Follow @Mostafafallah

جدایی نادر از سیمین

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم در تاریخ : فروردین ۱۰م, ۱۳۹۰

دیشب به اتفاق حمید و امیر جدایی نادر از سیمین رو تماشا کردم. از زمانی که ۴ شنبه سوری رو دیدم سعی کردم تا حض دیدن فیلمهای فرهادی رو ببرم.
اعتراف میکنم ، تا دقایقی مسخ شده بودم و غرق شده در بازی زیبای هنرمندان اون !!! برام قابل درک بود دیدن اشک بعضی از بینندگان ! ( البته تعدادی از بینندگان فیلم اخراجی های ۳ هم اشتباهی اومده بودند در سینما و خنده های مستانه سر میدادند !!!! که من درک نمی کردم دیدن چهره یک پیرمرد چرا باید اینقدر خنده دار باشه ؟!)

این فیلم از سادگی بیان بی نظیری برخورداره ! بازیگران عالی هستند و درست در جای خودشون قرار گرفتند. هیچ کدوم در فیلم اضافه نیستند ، دست کارگردان هم در صحنه های فیلم دیده نمیشه.
بازی زیبای پیمان معادی واقعا عالی بود ، همینطور لیلا حاتمی ! حرکات صورت و دست یک مرد رنچ کشیده مومن (شهاب حسینی ) خود واقعیت هست ! همسرش که خانم مومن  و معتقدی هست (ساره بیات) کاملا شبیه  به یک شخصیت واقعی هست . به نظر من نقش هنرمندان کاملا صادقانه هست و کسی ادا در نمیاره.

چند برداشت من از این فیلم :

واقعیت تلخ جامعه ما ، رواج دروغ گویی در آن هست و این چیزی نیست که بخایم نفی کنیم. در همه طبقات سیاسی و اجتماعی ما هم وجود داره. درباره الی و جدایی نادر از سیمین یک روایت تلخ دروغ گفتن در جامعه جداشده ما از اخلاق هست .

یکی از نکات خوب ، اسم فیلم هست ! ماجرای فیلم به صورتی هست که سیمین درخواست جدایی داره اما در واقع … (به خاطر لوث شدن داستان توضیح ندادم)

نکته دیگه ای که هست ، حق انتخاب و پیش بینی بیننده در پایان فیلم توسط خودش هست .  فرهادی این انتخاب رو به خود بیننده میده تا تصمیم بگیره که چه اتفاقی خواهد افتاد.

دیدگاه ها :

رخشان بنی اعتماد : خشان بنی‌اعتماد بعد از تماشای «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی گفت: «فیلم «جدایی نادر از سیمین» را دیده‌ایم، می‌بینیم و همچنان خواهیم دید تا یادمان نرود که هنوز سینمای ایران وجود دارد.   (اینجا)

علی مهجور : جدایی نادر از سیمین، ماجرای آدم‌های جدا از همی را به ما نشان می‌دهد که با هم‌اند؛ در دنیای تنهایی خود با شیوه زندگی منحصر به فردیت‌شان، زندگی‌ می‌کنند اما به سبب قراردادهای اجتماعی و جبر زندگی روزمره باهم مراوده دارند؛ داستان در بستر تنش این مرواده‌ها شکل می‌گیرد. نادر پایبند به اصول اخلاقی است و در هیچ شرایطی تمایل به نادیده انگاشتن آن‌ها ندارد؛ حتی حاضر است به زندان برود اما از اصولش کوتاه نیاید. سیمین، آمیزه‌ای از واقع‌بینی و سودگرایی است که می‌خواهد با کمترین هزینهٔ ممکن، بیشترین سعادت را تحصیل کند. راضیه زنی دلبستهٔ ارزش‌های دینی است و مسلماً اخلاق را نیز در آینهٔ دین می‌بیند؛ حتی تضییق و توسعه موقعیت‌های عملی و ضرورت‌ها و امکان‌ها را بر اساس آنچه شرع می‌گوید تشخیص می‌دهد. حجت، مردی که کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیایش ساخته، آمیزه‌ای از همان سودگرایی واقع‌بینانه است و رفتارهای مرد ایرانی طبقهٔ متوسط. (اینجا)

