دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

مشهدیها و تاکسی های بی قانون

نویسنده:
۶ مرداد ۸۸

خوب دوباره من شروع کردم به نوشتن و میخام از نوشتن لذت ببرم. اونم در حالیه که بنا به توصیه دوستان نزدیک ، میخام روزه انرژی منفی بگیرم !!

چرا همه میگن من انرژی منفی میدم ؟!؟؟! حالا که شروع کردم به نوشتن میخام از چند تا مطلب که حسابی تو دلم مونده بگم. مورد اولش مربوطه به به ماجراییه که ۲ ۳ روز پیش اتفاق افتاده و تو همین پست میگم واستون.

یه مطلبی در مورد انتخابات و غصه هایی که خوردم رو میگم حتما.  این همه ادعای دموکراسی اسلامی و مردم گرایی تو یک ماه رو شد !!! جنگ قدرت در میان روحانیونی که تا الان از فقر و تنگدستیشون همه میشنیدن. صدا و سیمایی که باعث همه اختلافات و دروغگویی ها بود و احمدی نژادی که حتی رهبر رو هم دیگه قبول نداره !!!

اما سازمان تاکسی رانی و راهنمایی رانندگی مشهد مقدس ، شهری که به گفته شورای شهر عزیز ، شهر بهشت !!!!! و دومین کلان شهر مذهبی جهان !!! هم هست هنوز در اجرای یک قانون بسیار ساده در مورد سیستم حمل و نقل شهری ( که جزو مولفه های موثر یک شهر محسوب میشه) ناتوان و بی قانون هست. مساله سوار شدن ۲ نفر در صندلی جلو اگر چه یک مطلب ساده به نظر میاد اما واقعا این قانون به حدی غیر قابل اجرا تو این شهر هست که راننده های تاکسی با وقاحت تمام حاضرن مسافری که صندلی جلو نشسته و در مقابل سوار شدن نفر دوم اعتراض میکنه رو پیاده کنن !!! و هیچ کس هم نمیتونه چیزی بگه . حالا این رو بزارین در کنار رانندگی فوق افتضاح این شهر ، که زبانزد عام و خاص شده دیگه ! و تصور کنین وقتی ۲ نفر جلو میشینن و راننده عزیز با تمام توان خود در خیابانها ویراژ میره ، چه اتفاقات وحشتناکی ممکنه بیفته.

اما داستان من و حمید چیز دیگه ای بود. روزی که حمید ماشینش رو در اختیار نداشت با هم قرار گذاشتیم تا بریم شرکت. اما چیز جالبی در حین راه دیدم. تاکسی خطی های چهار راه دانشجو به سمت آب و برق در عین ناباوری ۲ نفر رو جلو سوار نمی کنن !!!! و من بسیار خوشحال و در عین حال متعجب شده بودم. اما ناگهان پیرمردی که در صندلی جلو نشسته بود گفت : پس چرا ۲ نفر سوار نمی کنین ؟!؟! و سوار کن آقا و … !!! و من موندم از این که آخه چرا ما مردم خودمون هم به خودمون رحم نمی کنیم !!!!!

راننده قانون دان و همشهری بی قانون !!

راننده قانون دان و همشهری بی قانون !!

فقط متاسف شدم !

اما از اونجایی که نمیخام انرژی منفی بدم این مطلب رو میزارم اینجا تا بدونین که میشه و میتونیم درست زندگی کنیم اگر خودمون بخایم. چون این قانون در اکثر شهرهای ایران اجرا میشه ولی تو مشهد هنوز نه !!!!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , ,

مدیریت صحیح و نتایج آن

نویسنده:
۱۲ اسفند ۸۷

دو سه روز پیش داشتم توی سایتی که رحمان و حمید روی اون کار می کنن چرخ میزدم که به لینک جالبی رسیدم و خیلی دلم سوخت. مدیریت پول و شعور داشتن مدیریت برای پیشرفت کردن چیزیه که من تو این عکسا میدیدم و لذت میبردم.
عربهایی که دیگه نمیخان مثل عربهای دهه ۶۰ باشن !! چند تا عکس از دهه ۶۰ دوبی هم گذاشتم . لطفا اول عکسا رو ببینین و بعد به لینک زیر مراجعه کنین تا دقیقا منظور من رو متوجه بشین
http://www.realtyna.com/dubai_real_estate/dubai-future-projects.html

