آرشیو برای بخش : کتاب
نوشته شده در قسمت :
کتاب توسط :
خودم

بیشعوری اسم یک کتاب است که به تازگی خوندم. این کتاب به بیان و تشریح یک بیماری به نام بیشعوری می پردازد. کتاب به رایگان به اشتراک گذاشته شده است در اینجا ولی من چون نویسندش خواسته بود ، وجهش رو به حسابش ریختم.
نویسنده کتاب آقای دکتر خاویر کرمنت هست و آقای محمود فرجامی اون رو ترجمه کرده.
کتاب حاوی نکات جالب زیادی در مورد انسانهایی هست که هر روزه آنها را میبینیم. نویسنده به بیان مشکلات روزمره این افراد می پردازه و توضیح میده که چطوری تونسته اونها رو به یک انسان غیر بیشعور تبدیل کنه.
برای دانلود این کتاب اینجا رو کلیک کنید. حجم : ۱/۶ مگا بایت

سوءتفاهم اثر آلبر کامو هست ، نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی (الجزایری تبار) که آثار خاص و بینظیری دارد از جمله اثر معروف بیگانه.
کتاب سوءتفاهم که به ترجمه جلال آل احمد می باشد، یک نمایشنامه ساده است که به بیان ماجرایی وحشتناک در یک مسافرخانه در زادگاه جوانی به نام ژان می پردازد.
خوندن این اثر + مقدمه ای که جلال آل احمد براش نوشته رو شدیدا توصیه میکنم.
نوشته شده در قسمت :
کتاب توسط :
خودم

چند روز پیش فرصت شد تا کتابی که شاید میتونستم ۱۰ سال پیش بخونمش رو به دست بیارم و بخونم.
شازده کوچولو کتابی است که نثر فوق العاده زیبایی داره، نقاشی هایش ساده ، متونش ساده و پیوسته و فصولش کوچک و مناسب است. اضافه گویی نداره و فلسفه خودشو سعی میکنه به ساده ترین شیوه ممکن بیان کنه. همه اینها باعث میشه که لذت خوندن چند برابر بشه.
پیشنهاد میکنم اگر نخوندید این کتاب کوچک و جذاب رو ، تهیه کنید و به نوجوانهای دور و برتون هم برسونید که اونها هم مطالعه کنن.
شازده کوچولو ، نوشته آنتوان دو سن اگزوپری است.
ویکی پدیا فارسی اینطوری تعریف میکنه از این کتاب :
این داستان از معروفترین داستانهای کودکان و سومین داستان پرفروش قرن بیستم در جهانو همچنین یکی از پرفروش ترین کتاب های تمام دوران ها است. در این داستان اگزوپری به شیوهای سورئالیستی و به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سوالات بسیاری را از آدمها وکارهای آنها مطرح میکند. این اثر به بیش از ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شدهاست. مجموع فروش این کتاب به زبانهای مختلف از دویست میلیون نسخه گذشتهاست.
شازده کوچولو ترجمههای متعددی به زبان فارسی دارد که در این میان ترجمههای احمد شاملو (که وی نام مسافر کوچولو را برای ترجمه خود برگزید)، محمد قاضی و ابوالحسن نجفی معروفترند.