تصاویر برنده شدن جایزه خرس طلایی در جشنواره فیلم برلین ، از خبرگزاری مهر

* سایت رسمی این فیلم
* صفحه فرهادی در ویکی پدیا با استفاده از کش گوگل (اینجا)

FutureMe.Org

نوشته شده در قسمت : شخصی, وب سایت ها توسط : خودم در تاریخ : فروردین ۷م, ۱۳۹۰

سالها پیش یکی از آشنایان من که خیلی اوضاع نابسامان روحی داشت ، ازم خواست که یک امکانی رو بهش معرفی کنم که بتونه وصیتنامه خودش رو اونجا بزاره ، امن باشه و سر یک تاریخی به خونوادش ایمیل بزنه یا … . خلاصه چیزی شبیه به این رو میخاست که من گفتم با این امکانات فعلی ایمیل ها و اینها نمیشه.
امروز یک ایمیلی به دستم رسید که سایتی رو معرفی کرده بود.
اسم این سایت futureme.org هست ! ظاهرا کارش همینه که سر یک تاریخی در آینده ایملی رو براتون ارسال میکنه. یعنی خودتون میاین ، اطلاعات رو پر میکنید و میگید کی واستون ایمیل بزنه و … .
امکانات جانبی سایت هم جالبه . مثلا شما اگر عضو سایت بشید ، میتونید به روش های دیگه ای این ایمیل رو ارسال کنید.

ایده جالبی بوده.

شماره sms های مفید

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, شخصی توسط : خودم در تاریخ : بهمن ۱۷م, ۱۳۸۹

چند روز پیش یکی از دوستان عزیز، یک ایمیلی ارسال کرده بود که حاوی تعدادی از شماره های سرویس پیام کوتاهی بود که بعضا مفید هستند. گفتم بزارم اینجا تا جمعی استفاده کنند :

گزارش اطلاع دادن تخلف تاکسی : ۳۰۰۰۴۲۴۶( شماره پلاک ماشین متخلف رو بفرستید)

رهگیری نامه پستی : ۲۰۰۰۴۴۱ (ابتدا حرف Rرا بنویسید و بعد شماره روی رسید پستی رو )

مشکلات شهری (شهرداری) : ۳۰۰۰۱۳۷

اعلام نتیجه کنکور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش : ۲۰۰۰۰۰۰ (شماره داوطلبی رو بفرستید)

با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه : ۱۰۰۰۱۳۳۶

دیکشنری: ۱۰۰۰۳۸۴ یا ۱۰۰۰۳۷۰ (لغت مورد نظر رو بفرستید)

لغت نامه آریان پور : ۲۰۰۰۴۴۴ Word-to-translate

ایجاد پست در پرشین بلاگ : ۳۰۰۰۷۲

گرفتن خلافی ماشین :۳۰۰۰۵۱۵۱ ( عدد عمودی کنار کارت رو بفرستید)

گرفتن قبض موبایل : ۳۰۰۰۹ ( با فرمت زیر بنویسید : تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها مثلا ۸۶۰۱۲۳ ؛ ۸۶۰۱۰۱ یعنی از اول سال ۸۶ تا ۲۳ فرودین ماه)

خدمات بانک ملت : ۲۰۰۰۳۳

خدمات بانک اقتصاد نوین : ۲۰۰۰۵۰

خدمات بانک سپه:۲۰۰۰۲۰ – ۲۰۰۰۲۱-۲۰۰۰۲۲

خدمات بانک کشاورزی: ۲۰۰۰۹۱۱- ۲۰۰۰۹۳

خدمات بانک سامان : ۲۰۰۰۰

خدمات بانک صادرات :۲۰۰۰۶۰

خدمات بانک تجارت : ۲۰۰۰۷۰
(توجه داشته باشید برای استفاده از خدمات بانک ها اول باید در شعب
درخواست رو پر کنید)

اطلاعات پرواز : ۲۰۰۰۴۴۴ : ( با این فرمت : پرواز Filight-code)

نرخ ارزهای رایج : ۲۰۰۰۴۴۴ با این فرمت : Currency-name

اطلاعات هوا : ۱۰۰۰۳۰۵ ( پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستید)

ساعت کشورها: ۱۰۰۰۳۹۲ (نام کشور رو بفرستید)

