Follow @Mostafafallah

آرشیو برای بخش : دست نوشته

سوء تفاهم

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, کتاب توسط : خودم

سوءتفاهم اثر آلبر کامو هست ، نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی (الجزایری تبار) که آثار خاص و بینظیری دارد از جمله اثر معروف بیگانه.

کتاب سوءتفاهم که به ترجمه جلال آل احمد می باشد، یک نمایشنامه ساده است که به بیان ماجرایی وحشتناک در یک مسافرخانه در زادگاه جوانی به نام ژان می پردازد.

خوندن این اثر + مقدمه ای که جلال آل احمد براش نوشته رو شدیدا توصیه میکنم.

سووشون

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم

سووشون ، رمان از خانم سیمین دانشور است که به بیان مجموعه ای از اتفاقات برای تعدادی از افراد یک خانواده سنتی ایرانی میپردازد. در این بین ، تاریخ ایران و تحولات آن برهه نیز مدنظر قرار میگیرد.

در داستان ، اتفاقاتی برای یوسف (همسر زری) می افتد که به مخالفت با آنچه سربازان انگلیسی میخواهند می پردازد و سرانجام بهای آن را نیز میدهد …. در متن کتاب ، نوشته هایی بسیار ظریف از عشق زری و یوسف را میبینیم و در ادامه تغییرات شگرفی که برای زری اتفاق می افتد. آنچه که مردم ما برای بیدار شدن نیاز دارند.

کتاب متن ساده ای دارد و همین باعث خسته نشدن شما از خواندن می شود. من این کتاب رو حدود ۵ ماه پیش برای بار دوم خوندم.

یکی از زیبا ترین قسمتهای کتاب :

«گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرَت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»

معشوقه ای که یتیم شد !

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, کامپیوتر توسط : خودم

واسه ما برنامه نویسها ، زبان سی ، معشوقه ای عزیز هست. و اینکه این معشوقه چند روز پیش یتیم شد !

با ریچی بیشتر آشنا شوید.

دیدار با معلم عشق ، بعد از ۲۲ سال

نوشته شده در قسمت : خاطره, دست نوشته, عکس توسط : خودم

چند هفته پیش ، فرصتی دست داد ، تا سفر کوتاهی به یزد داشته باشم. شهری که در آن متولد شدم و دوره تحصیلات ابتدایی هم در آنجا بودم. مدتی قبل تر از این سفر ، ۲ تا از همکلاسی های خودم رو با کمک فیس بوک پیدا کردم. محمد و حمید ، هر دو از دانش آموزان نخبه کشور هستند و الان هم در جایگاه خوب و موفقی هستند. (آرزو میکنم روزهای بهتری پیش رو داشته باشند)

از حمید ، آدرس چند سال پیش آقای بهاریه ، معلم کلاس اول خودم رو گرفته بودم. با خودم فکر میکردم میشه  ایشون رو راحت پیدا کرد . بعد از اینکه به یزد رسیدیم ، برنامه ریزی کردیم و یک روز رو رفتیم به دنبال ایشون. پدر هم همراهی میکردند من رو. سوغات ناچیزی هم با خودمون برده بودیم که صرفا دست خالی نباشیم. حدود ۴ ۵ ساعتی طول کشید ، خیابان های یزد رو طی کردیم ، کلی مدرسه و اداره آموزش پرورش رو گشتیم و سرانجام ایشون رو پیدا کردیم ! جالب این بود که من صدای ایشون رو از تو راهرو شنیدم و مطمین شدم که استاد رو یافته ایم !

طفلک استاد بعد از دیدن ما ، ما رو نشناختند ، و پدرم هم کمی سربه سرشون گذاشتند ، اما بعد از شنیدن اسم من ، بلافاصله من رو شناختند !! و گفتند آقای محمدرضا فلاح !! ردیف دوم ، سمت راست !!!!!!!!  گویی همین دیروز بوده است ! متعجب گفتم بله استاد !  و دست استاد رو بوسیدم و ایشون هم سعی کرد نزاره و بعدش هم چند ثانیه ای نگاه کردند و خلاصه وضعیتی بود !! یکی از همکاران استاد هم اشکشون دراومده بود و احساساتی شده بود شدید !!! در حدی که گفت: ای کاش دوربین ها اینجا بودند !! ( نردیک بود بزنم زیر خنده از حرف این بنده خدا !! )

یک ساعتی رو در خدمت استاد بودیم ، استاد یکی دوباری از من پرسیدند ، خیلی پیر شدم نه ؟ عرض کردم خیر ، فقط رنگش سفید شده … از خاطرات بسیاری استاد گفتند و منم یکی دو تایی رو گفتم از دوره تحصیل با ایشون و البته گفتم که روز اول هم شعری برامون خوندید و ما رو بردید سر کلاس به همراه کمی حرکات موزون که در همین لحظه استاد بلافاصله شعر رو با صدای بلند خوندند.