من خودم ترجمه قاضی رو خوندم و خیلی خوب و مرتب بود.
چند متن زیبا از این کتاب :
یک روز دردِدل کنان به من گفت: -حقش بود به حرفهاش گوش نمیدادم. هیچ وقت نباید به حرف گلها گوش داد. گل را فقط باید بوئید و تماشا کرد. گلِ من تمامِ اخترکم را معطر میکرد گیرم من بلد نبودم چهجوری از آن لذت ببرم. قضیهی چنگالهای ببر که آن جور دَمَغم کردهبود میبایست دلم را نرم کرده باشد…»
یک روز دیگر هم به من گفت: «آن روزها نتوانستم چیزی بفهمم. من بایست روی کرد و کارِ او در بارهاش قضاوت میکردم نه روی گفتارش… عطرآگینم میکرد. دلم را روشن میکرد. نمیبایست ازش بگریزم. میبایست به مهر و محبتی که پشتِ آن کلکهای معصومانهاش پنهان بود پی میبردم. گلها پُرَند از این جور تضادها. اما خب دیگر، من خامتر از آن بودم که راهِ دوست داشتنش را بدانم!».
فانوسبان گفت: -دستور عوض نشد و بدبختی من هم از همین جاست: سیاره سال به سال گردشش تندتر و تندتر شده اما دستور همان جور به قوت خودش باقی مانده است.
-خب؟
-حالا که سیاره دقیقهای یک بار دور خودش میگردد دیگر من یک ثانیه هم فرصت استراحت ندارم: دقیقهای یک بار فانوس را روشن میکنم یک بار خاموش.
جغرافیدان گفت: -درست است ولی کاشف که نیستم. من حتا یک نفر کاشف هم ندارم. کار جغرافیدان نیست که دورهبیفتد برود شهرها و رودخانهها و کوهها و دریاها و اقیانوسها و بیابانها را بشمرد. مقام جغرافیدان برتر از آن است که دوره بیفتد و ولبگردد. اصلا از اتاق کارش پا بیرون نمیگذارد بلکه کاشفها را آن تو میپذیرد ازشان سوالات میکند و از خاطراتشان یادداشت بر میدارد و اگر خاطرات یکی از آنها به نظرش جالب آمد دستور میدهد روی خُلقیات آن کاشف تحقیقاتی صورت بگیرد.
-برای چه؟
-برای این که اگر کاشفی گندهگو باشد کار کتابهای جغرافیا را به فاجعه میکشاند. هکذا کاشفی که اهل پیاله باشد.
روباه گفت: -خدانگهدار!… و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:
جز با دل هیچی را چنان که باید نمیشود دید. نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمیبیند.
شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمیبیند.
-ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کردهای.
پی نوشت : برای مطالعه کتاب به صورت آنلاین ، میتوانید متن فارسی این کتاب را به ترجمه احمد شاملو اینجا بخوانید.
نوشته شده در قسمت :
کتاب توسط :
خودم

