد هم مهری پیشنهاد کاملا راحت و ریلکسی داد که اگر دوست داری بریم شام بیرون و از من اسم رستوران رو هم پرسید و منم اسم جایی که نزدیک بود بهمون و خلوت رو پیشنهاد دادم. به محض ورود به اونجا صدای موزیک منفجر شد و تعداد زیادی از دوستان (حمید، مائده، رحمان، فاطمه، مرتضی، هدی ، مهدی، الهه و نازنین و محمد، امید) در حال دست و خوشحالی بودند. همگی زحمت کشیده بودند و کادوهای مفصلی رو تهیه کرده بودند.

مهری با اینکارش بهترین خاطره تولد رو برای من رقم زد و یادم نمیاد در این حد هیچ وقت سورپرایز شده باشم. همه چیز خوب و عالی برنامه ریزی شده بود و کلی سختی کشیده بود. مسعود و میلاد هم بهش کمک کرده بودند برای حمل کادوها و …

روز بعد از تولد هم در شرکت ممپل (محمدرضا) با کمک و حقه رحمان همین حرکت رو تکرار کرد و وقتی رسیدم به شرکت متوجه شادی بچه ها شدم و کیکی که زحمت کشیده بودند و خریده بودند رو دسته جمعی نوش جان کردیم.

واقعا روزهای خوب و خوشی برام رقم خورد و البته فراموش نشدنی. ضمنا مهدی و رحمان کادوشون کتاب بود که حتما خواهم خوند. رحمان کتابهای نفحات نفت امیر خانی و تن تن جلد دوم و مهدی کتابهای این مردم نازنین رضا کیانیان و سفرنامه اونور آب رو برام گرفته بودند.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , عکس

         , ,