Follow @Mostafafallah

آرشیو برای بخش : کامپیوتر

معشوقه ای که یتیم شد !

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, کامپیوتر توسط : خودم

واسه ما برنامه نویسها ، زبان سی ، معشوقه ای عزیز هست. و اینکه این معشوقه چند روز پیش یتیم شد !

با ریچی بیشتر آشنا شوید.

یک روز در السیت

نوشته شده در قسمت : خاطره, کامپیوتر توسط : خودم

چند روز پیش ، با حمید و امید و مهدی و البته نازنین خانم ، رفتیم نمایشگاه السیت. السیت یا شهر الکترونیک ، یکی از نمایشگاه های تر و تمیزی هست که در مشهد هر سال برپا میشه و عموما شرکتهایی که به نحوی در این راستا ، فعالیت می کنند غرفه میگیرند.
بعد از مدتها میتونم بگم نمایشگاهی رفتم که خیلی بهم خوش گذشت، به چند علت
۱ - خیلی شلوغ نبود و فضای حرکت مناسب بود
۲ - موزیک دوب دیس دوب دیس !! اصلا وجود نداشت !!!! این بهترین مزیت این نمایشگاه بود !
۳ - غرفه ها شیک و مرتب بودند

تقریبا از هر چند غرفه ای که عبور میکردیم ، دوستان عزیز و قدیمی خودم رو میدیدم که خیلی باعث خوشحالیم شد.
از اتفاقات جالب این بود که به صورت عملی wii رو تجربه کردم. wii یک ابزار بازی خیلی باحال هست که معمولا به صورت خانوادگی، میشه بازی کرد. مثلا میشه ۲ نفر با هم تنیس یا بولینگ بازی کنن ! البته قبل از اینکه به نمایشگاه بریم، مهدی wii رو بهم معرفی کرده بود و تونسته بودم ویدیوهایی رو ازش ببینم.
دیروز چند تا wii توی نمایشگاه بود و صرفا برای سرگرمی بچه ها گذاشته بودند، البته این کار زیبا با همت شهرداری مشهد انجام شده بود. دوست عزیز مهندس منصوری هم که توی همین غرفه فعالیت میکردند ، لطف کردند و فرصتی رو در اختیار قرار دادند برای اینکه من و حمید بتونیم بازی کنیم ! تنیس ! و اینطوری شد که من و حمید با هم تنیس بازی کردیم و البته من برنده شدم !! :D

توی یکی دیگه از غرفه ها هم فوتبال دستی های جدید و شیکی بود که بازم بازی کردیم و البته تیم حریف که ۲ نفر انسان فوق حرفه ای و غریبه بودند ، ما رو له کردند ! البته ما ۲ گل هم زدیم که ۲۰ گل دریافت کردیم !!!! :D

تعداد زیادی کاتالوگ و بروشور هم گرفتیم که قرار شد با مهدی بشینیم بررسی کنیم و ببینیم کدوما بیشتر به کارامون کمک میکنه.

پی نوشت : حمید آلبوم تصاویر این بازدید رو توی پیج خودش توی فیس بوک به اشتراک گذاشته

کار با اکسل از طریق برنامه نویسی - Changing Excel File through .Net

نوشته شده در قسمت : کامپیوتر توسط : خودم

چند روز پیش توی شرکت مجبور شدیم تا حدود ۴۰۰ تا فایل اکسل رو که هر کدوم ۳ تا شیت و هر شیتی بالغ بر ۵۰۰۰ رکورد و ۱۵ تا ستون داشتند رو بررسی کنیم.
این کار بسیار حیاتی و مهم بود و باید با دقت و حوصله زیادی انجام میشد و بعد از یکی دو بار بررسی متوجه شدیم که این کار فقط با یک برنامه دقیق باید انجام بشه ، البته قبلا این کار با دست انجام میشد که باعث ایجاد خطای انسانی در کار میشد که البته ۱۰۰ درصد طبیعی بود.

مثلا باید با تلاش زیادی ، یک تغییر کوچک ، برای هر کدام از ۴۰۰ تا فایل در ۱۵۰۰ ردیف انجام میشد و میتونید تصور کنید که چه کار وقت گیر و اعصاب خورد کنی خواهد بود !

این شد که به اتفاق مهدی ، دوست برنامه نویس عزیز تصمیم گرفتیم که با نوشتن یکی دو تا برنامه، تغییرات اتوماتیک انجام شوند و بالاخره بعد از کمی جستجو و برنامه نویسی ساده تونستیم به این هدف برسیم.

