Follow @Mostafafallah

یک روز در السیت

نوشته شده در قسمت : خاطره, کامپیوتر توسط : خودم

چند روز پیش ، با حمید و امید و مهدی و البته نازنین خانم ، رفتیم نمایشگاه السیت. السیت یا شهر الکترونیک ، یکی از نمایشگاه های تر و تمیزی هست که در مشهد هر سال برپا میشه و عموما شرکتهایی که به نحوی در این راستا ، فعالیت می کنند غرفه میگیرند.
بعد از مدتها میتونم بگم نمایشگاهی رفتم که خیلی بهم خوش گذشت، به چند علت
۱ - خیلی شلوغ نبود و فضای حرکت مناسب بود
۲ - موزیک دوب دیس دوب دیس !! اصلا وجود نداشت !!!! این بهترین مزیت این نمایشگاه بود !
۳ - غرفه ها شیک و مرتب بودند

تقریبا از هر چند غرفه ای که عبور میکردیم ، دوستان عزیز و قدیمی خودم رو میدیدم که خیلی باعث خوشحالیم شد.
از اتفاقات جالب این بود که به صورت عملی wii رو تجربه کردم. wii یک ابزار بازی خیلی باحال هست که معمولا به صورت خانوادگی، میشه بازی کرد. مثلا میشه ۲ نفر با هم تنیس یا بولینگ بازی کنن ! البته قبل از اینکه به نمایشگاه بریم، مهدی wii رو بهم معرفی کرده بود و تونسته بودم ویدیوهایی رو ازش ببینم.
دیروز چند تا wii توی نمایشگاه بود و صرفا برای سرگرمی بچه ها گذاشته بودند، البته این کار زیبا با همت شهرداری مشهد انجام شده بود. دوست عزیز مهندس منصوری هم که توی همین غرفه فعالیت میکردند ، لطف کردند و فرصتی رو در اختیار قرار دادند برای اینکه من و حمید بتونیم بازی کنیم ! تنیس ! و اینطوری شد که من و حمید با هم تنیس بازی کردیم و البته من برنده شدم !! :D

توی یکی دیگه از غرفه ها هم فوتبال دستی های جدید و شیکی بود که بازم بازی کردیم و البته تیم حریف که ۲ نفر انسان فوق حرفه ای و غریبه بودند ، ما رو له کردند ! البته ما ۲ گل هم زدیم که ۲۰ گل دریافت کردیم !!!! :D

تعداد زیادی کاتالوگ و بروشور هم گرفتیم که قرار شد با مهدی بشینیم بررسی کنیم و ببینیم کدوما بیشتر به کارامون کمک میکنه.

پی نوشت : حمید آلبوم تصاویر این بازدید رو توی پیج خودش توی فیس بوک به اشتراک گذاشته

۲ ساعت در Comex 2010

نوشته شده در قسمت : خاطره, دست نوشته, شخصی, کامپیوتر توسط : خودم

چند روز پیش وقتی با امید صحبت کردم ، پیشنهاد رفتن به نمایشگاه کامکس امسال رو داد. با اینکه رغبتی نداشتم اما پیشنهاد رو قبول کردم. رغبت نداشتن برای رفتن به این نمایشگاه ، صرفا به خاطر این بود که اصولا در این نمایشگاه هیچ تکنولوژی خاصی یا چیزی که به چشم شما بیاد نداشته. آخرین باری که رفته بودم سال ۲۰۰۷ بود و طبیعتا انتظار داشتم که تغییرات زیاد و عمده ای ببینم ،  غافل از اینکه هر سال دریغ از پارسال ! البته طبیعی هم هست ، وقتی که دولت کاری بر سر این همه شرکت نرم افزاری آورده که همه برشکسته یا نیمه برشکسته شدند ، خوب این صنعت رو به زوال خواهد رفت.