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , ,

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

نویسنده:
۱۲ اسفند ۸۷

شاید بگم این قشنگ ترین آهنگی بود که توی ۵ ماه گذشته شنیده بودم. ترانه های  آلبوم فصل تازه احسان خواجه امیری بینظیر هست.

حتما گوش کنین و لذتشو ببرین

اینم متن ترانش

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورم رو به هم می زنه

مرد برای هضم دلتنگی هاش

گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم

نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم

یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

یک ماجرای تلخ ناگزیرم

یک کهکشونم ولی بی ستاره

یک قهوه که هرچی شکر بریزی

بازم همون تلخی ناب رو داره

اگر یکی باشه من رو بفهمه

براش غرورم رو به هم می زنم

گریه که سهله ، زیر چتر شونش

تا آخر دنیا قدم می زنم

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورم رو به هم می زنه

مرد برای هضم دلتنگی هاش

گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم

نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم

یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , ,

دوست داشتن با دوست بودن ….

نویسنده:
۱۱ اسفند ۸۷

دوست داشتن یا دوست بودن
همیشه معتقد بودم که باید دوست داشت تا دوست بود. اما نمی دونم چرا همیشه اینطوری نیست ؟
واقعا چرا ؟
دوستیامون برای چیزای بی ارزشی گاهی طی میشه و فقط فرصتامون از بین میره و جایی برای افسوس خوردن میزاریم …
کاش قدر بدونیم !

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

کشف من در ویستا

نویسنده:
۱۰ اسفند ۸۷

بالاخره مجبور شدم برای کار با لپ تاپم با ویستا کار کنم. در حین کار چیز جالبی روی ویستا پیدا کردم

چک باکس هایی برای انتخاب فایل به صورت دسته ای یا تکی

روش فعال کردن :

در پنجره اکسپلورر منوی TOOLS منویFolder Option گزینه Use CheckBoxes to Select Item (گزینه یکی مونده به آخری )

بعد از فعال کردن میتونین پنجره هاتون رو به شکل زیر داشته باشید.

راستی عکس بالا رو با کمک نرم افزار Snipping Tool که امیر عزیز بهم معرفی کرد گرفتم. این نرم افزار روی ویستا وجود دارد.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کامپیوتر

         , ,

بالاخره تموم شد

نویسنده:
۹ اسفند ۸۷

بالاخره کنکور ارشد رو دادم و تموم شد و دارم استراحت می کنم. البته استراحت که نمیشه گفت ، چون دوباره شروع کردم به پروژه گرفتن و … .

هنوز سختی کنکور به تن من و دوستام مونده. ای کاش فقط سخت بود!! سوالات مزخرف و فقط هدف گیچ کردن بود. کلا ناامید شدم از قبولی، البته واسه کسایی که خونده بودن خیلی سخت بود ….

بعضی از سوالات به صورت کاملا متحیر العقول بود ، مثلا درخت خسته کننده واقعا شگفت آور بود !!! دست آقایون درد نکنه ، قطعا افرادی که انتخاب می شن از کیفیت کافی برای قبولی برخوردار هستند

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         ,

ترافیک و فرهنگ ما …

نویسنده:
۱۳ دی ۸۷

خیلی راجع به این مساله حرص میخورم. عصبی میشم و فکر میکنم و گاهی به خودم میگم اگه روزی کاره ای بشم واسه حل این معضل چی کار میتونم بکنم.(البته دیگه مطمینا کاره ای در این زمینه نمیشم مگر اینکه سازمان ترافیک استخدام بشم !!!!)