حس خوبی بود ، دیدن استادی بعد از سالها ، موهای سپید استاد ، و خنده از ته دل او، خیلی لذت بخش بود.

تو این سفر حمید رو فرصت نشد ببینم ، اما یک بعدازظهر به یاد ماندنی با محمد داشتم که با هم به مدرسه دوران دبستانمون رفتیم و بعدش هم به کافی شاپ باغ دولت آباد یزد رفتیم ( که انصافا خیلی هم بهش رسیدن)، که یک مکان بسیار زیبا و تاریخی هست رفتیم. دست محمد عزیز درد نکنه :)

چند تا عکس گذاشتم تو فیس بوک برای این دیدار :) ( اینجا )

آن خلبان ایرانی مَرد !

نوشته شده در قسمت : خاطره, دست نوشته, پرواز توسط : خودم

چند روز پیش مامانم ، با یک دختر عرب ، اهل سوریه آشنا شدند و هنوز ۲ هفته ای نگذشته بود که این خانم با خانواده ما صمیمی شد. طفلک غربت اذیتش کرده بوده احتمالا. خلاصه بعد از کمی گپ زدن (که خانم ها عاشق این کار هستند) ،متوجه شدیم که ایشون ساکن تهران هست و بعضی از پروازهایی که شوهرش به مشهد داره،باعث میشه تا چند روزی ایشون رو به مشهد بیاره و در هتل پردیسان ساکنش کنه. و سپس در بازگشت، باز به تهران برن با هم. ظاهرا این تیپ سفرهای هوایی برای این خلبان زیاد هست. الله اعلم !

ماجرایی که میخام بگم مربوط میشه به یک مشکل بسیار جالب از زندگی این زوج. ماجرا از این قرار بود که این خانم عرب سوری ، که شوهر ایرانی دارد ، مدتی در کویت زندگی میکرده و در آنجا با مرد ایرانی که خلبان بوده است آشنا شده و ازدواج میکنند. چند سالی از ازدواجشون میگذره، که آقای کاپیتان از هواپیمایی کویت اخراج میشه ! وقتی میاد خونه واسه خانمش تعریف میکنه وخانمش هم ناراحت میشه. خلبان تعریف میکنه که به این خاطر اخراج شدم که تو پروازهام همیشه گفتم ، بر فراز آبهای خلیج فارس یا خلیج همیشه فارس در حال پرواز هستیم (از این صحبتهایی که خلبان ها میکنند در طی پرواز). هواپیمایی چند بار تذکر میده که شما باید بگی خلیج ع_ر_ب_ی ! یا این رو قبول کن یا اخراج ! اونم میگه اخراج !

خانمش میگه ، خوب اشتباه کردی ! این خلیج همیشه ع_ر_ب_ی بوده ! ببین چقدر کشور عربی این دور و بر هستند ! آقای کاپیتان هم عصبانی میشه و بحث بالا میگیره !! خلاصه بعد از بحث طولانی کار به طلاق میرسه !!!!! و مرده از حرفش کوتاه نمی اومده ! در همین کش و قوس ، خانمه که شوکه بوده ، سعی میکنه تا به شوهرش بگه اصلا چه فرقی میکنه ؟ بگیم خلیج !! خیال راحت ! اما کاپیتان کوتاه نمیاد و میگه یا میگی خلیج فارس یا طلاق !!!!

القصه ، خانم مورد نظر میگن که بیا بریم سفر و این بحث رو تمومش کنیم ! خلبان میگه میریم فرانسه و موزه ها رو میبینیم !! و بعد از رفتن به موزه ، نقشه های بسیار بسیار قدیمی رو به همسرش نشون میده که روش نوشته شده : خلیج فارس !! اونجاست که اون خانم قانع میشه و داستان ختم به خیر میشه !!