۲ تا برنامه رو به صورت کامل نوشتیم و البته یک برنامه دیگه هم داریم مینویسیم که کار روزانه تیم رو کاهش میده.

برنامه اول :SheetSorter

این برنامه کارش اینه که ، شیت دوم رو منتقل میکنه به آخر !! برای ۴۰۰ تا فایل ، تقریبا ۲۰ ثانیه وقت گرفت ، البته میشد خیلی آپشنالش کرد ولی وقتش رو نداشتیم.

برنامه دوم : Excel manage

تو این برنامه میتونیم بگیم که چه فرمول یا داده ای رو از یک فایل الگو توی همه ۴۰۰ تا فایل اعمال کنه ، ذخیره کنه و فرمول رو اجرا کنه !! برای یک ستون ۱۰۰۰ تایی.

برنامه سوم  MAG Updater

که در حال نوشتن هستیم ، یک فایل ورودی اکسل میگیره و بنا به اطلاعات موجود در فایل ورودی ، ۴۰۰ تا فایل دیگه رو تغییر میده و بعد از انجام یک سری کارای دیگه ، ۳ تا فایل خروجی میده بهمون که باید توی سایت بزاریمش.

روش های برنامه نویسی :

برای توسعه این برنامه از دی ال ال های Interope مایکروسافت استفاده کردیم.

اهدافی که تونستیم در نسخه اولیه این برنامه ها اجرا کنیم :
۱ - باز کردن یک فایل اکسل در داخل برنامه
۲ - جا به جا کردن شیت ها
۳ - خواندن مقادیر داده های سلول ها و تغییر آنها
۴ - خواندن فرمول ست شده و تغییر آن
۵ - اعمال یک چارت با توجه به داده های خوانده شده
۶ - مدیریت پروسس های ویندوز
و ….

البته تصمیم داریم برای نسخه ۲/۰ این برنامه چند تب دیگه بهش اضافه کنیم تا هم بهینه بشه هم کارهای مفید دیگه ای انجام بشه.

تیکه کد هایی که خیلی مفید هستند :

using System.Runtime.InteropServices;

Open an Excel File

Excel.Application memberexcelApplication = null;
Excel.Workbook MemberWorkBook = null;
memberexcelApplication = new Excel.Application();
memberexcelApplication.Visible = false;
MemberWorkBook = memberexcelApplication.Workbooks.Open(@”C:\1.xls”, 0, false, 5, “”, “”, false, Excel.XlPlatform.xlWindows, “”, true, false, 0, true, false, false);

Find Sheets

Excel.Worksheet Memberworksheet = null;
Memberworksheet = (Excel.Worksheet)MemberWorkBook.Worksheets[2];

Move second sheet to last sheet

if (Memberworksheet.Name == “30″)
Memberworksheet.Move(Type.Missing, MemberWorkBook.Worksheets[MemberWorkBook.Worksheets.Count]);

Change data of cell (Read from an excel and write in another excel)

string cellValue = “”;

object cellObject = null;
Excel.Range range = null;

object MemberCellObject = null;
Excel.Range Memberrange = null;

range = (Excel.Range)worksheet.Cells[rowIndex, columnIndex];
Memberrange = (Excel.Range)MemberWorkSheet.Cells[rowIndex, columnIndex];

cellObject = range.get_Value(null);
MemberCellObject = Memberrange.get_Value(null);

cellValue = (cellObject == null ? “” : cellObject.ToString().Trim());
saRet[0, 0] = cellValue;
MemberCellObject = cellValue;
Memberrange.set_Value(null, saRet);

Change Formule of a cell

string cellValue = “”;
object cellObject = null;
Excel.Range range = null;
range = (Excel.Range)worksheet.Cells[rowIndex, columnIndex];
if (range.HasFormula.ToString() == “True”)
Memberrange.Formula = NewFormule;

At End

memberexcelApplication.Quit();
Marshal.ReleaseComObject(memberexcelApplication);
memberexcelApplication = null;

wimax

نوشته شده در قسمت : شخصی, کامپیوتر توسط : خودم

به لطف شرکتی که در آن مشغول به کار هستم، استفاده از سرویس وایمکس (برای آشنایی با این سرویس اینجا و اینجا و اینجا رو سر بزنید) به صورت بک آپ برای اینترنت ، اجباری شده برام ، و باید همیشه دم دستم باشه تا اگر اینترنت قطع شد (که مکررا این اتفاق می افته) ، از اون استفاده کنم.