سه تفنگدار رمانی است از الکساندر دوما فرانسوی.یک رمان خواندنی زیبا که با اینکه قدیمی است ، اما واقعا دوست ندارید که دست از خوندن بردارید.
ماجرا از آنجا شروع می شود که جوانی دلیر به نام دارتنیان بنا به وصیت پدرش به شهر می آید و با سه تن از تفنگداران لویی سیزدهم به نامهای آتوس، پورتوس، آرامیس آشنا می شود. این ۴ تن با هم پیمان دوستی بستند و در همه مهالک و مخاطرات با یکدیگر بودند.
الکسندر دوما در این رمان تلاش میکند تا اشخاص، زندگی و ماجراهای قسمتی کوچکی از تاریخ فرانسه را با مهارتی خاص به خوانندگان نشان دهد.
این کتاب رو از جمعه بازار کتاب مشهد گرفتم، و توصیه میکنم این رمان رو به صورت کتاب کاغذی بخونید تا لذت ببرید ازش ولی اگر خواستید هم میتونید از اینجا یا اینجا دانلود کنید.
نوشته شده در قسمت :
شخصی,
کتاب توسط :
خودم

اولین و تنها نمایشنامه مصطفی مستور ، رو دیشب خوندم. نثر خوبی داره و خوندنش خوش آینده. البته باید اعتراف کنم که با پرده چهارم نتونستم ارتباط خوبی برقرار کنم.
روایت زندگی خاص در یک پادگان هست که کوهی (ظاهرا فرمانده) شرایط سختی برای سربازان ایجاد کرده. یاقوت (یکی از سربازان) بدون مجوز از پادگان خارج شده و عاشق نیز شده است. روایت چنان بیان میشود که گویی یاقوت جرم بزرگی مرتکب شده است و پس از صحبتهایی مشخص میشود که او اولین مرحله عشق که تماس می باشد را طی کرده است.
در ادامه با ماهان سربازی که درگیر افکار خاصی هست و بعضا به جبر و اختیار هم اشاره میکنه آشنا میشیم ! اون برای اینکه کتاب خوندن رو ترک کرده و درگیر افکار جدیدی شده به شدت مجازات می شود !
ظاهرا کتاب تلاش میکنه تا ثابت کنه که در دنیا هیچ نظمی وجود نداره. این تنها چیزیه که من میتونم درک کنم !
قشنگ ترین قسمتهای کتاب از نظر من :
“قربان، ماهان میگه اختیار وقتی معنا داره که نظمی در کار باشه و شما بتونید نتیجهی کارتون رو پیشبینی کنید. ماهان میگه وقتی هیچچیز رو نشه پیشبینی کرد، معنیاش اینه که وقتی شمار کاری رو انجام میدید، نیروهای دیگهای بهجای شما نتیجهی کارها رو تعیین میکنند: و این دقیقا یعنی بینظمی. به تعبیر خودش، یعنی دویدن در میدان مین اون هم در تاریکی محض، به همین خاطره که او به این نتیجه رسید، که اختیار، تابع نظمه و تا نظمی در کار نباشه، اختیار هم معنای روشنی نداره.”
و
“غروب بود من زل زده بودم به پشت دست هاش . هر دو وحشت کرده بودیم . بس که نزدیک شده بودیم به هم . بس که معصومیت ریخته بود آن جا ، پشت دست ها . بعد من با انگشت اشاره ، خطی فرضی و مورب ، درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راست اش کشیدم و به او گفتم عمیقا دوستش دارم . “
قبلا چند تا از کتابهای دیگه مستور رو اینطوری معرفی کردم.
نوشته شده در قسمت :
شخصی,
کتاب توسط :
خودم

تهران در بعد از ظهر، یکی دیگر از آثار مصطفی مستور است که مانند سایر کتابهای او خواندنی و جذاب است. نویسنده سعی دارد تا با قرار دادن چند رویداد معمولی اما با نگاهی متفاوت و خاص ، مسایل واقعی یک شهر بزرگ را بیان کند.
چند جمله بسیار باحال در کتاب :
- سختتر از خودکشی اینه که خودتو نکشی.
- اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم . اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم . اشتباه سوم من این بود که فکر می کردم با تو خوشبخت می شم . اشتباه بعدی من این بود که تو رو صد بار بخشیدم . اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون . هنوز هم دارم اشتباه می کنم که با تو حرف می زنم
در انتهای کتاب ، نویسنده به بیان چند مساله بسیار جالب می پردازد که قرار است شما جواب بدهید ! برای حل کردن این مسایل ، شما نیاز به یک جهان بینی خاص خودتان، یک دنیا تجربه ، یک دنیا احساس و خیلی چیزهای دیگر دارید ! ممکن است جواب الانتان با جواب شما در ۱۰ سال آینده بسیار متفاوت باشد ! صورت مسایل ، جبر و هندسه نیستند ! صورت مساله ، زندگی هست ! همین زندگی روزمره !
در کل ، این کتاب جالب است، اما نقطه ضعفش برای کسی که همه آثار مستور را خوانده است، شاید نثر تکراری اش باشد. حتی اسمها کمی توی ذوق میزند.

یکی از آثار بسیار جالب نادر ابراهیمی، مردی در تبعید ابدی هست. برای من ، در زمره کتابهایی بود که ذره ذره میخواندم تا دیرتر تمام شود و شیرینی اش برایم بماند. این کتاب سه شب پیش تمام شد.
موضوع کتاب مربوط به روایتهایی بسیار جالب از زندگی ملاصدرای شیرازی را بیان میکند.
مشخصات کتاب :
قیمت: ۱۸۰۰۰ ریال
تعداد صفحه: ۲۷۲
نشر: روزبهان
شابک: ۹۶۴-۸۱۷۵-۰۲-۰
قطع کتاب: وزیری
وزن: ۷۰۰ گرم
نوشته شده در قسمت :
شخصی,
کتاب توسط :
خودم