مکان های دیدنی هر شهر : ۱۰۰۰۳۹۴

مسافت بین شهر ها : ۱۰۰۰۳۹۶

آخرین بازی های کامپیوتری : ۱۰۰۰۴۰۰

جدیدترین نرم افزار ها : ۱۰۰۰۴۰۱

اطلاع از اینکه دامین مورد نظر رجستر شده یا خیر : ۱۰۰۰۳۵۵

بورس – نرخ سهام یک شرکت: ۲۰۰۰۴۴۴ —بنویسید : Bourse sompany -id

بورس – بیشترین افزایش قیمت : ۲۰۰۰۴۴۴ —بنویسید : Bourse high

بورس- کمترین افزایش قیمت : ۲۰۰۰۴۴۴ ( بنویسید : Bourse low)

اوقات شرعی : ۲۰۰۰۹۱۶

پی نوشت ۱ : اگر احیانا شماره ای اشتباه بود بگید که درستش کنم.

پی نوشت ۲ : اگر احیانا شماره ای جدید میدونستید لطف کنید بدید که به روزش کنم.

تهران در بعد از ظهر

نوشته شده در قسمت : شخصی, کتاب توسط : خودم در تاریخ : دی ۱۷م, ۱۳۸۹

تهران در بعد از ظهر، یکی دیگر از آثار مصطفی مستور است که مانند سایر کتابهای او خواندنی و جذاب است. نویسنده سعی دارد تا با قرار دادن چند رویداد معمولی اما با نگاهی متفاوت و خاص ، مسایل واقعی یک شهر بزرگ را بیان کند.

چند جمله بسیار باحال در کتاب :

  • سخت‌تر از خودکشی اینه که خودتو نکشی.
  • اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم . اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم . اشتباه سوم من این بود که فکر می کردم با تو خوشبخت می شم . اشتباه بعدی من این بود که تو رو صد بار بخشیدم . اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون . هنوز هم دارم اشتباه می کنم که با تو حرف می زنم

در انتهای کتاب ، نویسنده به بیان چند مساله بسیار جالب می پردازد که قرار است شما جواب بدهید ! برای حل کردن این مسایل ، شما نیاز به یک جهان بینی خاص خودتان، یک دنیا تجربه ، یک دنیا احساس و خیلی چیزهای دیگر دارید ! ممکن است جواب الانتان با جواب شما در ۱۰ سال آینده بسیار متفاوت باشد ! صورت مسایل ، جبر و هندسه نیستند ! صورت مساله ، زندگی هست ! همین زندگی روزمره !

در کل ، این کتاب جالب است، اما نقطه ضعفش برای کسی که همه آثار مستور را خوانده است، شاید نثر تکراری اش باشد. حتی اسمها کمی توی ذوق میزند.

مردی در تبعید ابدی

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, کتاب توسط : خودم در تاریخ : دی ۱۴م, ۱۳۸۹

یکی از آثار بسیار جالب نادر ابراهیمی، مردی در تبعید ابدی هست. برای من ، در زمره کتابهایی بود که ذره ذره میخواندم تا دیرتر تمام شود و شیرینی اش برایم بماند. این کتاب سه شب پیش تمام شد.

موضوع کتاب مربوط به روایتهایی بسیار جالب از زندگی ملاصدرای شیرازی را بیان میکند.

مشخصات کتاب :

قیمت: ۱۸۰۰۰ ریال
تعداد صفحه: ۲۷۲
نشر: روزبهان
شابک: ۹۶۴-۸۱۷۵-۰۲-۰
قطع کتاب: وزیری
وزن: ۷۰۰ گرم

نمیدانستم

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم در تاریخ : دی ۹م, ۱۳۸۹

صبح زود با طلوع خورشید و جلوه زیبایش که چشمانم را نوازش میداد بیدار شدم. باد سرد خشک لعنتی، از شب قبل مانده بود.
ما بودیم ولی تنها نبودیم ! حیف که من چیزی نمی دیدم. نمی دانستم.
بدیش این بود که مهمان های ناخوانده مزخرفی هم بودند. از همه بدتر باد.
باد با همراهی موهایش، نمایش زیبایی را به وجود آورده بود که مرا افسون خودش کرده بود.
تنها بیننده این نمایش من بودم. فقط و فقط من مسحور این نمایش شده بودم.
صاعقه ای از آسمان به نام قانون الهی بر سر ما فرود آمد. عرف هم دوست صمیمیش بود. اما من نمیدانستم.
این دو فرزند بدی به نام فرهنگ داشتند که من و او از آن بیزار بودیم.
اما او اسیر آنها شد! من تنها ماندم!