برای اینکار به سایت ایرانسل ، بخش وایمکس ایرانسل رفتم. برای ثبت نام، اطلاعات کامل شخصی خودم رو به همراه برخی اطلاعات مربوط به آدرس و کد پستی و … را ثبت کردم. همینطور نوع مودم و نوع اکانت رو انتخاب کردم (۲۵۶ ، شخصی حقوقی) . در همه مراحل به من اس ام اس داده میشد که کار در چه مرحله ای است و شناسه و کد و رو بهم ارایه دادند. سپس به پنل مخصوص وایمکس رفتم و ثبت نام رو تایید کردم.  و در آخر پول رو پرداخت کردم.

بعد از حدود ۳۰ ساعت (باور کنید اصلا انتظارشو نداشتم) ، یک آقای بسیار مودبی تماس گرفتند و آدرس رو چک کردند ، البته من گفتم امشب کار دارم و در شرکت میمونم ، و در نتیجه آقای مهندس گفتند که پس من میام شرکت ! هستید ؟ گفتم بله تشریف بیارید !

مهندس دقیقا راس ساعت ۸ شب تشریف آوردند و بعد از چاق سلامتی ، مودم رو نصب و تنظیمات رو انجام دادند و هر دو حالت وایرلس و سیمی اینترنت رو چک کردند و گفتند که مدارک رو کامل کنید که ثبت نام کامل بشه. و من کار شما رو انجام میدم ولی مدارک شما ناقصه و لطفا حتما به من برسونید ! من هم شادمان گفتم به چشم. مدارک مورد نظر شامل آخرین قبض تلفن کد پستی دار که مال من کد پستی روش نداشت و کد پستی رو از پست تحویل گرفتم و اداره پست تاییدیه دادند. (۳۰ دقیقه طول کشید) ، کپی کارت ملی  و کپی فیش بانکی .

سپس مهندس عزیز گفتند، یک اس ام اس براتون میاد و از اون لحظه به بعد میتونید استفاده کنید. البته باید اکانتتون رو شارژ کنید که ۲ راه داره : ۱ - خرید کارت شارژهای ایرانسل ۲ - خرید به صورت نقدی از طریق سامانه های اینترنتی

بعد از مشورت با رحمان (که اون هم از همین سرویس استفاده میکنه) ، اول یک کارت شارژ ۵۰۰۰ تومانی گرفتم و بعد هم ۱۰ تومن ریختم به حساب شرکت ایرانسل و سپس یک سرویس ۱ گیگا بایتی خریدم ! و حالا نگرانی از تموم شدن شارژ هم ندارم.

مودم رو به همراه آداپترش در کیف لپ تاپ میزارم و هر جا دلم میخاد میرم ! و به راحتی از اینترنت استفاده میکنم !! و استرس قطع شدن اینترنت هم نداریم.

برای برنامه نویس ها

نوشته شده در قسمت : شخصی, کامپیوتر توسط : خودم

اصولا در برنامه نویسی در تیم های بزرگ و حرفه ای ، کار به  صورت تقسیم شده بین اعضای تیم جلو میره. و هر کسی مسوولیت یک بخشی از کار رو به عهده میگیره و خیلی کم پیش میاد که کسی یک نفره و به تنهایی کار رو ببره جلو.

بعضی از ماژولها یا add-on هایی که گاهی نوشته میشه ، خیلی واسه آدم عزیز و دوست داشتنی هستند طوریکه از اینکه دیگران باهاش منطقی برخورد نمی کنن یا بهش بد و بیراه میگن آدم دلخور میشه ، هر چند اگر منطقی باشیم دوست داریم که بیشتر بدونیم مشکلاتش رو تا چیز بهتری از آب در بیاد.

۳ تا add-on خاص نوشتم واسه پروژه تیمی که روش کار میکنیم ، که خیلی دوسشون دارم ! خیلی زیاد ! امروز داشتم فکر میکردم که چرا اینقدر دوست دارم همش این دو تا را آپدیت کنم و نسخه جدیدش رو ارایه بدم !!!  که فهمیدم علتش اینه و همین باعث شد این پست رو بنویسم !