به این میگن خلبان مَرد !!

بیداری !

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم

آنچه امروزه به عنوان بیداری اسلامی نامیده می شود ، به نظر نمیرسد چیزی فراتر از رسیدن آستانه تحمل مردم چند کشور اسلامی به ۰ باشد که خسته از قوانین من در آوردی اسلامی در کشورشان هستند. مخصوصا وقتی که با یک خودسوزی اساسی شروع می شود !

به عبارتی ، اینگونه میتوان گفت :  تلاش برای آزادی ، از دست دیکتاتورهای اسلامی را خواهان هستند! دقت کنیم که دقیقا ! همه این اعتراضات در کشورهایی اسلامی که هر کدام یک سیستم خاص و یک دین جدیدی از اسلام را دارند پیش آمده است. برای مثال ، بحرین سیستم خاص خودش را دارد ، عربستان که رسما حکام دیوانه وهابی را دارد ! و الی آخر !!
مساله آنجا جالب می شود که ما خود نیز ، که ید طولایی در مشکلات بالا را داریم (سرویس کردن مردم به طرق مختلف دینی و غیر دینی ، عدم پذیرش اعتراض و سرکوب شدید ، بی اخلاقی سیاسی در سطح بسیار وسیع ) ، یعنی مردمی ناراضی و خسته از دروغ و ریا ، اقتصادی سرگردان ، بی سیاستی در مدیریت کشور ، بی برنامه بودن ، بی اخلاق بودن سیاسیونی عجیب و غریب ، آتش بیار معرکه شده ایم و آنجا که به نفع مان است ، اسمش را میگذاریم بیداری اسلامی و آنجا که به نفع مان نیست ، اسمش را میگذاریم آشوب و اغتشاش ! (مانند اعتراضات دنباله دار در سوریه)
از این داستان اعتراض که بگذریم ، (که سیاست نخ نمای تقریبا هر کشور مداخله گر را داریم (مثل آمریکا و فرانسه و … ) ،) باید دید به چه کسانی دل بسته ایم ؟
تعدادی عرب جاهل که ما را اصلا به انسانیت حتی قبول ندارند ، هر چند هنوز در تفریحاتشان سوسمار میخورند ! ولی آنچه ما به عنوان نردبان برای خود درست میکنیم آنقدر سست است که تقریبا بعد از سر و سامان گرفتن این کشورها قربانی شیرینی برای آنها خواهیم بود. بی دلیل نیست که اکثر دفاتر خبرگزاری و جاسوسیمان را در کشورهای عربی به سرعت می بندد و دیپورت میکنند ! آنچه آنها حس میکنند و احتمالا میبینند ، مداخله آشکار ما در آرامش سایر کشور هاست ! به راستی برنامه بعد از انقلاب های این کشورهای عربی چیست ؟ غیر از تغذیه سیاسی توسط جمهوری اسلامی چیزی نخواهد بود. واین خطری بزرگ برای آنها است.
چندی پیش دوست پزشکی میگفت ، تعدادی عرب ساکن غزه را برای مداوای ۱۰۰ % رایگان به بیمارستانهای کشور آورده بودند. یکی از این اعراب جاهل از خواب برخواسته بود و بعد از صحبت با دکترش داد و فریاد به راه انداخته بود ! پرسیدیم چه مرگت است ؟ گفت : به من خون تزریق کرده اید ! چرا ؟؟؟ گفتیم داشتی میمردی و لابد لازم بوده است ! گفت چرا خون ایرانی ؟؟ چرا خون شیعه ؟؟؟!؟!
ملاحضه کنید که این اعراب جاهل ، حتی ساکن غزه ، در چه توحش سنگینی به سر میبرند. دقت کنید که اینها حتی بهترینشان (از دید برخی از دوستان ساده لوح حزب اللهی عرض میکنم) هیچ چیز عربیشان را زیر سوال نمیبرند ، برای مثال این مطلب را که خالد مشعل در مورد خلیج فارس گفت را بخوانید : اینجا
حال ادعا میکنیم ، این داستان به اروپا نیز خواهد رسید ! این که در اروپا مردمی به مراتب آشنا با دموکراسی زندگی میکنند ، نشان دهنده این است که این مردم آشنا به حقوقشان هستند ! اگر خوششان نیاد ، رئیس جمهور را تغییر میدهند و تمام ! بهتر آنکه ، سیاستمدارانشان نیز میدانند که چه چیزی حق مردم است ، حداقلش این است که وقتی گندی میزنند استعفا میدهند یا … . ! دیکتوتارهایشان را هم میدانند چگونه سرویس کنند ! اعتراض آزاد است و کسی به دنبال انقلاب نیست !! آنجا میدانند که انقلاب کردن ، یعنی سالها به عقب رفتن ! آنجا میدانند تغییر و اصلاح از همه چیز بهتر است !
اسپانیا را مثال میزنیم ، بیکاری زیاد شده است ، مردم اعتراض میکنند  ! چند نفر ؟ کجا ؟ چرا ؟
خوب بله آزاد است اعتراض ، چند نفری بیکار هستند و اعتراض میکنند ! به قول ۲۰:۳۰ صدها نفر اعتراض میکنند !( البته در ۲۰:۳۰ وقتی میبینند خیلی دروغ تابلویی گفته اند ، فردایش در قالب صرفا جهت اطلاع ، دروغشان رو جوگیری رسانه ای اعلام میکنند ! ) پرتغال همیشه درگیری سیاسی داشته است، که حتی میتوان در کتابهای نوشته شده توسط نویسندگان زبردست این کشور مشاهده کرد ، فرانسه و انگلستان هم در قشر کارگر یا محصل اعتراض های زیادی داشته اند همیشه ، هیچ طور خاصی هم نشده است !! همه اعتراض میکنند ، شب هم مثل آدم میروند و میخوابند ! فردایش هم اگر حال کنند میروند سرکار !!! اگر نه به اعتصاب ادامه میدهند ، دولتشان میفهمد مردم ناراضی هستند و … !!!!

