Follow @Mostafafallah

و اما ادامه ماجرا ….

نوشته شده در قسمت : خاطره, دست نوشته توسط : خودم

بله ادامه ماجرای ردیابی گوشی بنده که توسط دو تن از جوانان به سرقت رفته بود رو میخام بگم. برای خوندن قسمت قبلی اینجا رو ببینید.
دیروز نامه ای به درب منزل رسیده بود از طرف دادگاه ، که تا فلان روز ساعت ۸ صبح تشریف بیارید دادگاه. اولش کمی ذوق کردیم که نکنه پیدا شده و نشده و از این حرفا. اما بسی در اشتباه بودم.

امروز صبح رفتم دادگاه محترم و البته خوبیش این بود که مجید عزیز رو بعد از مدتها دیدم و با همکارشون هم آشنا شدم. دم در شعبه مورد نظر بودم که قاضی عزیز بعد از دقایقی صدا زدند و رفتم داخل. ایشون بدون معطلی گفتند :

ببین آقا ، ما دیگه بیشتر از این نمیتونیم ردیابی کنیم !! سرنخ هم نداریم. تلاشهامون بی فایده بوده و بعیده دیگر پیدا بشه و از نظر من پرونده مختومه هست !!!

به همین راحتی دوستان موبایل من به تاریخ پیوست ! حال میکنین سیستم رو ؟