ارزشی بیشتر از ۵۰۰ میلیون نفر

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, وب سایت ها, کامپیوتر توسط : خودم

چند هفته پیش مطلبی رو خوندم از چیزهای جالب و عجیب. از این ایمیهایی که می رسد گهگاهی و انبوهی از این چیزهای عجیب و غریب رو گردآوری میکنه برایت . توی همه این مطالب چیزی بود که بسیار برام جالب بود و اون رنگ فیس بوک هست که آبی هست.
اگر از من به عنوان یک برنامه نویس میپرسیدند که چرا آبی انتخاب شده ۱۰۰۰ تا علت عجیب و غریب رو سر هم میکردم !
مثلا اینکه آبی رنگ آرامش هست و شبکه اجتماعی اینترنتی باید محیط آرامی برای کاربراش باشه یا خیلی چیزهای دیگه  و یا حتی دلایل فنی.

اما علت چیز دیگه ای هست. اون همان چیزی هست که باعث شد تا این پست را بنویسم . علت انتخاب این رنگ ، ارزشی هست که سازنده فیس بوک برای خود قایل شده است.

یعنی میلیون ها کاربر (تا جولای ۲۰۱۰ ، حدود ۵۰۰ میلیون نفر (اینجا)) همه باید آبی را ببینند چون سازنده آن ، جوانی است به نام مارک زوکربرگ ، متولد ۱۹۸۴ که فقط آبی را میتواند ببیند .
به قول ویکی پدیا
Zuckerberg, who is red-green colorblind, sees blue, Facebook’s dominant color, best

به همین سادگی !

او با ارزشترین انسانی هست که میشناسم ، چون برای خود ارزشی بیشتر از ۵۰۰ میلیون نفر قایل شده.

تصویر پشت زمینه در گوگل

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, کامپیوتر توسط : خودم

امروز یک امکان جدید در گوگل دیدم، که گفتم شما رو هم باهاش آشنا کنم !

از این به بعد میتونید در صورتی که اکانت کاربری گوگل داشته باشید ، میتونید صفحه اول سرچ گوگل رو با تصویری که دلتون میخاد تزیین کنید.

برای اینکار بعد از ورود به گوگل، از لینک پایین صفحه سمت چپ میتونید عکس مورد نظرتون رو از لیست عکسها انتخاب کنید، یا اینکه خودتون عکسی رو آپلود کنید.

کار کمتر ، حقوق بیشتر ، اعصاب آرومتر ، زندگی بهتر !!

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, شخصی, کامپیوتر توسط : خودم

۱ - یکی از ضدحالهای غیر مستقیم زمانه ، نرسیدن برای آپدیت کردن وبلاگه ! عکس هفته این هفته هم نشد که بزارم ! یعنی اینقدر کار داشتم که نشد. دارم تصمیم میگیرم به نحوی حجم کار رو کم کنم بلکه یه سر و سامونی به این ساعات کاری بدم !

۲ - شگفت آور ترین مساله  اینترنتی ، جلوگیری از بارگزاری و دانلود فایلهای SWF  ،  FLA  و در کل فلش ها هست. ظاهرا این بهترین راه برای جلوگیری از آشوب هست. (البته من جایی ندیدم که این خبر رو اعلام کرده باشه ، اما با تنی چند از دوستان کاردرست اینترنتی و آی تی من ها که صحبت کردیم ظاهرا خبر درسته !! ) .

یک حرفی رو گاهی من به دوستام میزنم با عنوان ۱۰ دقیقه فکر کردن. آیا این مسولین بسیار مسلمان که میخان این کشور رو به قول خودشون نجات بدن ، یا میخان به مردم کمک کنند ، با خودشون نمیگن ، این جمعیتی که در این همه تجمع میاد ، چی میخاد ! چشونه ؟ چرا اینقدر حاضر هستند جونشون رو بدن و وایسن و با این همه محدودیت بازم جمع میشن ؟!؟!؟ ۱۰ دقیقه فکر کنید به اینکه اینا که تا پارسال همه چیزو قبول داشتند. طفلکا رای هم دادند ! پس چشونه الان ؟! حتما شماها یک کاری کردین دیگه ! ۱۰ دقیقه هم زیاده. پیشنهاد میکنم آقایون بین ۲ نماز اینکارو بکنن که خیلی وقتشون گرفته نشه.

۳ - احمقانه ترین ، غم انگیزترین و مضحک ترین خبری که توی عمرم دیدم ! اینجا ! بازدید از یک سایت حرام اعلام میشه ! سال ۲۰۱۰/ البته از خبرگزاری وابسته به دولت انتظار بیشتری هم نیست که همچین چیزی رو منتشر کنه.