بیداری کجا بود ؟!؟! آنجا سالهاست که بیدارند !!!! و ما در خوابی فرو رفته ایم که در رویاهایمان برای تسخیر دنیا به فکر آنیم که آنقدر عرب بمیرد تا تفکر سیاسی عجیبمان را در همه کشورها حاکم کنیم !

نگارنده این متن ، ایمان دارد که انقلابی در اروپا ، حداقل به شکل رایج آن در کشورهای عربی ، اتفاق نخواهد افتاد ! و اتحاد عربهای جاهل خطری بزرگ برای ماست !

مارک و پلو ایرانی !

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم

جمعه ظهر ،کتاب مارک وپلو ، اثری از منصور ضابطیان رو از رحمان (که قبلا بهم پیشنهاد داده بود) گرفتم ! و از مقدمه کتاب فهمیدم کار جالبی باید باشه.
اول دوست دارم از منصور ضابطیان بگم، متاسفانه چهره رو بیشتر از اسمش میشناختم و اون هم به علت دیدن انبوهی از برنامه های نابی بود که تو تلویزیون وطنی دست و پا کرده بود.
مثل نقره که خیلی دوستش داشتم. خلاصه اینکه کمی بعد متوجه شدم که توی چلچراغ هم ید طولایی داشته. بعد از کمی تحقیق و مطالعه و مراجعه و مکاشفه ! فهمیدم که دارم بهش حسودی میکنم !! خلاصه کلام این که کاراکتر دوست داشتنی  هستند.

کتاب مارکوپلو ماجرای سفر این نویسنده ( به قلم خودش ) به چندین کشور از جمله : فرانسه، اسپانیا، لبنان، هندوستان، ایتالیا، ارمنستان، کره جنوبی و ایالات متحده آمریکا می باشد ! کتاب برای هر کدوم از این کشورها به صورت فصلی مجزا ، سفرنامه شیک و تمیزی رو بیان میکنه و البته عکسهای خوبی هم داره (کاش و کاش سیاه و سفید نبود)
البته سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی را سالها پیش (توسط دوست عزیزی) برای مدتی داشتم و حقیقتا از سفرنامه بدم اومد ! چون اصلا هیچی نفهمیدم ! اما این کتاب با یک سفرنامه عادی فرق داشت ! احساس میکردم امیر فهمیده یا افشین یا حتی امین(تنی از دوستان شادان خودم) دارن برام تعریف میکنن از جاهایی که رفتن ! این شد که کتاب به صورت یک نفس و بدون معطلی در زمان تقریبا ۳ ساعت کتاب رو خوندم و حض بالایی بردم. (البته از قسمت آمریکا زیاد حال نکردم ، انگار از فضا کمی جدا شده بود ، اما از فصل فرانسه به شدت لذت بردم)

برای شناخت بیشتر آقای ضابطیان اینجا رو سر بزنید.
عکسهای سفرنامه (و البته کتاب) رو میتونید از اینجا ببینید ، زیبا بود  (احساس میکنم اینا همش نبود !)