اما مساله مهمتر و نگران کننده تر رعایت نکردن قوانین ساده و معمولیه و اینکه ما ایرانیا همیشه وقت کشی می کنیم و کارامون دقیقه ۹۰ هست اما واسه رانندگی همیشه دیرمونه و عجله داریم.

نظمی که در عکس بالا هست تقریبا یک رویای دست نیافتنی واسه شهریه که توش زندگی می کنم. مشهد شهریه که بدترین نوع رانندگی و پایین ترین میزان تحمل کردن ترافیک توسط مردم هست. سالها پیش که کودک بودم و یزد ساکن بودم، ترافیک خاصی نبود و الان هم که ترافیکه مردم آرومی هستند و واقعا همدیگه رو شکنجه نمکنن. سمت راست چهار راه ها همیشه بازه و مردم وقتی به سر چهارراه میرسن آروم میشن ، حتی کرمان هم که ۲ ۳ بار واسه یا ماموریت کاری رفته بودم مردم اصلا بوق نمی زدند و به هم راه میدادند و … . اما کافیه شما تو مشهد زندگی کنین. ماشین بدون بوق یعنی ماشین بدون بنزین ، سمت راست چهار راه همیشه بسته هست ، اوناییم که میخان سمت راست برن دستشون رو بوقه تا سبز بشه چراغ و راهشون باز بشه و … .

خسته کننده هست

حق تقدم اصلا تو این شهر معنی نداره ، کافیه به یکی که با سرعت ۱۰۰ تا از فرعی میاد به اصلی یه اعتراض کوچیک بکنی ، اونوقت تا چراغ سو بالا نندازه رو چشت و سرویست نکنه ول نمی کنه !!! و این داستان سر دراز داره ….

آخه تا کی ؟ چرا عوض نمیشیم !!!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , ,

پتا بایت – Peta Byte Funny Bug

نویسنده:
۴ دی ۸۷

مطلب جدید در مورد یه خطای خیلی خنده دار هست که واسم به وجود آمده. چند وقت پیش یه فولدر روی یه هارد ۸۰ گیگابایتی روی سیستم مشتریم وجود داشت که مرتب و به طور اتوماتیک عکسی داخلش ریخته می شد. تقریبا روزی ۱۰۰ تا عکس. بعد از  یه مدت ، دیگه دوربین نمیتونست عکس بگیره و خطا میداد. رفتم لاگ برنامه رو نیگاه کردم و دیدم خطای ذخیره سازی فایل میده.

خلاصه بعد از کمی تلاش دیدم که ذخیره سازی روی فولدر مربوطه روی هارد داره خطای عجیب غریب میده که بعد سایز گرفتن دیدم حجم فولدر مربوطه رو داره ۳٫۴ پتا بایت ( یا به قول عامه مردم پیکو بایت {نمیدونم چرا میگن} که اشتباه هو هست ) نشون میده !!! البته نکته جالب تر تاریخ های خفن و مضحکی بود که نشون میداد !!!

این است آنچه ویندوز شگفتی می آفریند… عکسی از فولدر مربوطه گرفتم و در زیر قرار دادم.

واسه اینکه دوستانی که اطلاعاتی از حجم فایلها ندارند ، جدول مربوط به سایز بندی مبنای ۲ رو ( جدول متریک ) رو که از Wikipedia انتخاب شده رو در اینجا قرار دادم.

پی نوشت : راستی ، محمد مظفری یه لینک توی وبلاگش گذاشته در مورد who is یکی از دانشگاه ها. کلی خندیدم

مقادیر بایت‌ها
پیشوندهای استاندارد پیشوند دودویی
نام
(نماد)