یارانه هایی که به باد میرود

نوشته شده در قسمت : دست نوشته توسط : خودم در تاریخ : دی ۷م, ۱۳۸۹

قرار بر این شده که یارانه هایی که به مردم میدادند رو بگیرند و به جاش ۵۰ درصدشو نقدی به مردم بدن و ۵۰ درصدشو به وزارت خانه ها بدهند تا در بخش تولید فعال بشوند و در نتیجه تولید بالا بره ، چرخ کشور بچرخه و ارزش پول بره بالا و الی آخر !!!

قطعا این پیشنهاد ، بسیار پیشنهاد خوب و معقولی هست و من فرد اهل مطالعه و عاقلی رو ندیدم که با کلیات طرح بالا موافق نباشه. اما چند نکته وجود داره.

۱ - پولی که قرار است به وزارتخانه ها تزریق شود ، دقیقا چطوری محافظت خواهد شد و چطوری به کار گرفته خواهد شد !؟

همه میدانیم که وزارتخانه و ادارات دولتی ، به شدت درگیر حیف و میل کردن پول ها و سرمایه های کشور هستند و نظارت و مراقبتی برای آن وجود ندارد ! به طور کلی در اقتصاد صد در صد بیمار هستند !

۲ - در قبال موج گرانی موقتی (در صورتی که این طرح درست اجرا شود ، موقتی و در غیر اینصورت دایمی) که به سراغ مردم و کشور خواهد آمد ، چگونه امنیت و آرامش مردم حفظ خواهد شد ؟ آیا اصلا برای آن برنامه ای وجود دارد ؟ یا همچنان قرار است مانند مالیاتهایی که میدهیم و به سایر کشورها منتقل می شود، همینگونه شود ؟!

پی نوشت ۱ : راستی گاهی این سوال به ذهنم می آید که چطور در دولت قبلی ، با آن نفت ارزان این همه کار انجام شد و آنقدر ها فشاری بر مردم نیامد (حداقل مثل الان که نبود) و چطوری در این دولت با این نفت گران و این همه ادعا و عدالت و عدل علی و … این شده حال و روزمون ؟!؟!

پی نوشت ۲ : یکی میگفت ، مگر نفت ملی نیست ؟ نفت رو بدید به مردم ! همه چی رو آزاد کنید !!! اینجوری دولت هزینه ای روی چیزهای مختلف نداره ! مردم هم پول نفتشون رو میگیرند !!! ظاهرا این به نفع دولت نیست !!

من اقتصاد دان که نیستم ، اما خداییش پیشنهاد خوبیه ! ضمن اینکه یک آقایی که من خودم با چشمای خودم فیلمشو دیدم میگفت نفت رو میارم سر سفره مردم ! وقتی اعتراض میکنیم و سر نخ رو میگیریم ، تا کجاها صداشون در میاد !!!!و دستهایی توی این نفت هست که حق مردم رو میخورند ! باید دست اینا رو بشکنیم !

میدونید ، دروغ گو دشمن خداست ! چپ و راست هم نداره !

کجا هستیم ؟!

نوشته شده در قسمت : شخصی توسط : خودم در تاریخ : آذر ۲۸م, ۱۳۸۹

جملات زیر بیشتر شبیه جوک های جوانانی است که برای گذران اوقات به هم میگویند و یا جوانان جوگیری که واقعا اینطوری فکر میکنند! بخوانید و بدانید در کجا هستیم !

خشونت‌طلبی بر دامن بسیج لکه ننگ نیست. تجلیل حقیقی از اوست که بر زبانی اعرج و اعوج رفته است. بسیجی عاشق حیدر کرار است که از القابش “قتال العرب” بود که ذوالفقار او بیشتر از اینکه کافر کشته باشد، منافق و متحجر کشته بود.

….