اعتراف : از اونجایی که قراره از این کتاب ۲ جلد بخرم ، یکی برای آرشیو خودم و یکی برای یک دوست عزیز ، ترجیح میدادم ۷ یا ۸ هزار تومان میدادم ولی عکسهای کتاب رنگی می بود !

اعتراف : بچه پولدار با این کتاب حال نمیکنه ! چون سفرنامه ساده و خاکی هست و راهنمای خوبی برای اونا نمیتونه باشه !

اعتراف : الان دارم صفحه آقای ضابطیان رو در ویکی پدیا میسازم ! همینجوری ! البته امیدوارم این دفعه پلیس ویکی گیر نده و حذف نکنه صفحه رو !

Some new features of Facebook

نوشته شده در قسمت : English Posts, دست نوشته توسط : خودم

Most of my friends are members of Facebook. It is really fantastic and I love it. These days Facebook has changed a few things about posting notes or commenting on texts and some other things.
First, I have to tell you, save and share buttons have been removed since some days ago and you can just press Enter key after writing your comment!!! It was changed in Facebook Group first and when users  welcomed  this new feature, Facebook applied this new method for commenting on posts and statuses.

Also Tripadvisor.com and facebook are partners of each other now and you can see some special things on tripadvisor.com !
For example I have logged in to facebook, then I visited this site and looked for a hotel in Kish island. TripAdvisors.com suggested me 5 hotels and then showed me my cousin’s review and comments. (you know, Sara Tafazolli is my friend in facebook) because she had been in Kish and posted her information on this website! And TripAdvisor.com suggested me to ask Her about Kish ! ;) ;)
Using this feature you can learn more about your destination through your friends’ reviews. Also your friend’s comment is top of others  ! ;) ;)

Making question in Facebook is very good now! it is very easy to make questions and very very easy to answer !! Most of my Iranian friends are using this. For example one of the very famous questions these days is related to 2 famous movies in Iran. Ekhrajiha 3 and Nader and Simin , separation. (I voted for Nader and Simin, a separation. :D :D ) I saw this question on my facebook Home page and then I just voted by one click !!
For making a question, you can just press question link on top of the home page of your facebook.

When you are making a question, you can add some new poll answer. If you add this, it will be a poll system otherwise it will just be a questions and everybody can read this. Then you can ask some friends specially by clicking on Ask Friend link bottom of your question.

I will write another post about some other new features soon.

ژاپن !

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم

چند هفته پیش زلزله ای به بزرگی تقریبا ۹ ریشتر ژاپن رو حسابی تکون داد. اگر چه ژاپنی ها از زلزله خسارتی ندیدند اما سونامی بزرگ بعد از زلزله همه چیز رو به هم زد. و بخشی از ژاپن رو دچار تخریب جدی کرد.

حدود یک هفته بعدش یک ایمیل بسیار جالب رسید دستم که یک نویسنده آمریکایی وضعیت این روزهای ژاپن رو با وضعیت آمریکایی ها بعد از طوفان سهمگین کاترینا مقایسه کرده بود. آمریکایی ها رو توصیف کرده بود که در حال غارت مغازه ها و نجات خودشون بودند و دولت بسیار ضعیف عمل کرده براشون و … . (البته دقت دارید که هیچ نویسنده ای در ایران نتونست واقعیتی از واقعیت های زلزله بم رو به صورت شفاف بنویسه ! مگه تو کشور اسلامی دزدی میشه ؟! )

امروز باز یک ایمیل دیگه رسید دستم و با توجه به تصاویری که از صحنه های مختلف ژاپن در یاهو نیوز و چندین سایت دیگه دیدم به این نتیجه رسیدم که احتمال درستی این مطالب بسیار زیاد هست.

