Follow @Mostafafallah

روی ماه خداوند رو ببوس !

نوشته شده در قسمت : دست نوشته, شخصی, کتاب توسط : خودم

چند روز پیش دوستی کتابی رو بهم داده بود ولی به خاطر چند تا پروژه و درگیری های دیگه فرصت نکرده بودم بخونم تا اینکه دیشب وقتی که دقایقی مجبور شدم منتظر حمید باشم ( که رفته بود توی مطب دکتر و توی ماشین نشسته بودم) ، از فرصت استفاده کردم.

کتاب با این جمله فوق العاده آغاز میشه :

هر کس روزنه‌ای است به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود. اگر به شدت اندوهناک شود.

در واقع این جمله همه اون چیزیه که کتاب میخاد به شما بگه. این کتاب بسیار موثر و جذابه. نوع نوشتن جمله ها و مرتبط شدن موضوعات و شخصیت های رمان به هم ، خیلی طبیعی و نرمال اتفاق می افته. پراکندگی در متون دیده نمیشه و درکل کتاب بسیار خوب و جذابیه و توصیه میکنم که بخونید حتما. در انتهای این پست خلاصه ای از داستان نوشتم ! اگر قصد دارید کتاب رو بخونین (که توصیه میکنم حتما اینکارو بکنید) ، اون قسمت رو نخونید.

روی ماه خداوند را ببوس، در واقع زندگی همه ماهاست که دچار شک بدی میشیم و اون شک اینه که آیا اصلا خدا وجود داره ؟! اگر آره چرا .. چرا … ؟ و اگر نه چرا … چرا … ؟ بعضیامون انگشتمون رو گاز میگیریم ! بعضیامون متاسف میشیم از خودمون ! بعضیامون مثل مهرداد تسلیم میشیم ! و بعضیامون مثل یونس سعی میکنیم رد کنیم ! و بعضیامون مثل علی درک میکنیم که چرا شک میکنیم.

این کتاب برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین به عنوان بهترین رمان سال های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ است و توسط مصطفی مستور نوشته شده. تا حالا چندین و چند باز کتاب چاپ شده. مصطفی مستور یک سایت داره که من نتونستم ببینم ولی در ویکی پدیا معرفی شده. ( سایت مصطفی مستور [از کش گوگل هم استفاده کردم ولی درست نیاورد] ، معرفی در ویکی پدیا)

——————————————–

در حال حاضر به شدت به دنبال کتاب پرسه در حوالی زندگی مصطفی مستور میگردم !

——————————————–

و اما خلاصه ناتموم ماجرا :

داستان رمان از اونجایی شروع میشه که یونس برای تز دکترای پژوهشگری اجتماعی خودش مجبوره علت خودکشی یک استاد دانشگاه به نام دکتر محسن پارسا رو کشف کنه. دکتر پارسا شخصی کاملا منطق گرا و خوش برخورد و هیچ مشکلی هم در زندگیش نداشته و در حال تهیه طرحی با عنوان تحلیل ریاضی مفاهیم انسان بوده. یونس در این راستا هر چی تلاش میکنه به در بسته میخوره . از طرفی همسر یونس ، سایه ، که در عقد هم هستند و ازدواجشون به حل این معما گره خورده ، که اون هم در قضا در حال تهیه تز خودش هست ، سعی میکنه تا به نوعی در کنار همسرش باشه. مهرداد همکلاسی یونس در همین گیر و دار بعد از به وجود اومدن مشکلاتی موقتا به ایران برمیگرده و در این راه با محسن همسفر میشه. همکلاسی دیگشون ، علی ، فردی که اکثر معماهای رمان رو به نحو زیبایی واسه شما حل میکنه، نیز معرفی میشه. یونس مجبوره برای فهمیدن ماجرای خودکشی جاهای عجیب و متفاوتی بره ! ولی به شدت در مورد همه چیز دچار شک عجیبی میشه و این مساله همه نقاط زندگیش رو تحت تاثیر قرار میده! در همین روزها فردی مرتبا به دفتر یونس  تلفن میزنه و با انگلیسی و فارسی سعی میکنه چیزهایی رو به یونس بگه ! جملات برای یونس واضح نیست تا اینکه مجبور میشه بره به ….