باتومی که در دست بچه‌های بسیج است نماد مظلومیت آنهاست. از باتوم در برابر دو هزار کانال ماهواره که بیست و چهار ساعته به انقلاب بسیجی و آرمان‌های او می‌تازند چه بر می‌آید؟ جمع کردن اغتشاشات از خیابان‌های تهران با باتوم تنها یک چشمه از هزار کرامت بچه‌های بسیج بود.

….

حافظ، بسیجی را ندید و الا زدن “داو اول بر نقد جان” را برای “اهل نظر” نمی‌سرود؛ بسیجی زودتر از اهل نظر، دو عالم را به پای قمار عشق باخته و داو اول را زودتر از اهل نظر بر نقد جان زده.

….
اگر باتوم بچه‌های بسیج در کوفه بود، شمشیر ابن‌ملجم به محراب مسجد و شمشیرهای کوفیان به کربلا نمی‌رسید و مختار در زندان ابن زیاد حبس نمی‌شد و از کربلا باز نمی‌ماند.
فکر میکنید از خودم در آوردم ؟! نه دوستان ! واقعیه ! ما هم تو همین کشوریم ! کنار همین تفکر !
اینم لینکش : اینجا

۲۹ سالگی رسید !

نوشته شده در قسمت : خاطره, شخصی توسط : خودم در تاریخ : آذر ۲۱م, ۱۳۸۹

به روایتی ۱۵ آذر شروع اولین روز ۲۹ سالگی من بود. ( ۲۹ سالگی ؟؟؟؟؟  پیر شدیم رفت ) . آن چه گذشت و آن چه خواهد آمد. مساله این هست.
اما جدا از همه این بحث ها ، دوستان عزیز در سراسر جهان ، من و شرمسار لطفا و محبت خودشون کردند. حقیقتا خیلی شرمنده این همه محبت شدم. وبلاگ ، اس ام اس ، ایمیل ، فیس بوک ، حضوری و تلفنی محبت خودشون رو نشون دادند. عزیزانی هم که کادو  برای من گرفتند ، حقیقتا انتظارشو نداشتم ، ایشالله بتونم جبران کنم. کادوهای دوستان عزیزم ۲ تا کتاب بود که یکی از یکی بهتر بود.
برنامه تولد در باشگاه ایروبیک و یوگا ، حقیقتا خیلی عالی بود و از استاد توکل عزیز خیلی ممنونم که این برنامه رو ترتیب دادند.
یکی از چیزهای باحالی که توی شرکت ما قانون هست ، اینه که روز تولدشون ، کارمندا ، تعطیل هستند ! این خیلی لذت بخشه. از مدیریت شرکت هم که علی رغم فشارهای کاری زیاد ، این روز به مرخصی من اختصاص دادند ممنونم.

جنگ فجیع جهانی اول

نوشته شده در قسمت : شخصی, کتاب توسط : خودم در تاریخ : آذر ۱۷م, ۱۳۸۹

این کتاب ، جلد دوم از کتابهای تاریخ ترسناک هست که قبلا راجع به جلد یکش اینجا گفته بودم. کتابهای خیلی باحالی هستند و من بعد از خوندنش احساس خستگی نمیکنم.

قبلا ۵ تا از این کتابها ترجمه شده بود اما بعد از کمی جستجو متوجه شدم  که الان تقریبا همه کتابهای این مجموعه ترجمه شده.

نویسنده کتاب تری دیری هست. او فردی بسیار خلاق و هنرمند در زمینه نوشتن کتابهای تاریخی هست و شیوه جدید رو در نوشتن و بازگو کردن تاریخ بر عهده گرفته و به نظر میرسه بسیار موفق هم بوده. البته این سبک قبلا توسط افراد دیگه ای ولی در زمینه های دیگه ای به کار گرفته شده بوده.

توضیحات برگرفته از اینجا :

آیا دوست‌ دارید بدانید: سلطان‌ چربی‌ با پس‌ مانده‌ی‌ غذا و لاشه‌ی‌ اسب‌ها چه‌ می‌کرد؟ معجون‌ پیشاب‌ چیست‌ و چه‌طور با استنشاقش‌ می‌توانید جانتان‌ را در حمله‌ی‌ شیمیایی‌ نجات‌ بدهید؟ چرا یک‌ جفت‌ جوراب‌ کهنه‌ اسرار نظامی‌ آلمانی‌ها را بر ملا کرد؟

یک صفحه از کتاب