۳ سال پیش که توی نمایشگاه بودم ، توی غرفه شرکت سیستمهای هوشمند حضور داشتم و خاطرات جالبی از اون روزها یادم هست. البته میتونم بگم کیفیت اون نمایشگاه هزاران بار بهتر از این نمایشگاه بود. و اما چیزایی که بر من گذشت در ۲ ساعت بازدید از نمایشگاه :

حدود ساعت ۴:۳۰ بود که امید باقری و امید میلانی فرد اومدند دنبال من و طبق معمول خندان و موزیک گوش کنان و دوربین به دست بودند. بعد از احوالپرسی رفتیم دنبال رحمان که ۴ نفری از نمایشگاه بازدید کنیم. رسیدن به نمایشگاه و پارک کردن و استفاده از بلیط های رایگان ، و بعدش هم اولین سالن ، که سردرش نوشته بود سالن نرم افزار ! در این سالن نسبتا بزرگ (که از فضاش میتونستند خیلی بسیار بهتر استفاده کنند) ، مغازه های سی دی فروشی و خرت و پرت فروشی غرفه داشتند و البته این نکته خوبی بود چونکه از بخش شرکت های نرم افزار منفک شده بودند. من و امید اولین خرید تکنولوژیکیمون رو اونجا انجام دادیم. یک پک ۴ سی دی کتاب دیجیتالی که البته امید برد و هرگز حتی تعارفی هم نکرد به من !

مساله ای که خیلی به چشم میومد ، تولید نرم افزار ها و پک های مالتی مدیای مذهبی بود که خیلی برای من عجیب بود و البته رحمان توضیح داد که دولت عدالت محور برای این تولیدات وام های خوبی میده و شرکت های بیچاره هم برای گرفتن وام ها تولیدات رو در این زمینه انجام میدن. بازدید از این سالن ۱۰ دقیقه طول کشید. سالن بعدی ، مربوط به فروشگاه هایی بود که در مجتمع تابان حضور داشتند. شکل غرفه ها و محتویاتش بسیار بهت از سالن قبلی بود و اندکی حرف برای گفتن داشت. تو این سالن ، غرفه بازرگانی نجاتی ، همکار قدیمی رو هم دیدیم و البته مشتریشون ، خانم مهندس قهرمان و همسرشون ، که همکلاسی دوران دانشگاه بودند و شاید این بهترین اتفاقی بود که در این سالن برای من پیش اومد.

بعد هم ۴ سالن بهار و مولوی و … رو دیدیم. در این سالنها تعدادی از دوستان و آشنایان قدیم و همکلاسی های دانشگاه هم دیده شدند و حال و احوال هم رو جویا شدیم. توی غرفه واحد رایانه دانشگاه فردوسی ، هم رفتیم و امید باقری عزیز شیرینی برامون آورد و البته چند تا خنجر هم زد ! امید میلانی در ادامه یک وب کم هم خرید که خیلی خوشحال بود و بابت این مساله تو پوست خودش نمیگنجید و مرتبا فخر فروشی میکرد !

تنها نکته ای که من و رحمان بسیار مجذوبش شدیم و ۲۰ دقیقه وقت صرفش کردیم ، مشاهده یک سیستم جدید به اسم CloniZER بود که در خارج از ایران توسط یک دانشمند ایرانی به اسم آقای مهندس کاشانی ساخته شده بود و در ایران با کمک وزارت صنایع مونتاژ میشد. این سخت افزار جالب ، مانیتوری داشت که پشت اون فضایی تعبیه شده بود که محتویات یک کیس رایانه رو داشت و قابلیت ارتقا هم داشت. کیبورد هم به نحوی حالت کشویی توی دل این سیستم قرار میگرفت. مانیتور فینگرتاچ هم داشت و از همه جالبتر همه پورتهای مختلف و تکنولوژی وایر لس ، جی اس ام مودم و و و و هم داشت ! خلاصه ۳۰ دستگاه در یک سیستم. تازه یک وبکم هم در بالای مانیتورش قرار داره. قیمتش برای رنگ سفیدش ۸۰۰ هزار تومان و برای سیاهش ۸۳۰ هزار تومان بود. به نظرم این محصول در آینده خیلی استفاده خواهد شد.  واسه  دیدن سایتش اینجا رو ببینین. سایتش یک ورژن فارسی هم داره و اینجا هست.

نکته جالب دیگه نمایشگاه امسال ، طراحی غرفه ها بود که انصافا شیک و مرتب بود  و تم رنگهای استفاده شده برای پوشش غرفه داران و غرفه ها هم شیک و جالب بود.

در کل نمایشگاه امسال فروشگاه بزرگی بود که بسیار زیبا و خالی از تکنولوژی بود !

آدرس سایت نمایشگاه بین المللی مشهد : اینجا

آدرس زیرپورتال اختصاصی کامپیوتر : اینجا و تقویم دوره Comex 2010