مقدار
استاندارد
بین‌المللی
نام
(نماد)
ارزش
کیلوبایت (kB) ۲۱۰ ۱۰۳ کیبی‌بایت (KiB) ۲۱۰
مگابایت (MB) ۲۲۰ ۱۰۶ مبی‌بایت (MiB) ۲۲۰
گیگابایت (GB) ۲۳۰ ۱۰۹ گیبی‌بایت (GiB) ۲۳۰
ترابایت (TB) ۲۴۰ ۱۰۱۲ تبی‌بایت (TiB) ۲۴۰
پتابایت (PB) ۲۵۰ ۱۰۱۵ پبی‌بایت (PiB) ۲۵۰
اکزابایت (EB) ۲۶۰ ۱۰۱۸ اکزبی‌بایت (EiB) ۲۶۰
زتابایت (ZB) ۲۷۰ ۱۰۲۱ زبی‌بایت (ZiB) ۲۷۰
یوتابایت (YB) ۲۸۰ ۱۰۲۴ یوبی‌بایت (YiB) ۲۸۰
Prefixes for bit and byte multiples
Decimal
Value SI
۱۰۰۰ k kilo-
۱۰۰۰۲ M mega-
۱۰۰۰۳ G giga-
۱۰۰۰۴ T tera-
۱۰۰۰۵ P peta-
۱۰۰۰۶ E exa-
۱۰۰۰۷ Z zetta-
۱۰۰۰۸ Y yotta-
Binary
Value IEC JEDEC
۱۰۲۴ Ki kibi- K kilo-
۱۰۲۴۲ Mi mebi- M mega-
۱۰۲۴۳ Gi gibi- G giga-
۱۰۲۴۴ Ti tebi-
۱۰۲۴۵ Pi pebi-
۱۰۲۴۶ Ei exbi-
۱۰۲۴۷ Zi zebi-
۱۰۲۴۸ Yi yobi-
پیشوندهای سیستم متریک
۱۰n پیشوند علامت اختصاری مقیاس کوچک مقیاس بزرگ معادل ده‌دهی در نحوه‌ی نگارش SI
۱۰۲۴ یوتا Y سپتیلیون کادریلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۲۱ زتا Z سکستیلیون تریلیارد (هزار تریلیون) ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۱۸ اگزا E کوینتیلیون تریلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۱۵ پتا P کادریلیون بیلیارد (هزار میلیارد) ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۱۲ ترا T تریلیون بیلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۹ گیگا G بیلیون میلیارد (هزار میلیون) ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۶ مگا M میلیون ‎ ۱ ۰۰۰ ۰۰۰
۱۰۳ کیلو k هزار ‎ ۱ ۰۰۰
۱۰۲ هکتو h صد ۱۰۰
۱۰۱ دکا da ده ۱۰
۱۰۰ (none) (none) یک ۱
‎ ۱۰−۱ دسی d دهم ۰٫۱
‎ ۱۰−۲ سانتی c یک صدم ۰٫۰۱
‎ ۱۰−۳ میلی m هزارم ۰٫۰۰۱
‎ ۱۰−۶ میکرو µ (u) یک میلیونم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۹ نانو n میلیاردم میلیاردم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۱۲ پیکو p تریلیونم میلیاردم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۱۵ فمتو f کادریلیونم بیلیاردیم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۱۸ آتو a کوینتیلیونم تریلیونم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۲۱ زپتو z سکستلنیوم تریلیاردم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
‎ ۱۰−۲۴ یوکتو y سپتیلیونم کادریلیونم ‎ ۰٫۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۱
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , کامپیوتر

         , , , , ,

مالیات و فرهنگ ما ….

نویسنده:
۱ دی ۸۷

مدتیه دارم به این فکر می کنم که ما ایرانیها چرا اینقدر نسبت به بعضی مسایل آگاهیمون کمه. چیزی که مدتیه فکرم رو مشغول کرده بحث مالیات هست ، که ما ایرانیها نسبت به مالیات بدبین هستیم. کارمندا ، بازاریا ، ورزشکارا و …. . تقریبا تبدیل به یه فرهنگ شده واسمون. همه سعی می کنن فرار کنن از پرداخت و ….

متاسفانه هیچ آموزش درستی هم داده نمیشه که این مالیات برای چی داره هزینه می شه و چرا اصلا باید پرداخت بشه. مردم همه گرونی و تورم رو چون تحمل می کنن پرداخت مالیات رو یه جور باجگیری دولت می دونن و این مشکل همینطور نسل به نسل ادامه داره.