۴ - شعار من فعلا اینه : کار کمتر ، حقوق بیشتر ، اعصاب آرومتر ، زندگی بهتر ، و حتما چشم اندازی به حوالی زندگی !! کمی اومانیستیه ! اما شیرینه

قطعی اینترنت و مخابرات …

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, شخصی, کامپیوتر توسط : خودم

چند روزیه به دلایل عجیب غریب ، اینترنت در مشهد ، به طرز بسیار فجیعی کند شده !!! و قطع میشه .

۵ روز پیش ، در منزل بودم و در حال استفاده از اینترنت که یکهو قطع شد ! کمی تلاش و ریست مودم و … ! نتیجه نداد که نداد ! لذا با پشتیبانی محترم شرکت سرویس دهنده ( که معروف ترین شرکت سرویس دهنده اینترنت در حال حاضر در مشهد هست ) ، تماس گرفتم ! بعد از چند ثانیه و پرسیدن سوالهای تکراری مثل اینکه مودمتون رو ریست کردین ؟ سرخط رو چک کردین ؟ و …  گفت چاره ای نیست و باید اعلام خرابی کنم به مخابرات. گفتم دوست عزیز چطوری میشه ، اینترنتی که دارم استفاده میکنم یکهو قطع بشه و شما بگید نمیدونید چی شده ؟ گفت : باور کنید ما هم مثل شما !!!! باید با مخابرات چک کنیم !! فردا ساعت ۳ تماس بگیرید !

فردا صبح ، اینترنت محل کار هم همین طوری شد ! ساعت ۳ عصر تماس گرفتم با سرویس دهنده ! فکر میکنین چی گفت ؟

در مرکز شهید صابری ، تصمیم گرفتن که ترمینالها !! رو عوض کنن !!! و مشخص نیست که تا کی طول بکشه ! و خوب ۵ شنبه و جمعه هم کار نمی کنند !!!!!!!!! ( منظورش این بود که به درک که اینترنت شما قطع شده !! ) و ادامه داد ما ۲۴۰۰ تا مشترک تو منطقه شما داریم ! این شانس شما هست که کی ترمینال شما عوض بشه !

فردا عصر اینترنت شرکت هم قطع شد. امیر و مهدی هم اینترنتشون قطع شد ! (اصلا هم در مرکز شهید صابری نبودند ! ) خلاصه فردا صبح ، اینترنت محل کار صبح هم قطع شد ! بعضی از اینترنتهای پر سرعت مرکز دیتا مشهد ( محدوده آزاد شهر ) هم قطع شد !

حالا سوال اینجا هست که واقعا مشکل فنی بوده ؟!؟؟! یک هو ؟ همه شهر ؟

واقعا این مسوولین در مورد شعور مردم چی فکر میکنن ؟

۲ ساعت در Comex 2010

نوشته شده در قسمت : خاطره, دست نوشته, شخصی, کامپیوتر توسط : خودم

چند روز پیش وقتی با امید صحبت کردم ، پیشنهاد رفتن به نمایشگاه کامکس امسال رو داد. با اینکه رغبتی نداشتم اما پیشنهاد رو قبول کردم. رغبت نداشتن برای رفتن به این نمایشگاه ، صرفا به خاطر این بود که اصولا در این نمایشگاه هیچ تکنولوژی خاصی یا چیزی که به چشم شما بیاد نداشته. آخرین باری که رفته بودم سال ۲۰۰۷ بود و طبیعتا انتظار داشتم که تغییرات زیاد و عمده ای ببینم ،  غافل از اینکه هر سال دریغ از پارسال ! البته طبیعی هم هست ، وقتی که دولت کاری بر سر این همه شرکت نرم افزاری آورده که همه برشکسته یا نیمه برشکسته شدند ، خوب این صنعت رو به زوال خواهد رفت.