این کتاب ، جلد دوم از کتابهای تاریخ ترسناک هست که قبلا راجع به جلد یکش اینجا گفته بودم. کتابهای خیلی باحالی هستند و من بعد از خوندنش احساس خستگی نمیکنم.
قبلا ۵ تا از این کتابها ترجمه شده بود اما بعد از کمی جستجو متوجه شدم که الان تقریبا همه کتابهای این مجموعه ترجمه شده.
نویسنده کتاب تری دیری هست. او فردی بسیار خلاق و هنرمند در زمینه نوشتن کتابهای تاریخی هست و شیوه جدید رو در نوشتن و بازگو کردن تاریخ بر عهده گرفته و به نظر میرسه بسیار موفق هم بوده. البته این سبک قبلا توسط افراد دیگه ای ولی در زمینه های دیگه ای به کار گرفته شده بوده.
توضیحات برگرفته از اینجا :
آیا دوست دارید بدانید: سلطان چربی با پس ماندهی غذا و لاشهی اسبها چه میکرد؟ معجون پیشاب چیست و چهطور با استنشاقش میتوانید جانتان را در حملهی شیمیایی نجات بدهید؟ چرا یک جفت جوراب کهنه اسرار نظامی آلمانیها را بر ملا کرد؟
یک صفحه از کتاب
نوشته شده در قسمت :
شخصی,
کتاب توسط :
خودم

چند روایت معتبر، یکی از نوشته های سنگین و جذاب مصطفی مستور رو دیشب خوندم. در طی داستان هر چه پیش میرویم، روابط بین افراد و همینطور شخصیت آنها را بهتر لمس میکنیم. این کتاب مانند اکثر نوشته های مستور، از چند بخش مختلف ولی بسیار نزدیک و مرتبط تشکیل شده است.
فصل های کتاب شامل :
- چند روایت معتبر درباره ی عشق
- چند روایت معتبر درباره ی زندگی
- چند روایت معتبر درباره ی مرگ
- مصائب چند چاه عمیق
- در چشم هات شنا می کنم و در دست هات می میرم
- کیفیت تکوین فعل خداوند
- کشتار
جای خلوتی بود. وسطِ نیستی . گفتی : « هستم .» نگریستم ، اما چیزی نبود. گفتم : « نیستی.» بازگفتی :« هستم.» برخود لرزیدم ودر دل گفتم نه ، نیستی. این جا جز من کسی نیست . بعد انگار گرمای تو در دل ام ریخت. من داغ شدم ، گُر گرفتم تا گیج شدم . بعد لبخندی زدی و من تسلیم شدم. گفتم : « هستی! تو هستی! این من هستم که نیستم.» گفتی : « غلطی. » واین هنوز پیش از قصه ی دست های تو بود.
صفحه اول کتاب
بخش های مختلف زندگی در این کتاب به زیبایی بیان شده است. روایت های معتبر درباره ی مرگ بسیار عالی هست. این کتاب یک بعد از ظهر کسل کننده شما رو تغییر میده و خوندنش رو توصیه می کنم.
پی نوشت : قبلا این کتاب های مصطفی مستور رو معرفی کردم. (اینجا و اینجا)
نوشته شده در قسمت :
شخصی,
کتاب توسط :
خودم

مطالعه کتابی با سبک و سیاق جدید برای من بسیار جالب بوده و هست. افسانه خدایان ، کاملا اتفاقی رسید دستم و با خوندن چند صفحه از این کتاب، خیلی خوشم اومد.
کتاب به صورت فصل به فصل توضیحات مختصری در مورد خدایان باستانی همچون زئوس ،هرا ، زهره، آتنا و غیره داده است و داستانهای کوتاهی درباره ی هر کدام نوشته شده. در فصل آخر نیز به نیمه خدایانی همچون آشیل و هرکول پرداخته شده است. (اینجا)
برداشت شخصی من این هست که، یونانیها، از این افسانه ها به عنوان نمادها و مسایل زندگی اجتماعی خودشون استفاده میکردند. و کسی که کتاب رو میخونه باید با دید مثبت و دقیق ، همراه با برداشت منطقی خوندن رو ادامه بده.
نویسنده کتاب آقای شجاع الدین شفا هستند که از نویسنده های بسیار معروف کشور بودند که همچون بسیار دیگری از نویسنده های خوب کشور ، در خارج از ایران زندگی میکردند. در اینجا لیست برخی از کتابهای ایشون رو میبینید.
کسانی که تنوع کتابخوانی رو ترجیح میدهند و کمی حساسیت روی بعضی از مسایل دینی و اعتقادی ندارند ، میتونن با خوندن این کتاب لذت ببرند.