بخونید شما هم:

۱) آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
۲) وقار
صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
۳) توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
۴) رحم و شفقت
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
۵) نظم
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
۶) ایثار
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
۷) مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
۸ ) آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.
۹) وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
۱۰) وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند
*** تصاویر یاهو نیوز از این حادثه

جدایی نادر از سیمین

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم

دیشب به اتفاق حمید و امیر جدایی نادر از سیمین رو تماشا کردم. از زمانی که ۴ شنبه سوری رو دیدم سعی کردم تا حض دیدن فیلمهای فرهادی رو ببرم.
اعتراف میکنم ، تا دقایقی مسخ شده بودم و غرق شده در بازی زیبای هنرمندان اون !!! برام قابل درک بود دیدن اشک بعضی از بینندگان ! ( البته تعدادی از بینندگان فیلم اخراجی های ۳ هم اشتباهی اومده بودند در سینما و خنده های مستانه سر میدادند !!!! که من درک نمی کردم دیدن چهره یک پیرمرد چرا باید اینقدر خنده دار باشه ؟!)

این فیلم از سادگی بیان بی نظیری برخورداره ! بازیگران عالی هستند و درست در جای خودشون قرار گرفتند. هیچ کدوم در فیلم اضافه نیستند ، دست کارگردان هم در صحنه های فیلم دیده نمیشه.
بازی زیبای پیمان معادی واقعا عالی بود ، همینطور لیلا حاتمی ! حرکات صورت و دست یک مرد رنچ کشیده مومن (شهاب حسینی ) خود واقعیت هست ! همسرش که خانم مومن  و معتقدی هست (ساره بیات) کاملا شبیه  به یک شخصیت واقعی هست . به نظر من نقش هنرمندان کاملا صادقانه هست و کسی ادا در نمیاره.

چند برداشت من از این فیلم :

واقعیت تلخ جامعه ما ، رواج دروغ گویی در آن هست و این چیزی نیست که بخایم نفی کنیم. در همه طبقات سیاسی و اجتماعی ما هم وجود داره. درباره الی و جدایی نادر از سیمین یک روایت تلخ دروغ گفتن در جامعه جداشده ما از اخلاق هست .

یکی از نکات خوب ، اسم فیلم هست ! ماجرای فیلم به صورتی هست که سیمین درخواست جدایی داره اما در واقع … (به خاطر لوث شدن داستان توضیح ندادم)

نکته دیگه ای که هست ، حق انتخاب و پیش بینی بیننده در پایان فیلم توسط خودش هست .  فرهادی این انتخاب رو به خود بیننده میده تا تصمیم بگیره که چه اتفاقی خواهد افتاد.

دیدگاه ها :

رخشان بنی اعتماد : خشان بنی‌اعتماد بعد از تماشای «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی گفت: «فیلم «جدایی نادر از سیمین» را دیده‌ایم، می‌بینیم و همچنان خواهیم دید تا یادمان نرود که هنوز سینمای ایران وجود دارد.   (اینجا)

علی مهجور : جدایی نادر از سیمین، ماجرای آدم‌های جدا از همی را به ما نشان می‌دهد که با هم‌اند؛ در دنیای تنهایی خود با شیوه زندگی منحصر به فردیت‌شان، زندگی‌ می‌کنند اما به سبب قراردادهای اجتماعی و جبر زندگی روزمره باهم مراوده دارند؛ داستان در بستر تنش این مرواده‌ها شکل می‌گیرد. نادر پایبند به اصول اخلاقی است و در هیچ شرایطی تمایل به نادیده انگاشتن آن‌ها ندارد؛ حتی حاضر است به زندان برود اما از اصولش کوتاه نیاید. سیمین، آمیزه‌ای از واقع‌بینی و سودگرایی است که می‌خواهد با کمترین هزینهٔ ممکن، بیشترین سعادت را تحصیل کند. راضیه زنی دلبستهٔ ارزش‌های دینی است و مسلماً اخلاق را نیز در آینهٔ دین می‌بیند؛ حتی تضییق و توسعه موقعیت‌های عملی و ضرورت‌ها و امکان‌ها را بر اساس آنچه شرع می‌گوید تشخیص می‌دهد. حجت، مردی که کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیایش ساخته، آمیزه‌ای از همان سودگرایی واقع‌بینانه است و رفتارهای مرد ایرانی طبقهٔ متوسط. (اینجا)

تصاویر برنده شدن جایزه خرس طلایی در جشنواره فیلم برلین ، از خبرگزاری مهر

* سایت رسمی این فیلم
* صفحه فرهادی در ویکی پدیا با استفاده از کش گوگل (اینجا)