۳ سال پیش که توی نمایشگاه بودم ، توی غرفه شرکت سیستمهای هوشمند حضور داشتم و خاطرات جالبی از اون روزها یادم هست. البته میتونم بگم کیفیت اون نمایشگاه هزاران بار بهتر از این نمایشگاه بود. و اما چیزایی که بر من گذشت در ۲ ساعت بازدید از نمایشگاه :

حدود ساعت ۴:۳۰ بود که امید باقری و امید میلانی فرد اومدند دنبال من و طبق معمول خندان و موزیک گوش کنان و دوربین به دست بودند. بعد از احوالپرسی رفتیم دنبال رحمان که ۴ نفری از نمایشگاه بازدید کنیم. رسیدن به نمایشگاه و پارک کردن و استفاده از بلیط های رایگان ، و بعدش هم اولین سالن ، که سردرش نوشته بود سالن نرم افزار ! در این سالن نسبتا بزرگ (که از فضاش میتونستند خیلی بسیار بهتر استفاده کنند) ، مغازه های سی دی فروشی و خرت و پرت فروشی غرفه داشتند و البته این نکته خوبی بود چونکه از بخش شرکت های نرم افزار منفک شده بودند. من و امید اولین خرید تکنولوژیکیمون رو اونجا انجام دادیم. یک پک ۴ سی دی کتاب دیجیتالی که البته امید برد و هرگز حتی تعارفی هم نکرد به من !

مساله ای که خیلی به چشم میومد ، تولید نرم افزار ها و پک های مالتی مدیای مذهبی بود که خیلی برای من عجیب بود و البته رحمان توضیح داد که دولت عدالت محور برای این تولیدات وام های خوبی میده و شرکت های بیچاره هم برای گرفتن وام ها تولیدات رو در این زمینه انجام میدن. بازدید از این سالن ۱۰ دقیقه طول کشید. سالن بعدی ، مربوط به فروشگاه هایی بود که در مجتمع تابان حضور داشتند. شکل غرفه ها و محتویاتش بسیار بهت از سالن قبلی بود و اندکی حرف برای گفتن داشت. تو این سالن ، غرفه بازرگانی نجاتی ، همکار قدیمی رو هم دیدیم و البته مشتریشون ، خانم مهندس قهرمان و همسرشون ، که همکلاسی دوران دانشگاه بودند و شاید این بهترین اتفاقی بود که در این سالن برای من پیش اومد.

بعد هم ۴ سالن بهار و مولوی و … رو دیدیم. در این سالنها تعدادی از دوستان و آشنایان قدیم و همکلاسی های دانشگاه هم دیده شدند و حال و احوال هم رو جویا شدیم. توی غرفه واحد رایانه دانشگاه فردوسی ، هم رفتیم و امید باقری عزیز شیرینی برامون آورد و البته چند تا خنجر هم زد ! امید میلانی در ادامه یک وب کم هم خرید که خیلی خوشحال بود و بابت این مساله تو پوست خودش نمیگنجید و مرتبا فخر فروشی میکرد !

تنها نکته ای که من و رحمان بسیار مجذوبش شدیم و ۲۰ دقیقه وقت صرفش کردیم ، مشاهده یک سیستم جدید به اسم CloniZER بود که در خارج از ایران توسط یک دانشمند ایرانی به اسم آقای مهندس کاشانی ساخته شده بود و در ایران با کمک وزارت صنایع مونتاژ میشد. این سخت افزار جالب ، مانیتوری داشت که پشت اون فضایی تعبیه شده بود که محتویات یک کیس رایانه رو داشت و قابلیت ارتقا هم داشت. کیبورد هم به نحوی حالت کشویی توی دل این سیستم قرار میگرفت. مانیتور فینگرتاچ هم داشت و از همه جالبتر همه پورتهای مختلف و تکنولوژی وایر لس ، جی اس ام مودم و و و و هم داشت ! خلاصه ۳۰ دستگاه در یک سیستم. تازه یک وبکم هم در بالای مانیتورش قرار داره. قیمتش برای رنگ سفیدش ۸۰۰ هزار تومان و برای سیاهش ۸۳۰ هزار تومان بود. به نظرم این محصول در آینده خیلی استفاده خواهد شد.  واسه  دیدن سایتش اینجا رو ببینین. سایتش یک ورژن فارسی هم داره و اینجا هست.

نکته جالب دیگه نمایشگاه امسال ، طراحی غرفه ها بود که انصافا شیک و مرتب بود  و تم رنگهای استفاده شده برای پوشش غرفه داران و غرفه ها هم شیک و جالب بود.

در کل نمایشگاه امسال فروشگاه بزرگی بود که بسیار زیبا و خالی از تکنولوژی بود !

آدرس سایت نمایشگاه بین المللی مشهد : اینجا

آدرس زیرپورتال اختصاصی کامپیوتر : اینجا و تقویم دوره Comex 2010