اما نکته ساده ای هست که خیلی از ماها بهش فکر نمی کنیم , و اونم ضرریه که به خودمون میزنیم. ۲ ۳ روز پیش سوار اتوبوس شرکت واحد شده بودم. بعد دیدم صندلی جلو تقریبا جر خورده و تیکه تیکه شده و هزاران فحش و شعر و چرند روش نوشته شده. با خودم گفتم واقعا مگه مریضن ملت که این کارا رو می کنن که یهو یه چیز جالب توجهم رو جلب کرد !! روی صندلی جلو نوشته شده بود (همینطور که در عکس میبینید)، لطفا بعد از خوردن صندلی دهان خود را خالی کنید

واقعا ملت چی فکر می کنن !!! غیر از اینه که همین پولی که خود من و شما میدیم به عنوان مالیات قراره صرف آرامش و امنیت و نظافت شهر و کشور ما بشه ؟ در واقع خسارت زدن به این چیزا ضرر زدن به خودمونه !! همیشه میگن شهر ما خانه ما ، بله درسته چون وقتی ما شهر رو کثیف می کنیم شهرداری باید حقوق به رفتگر بده تا همون نقطه رو تمیز کنه و …. حتی در مورد تابلوهای تبلیغاتی شهری که جوانان جویای نام کیک بکس کار ، با ضربه های خود در نیمه شب !!! اونا رو داغون می کنن.

یه معلم داشتم که میگفت زمانی که داشت انقلاب میشد مردم به خیلی از چیزای دولتی حمله کردن و حتی چیزایی که به دردشون میخورد و اونا رو خراب می کردند. الان ۳۰ سال گذشته اما واقعا درک خیلی از ماها نسبت به جامعمون تغییری نکرده.

اما واقعا هنوز وقت این نرسیده که ما مسایلی که اینقد ساده هست رو درک کنیم ؟ این فرهنگ ما هست …

پی نوشت : امیر فهمیده عزیزم ، شروع کرده به نوشتن مطلب و مخصوصا داستانایی که خودش در قدیم مینوشته ، خیلی خوشحال شدم و واسه همین یه پیشنهاد خوب بهش دادم …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , ,

کافه پیانو !

نویسنده:
۲۳ آذر ۸۷

اول بگم که اصلا آدم جوگیری نیستم اونم در مورد مطالبی که یهو بین دانشجوها یا یه تیپ های خاصی رایج میشه . همیشه از این جوگیریهای ناگهانی بدم میومده. خوشبختانه منتقد هم نیستم. از هیچ جناح مزخرف سیاسی تو کشور هم حمایت نمی کنم !!! نوشتن این مطلب هم به اینکه فرهاد جعفری مشهدیه اصلا ربطی نداره.

اینا رو گفتم که بدونین اصلا دلیل خاصی واسه نوشتن این مطلب ندارم و فقط دوست دارم توضیحات من باعث بشه اطرافیانم این کتاب رو بخونن.

یه روز مثل همه روزهای کاری یه کتابی به اسم کافه پیانو رو از  یکی از همکارام گرفتم. قضیه این بود که دیدم این کتاب دستشه و اونم که هنوز نخونده بود ، وقتی هیجان من رو از دیدن این کتاب دید ( من کلا واسه کتاب میمیرم !! حتی اگه لازم باشه کلی از کارای روزانم عقب بیفته به خاطرش ) کتاب رو داد به من که بخونم. من کتاب رو در ۳ نوبت خوندم. کتاب متن ساده ای داره. پیوستگی مطالب خوبه. مرتب و ساده هست. همه داستان مربوط به یک مرد جوونیه که یه کافه داره !! یه دختر فوق العاده ناز داره !!! و … هوا همیشه سرده و من واقعا سردی رو حس کردم. مخصوصا جاهایی که نویسنده داره در مورد اون قهوه ها یا … توضیح میده که چه جوری ساخته یا خورده میشن.

البته مشکلاتی هم داره ، مخصوصا که بعضی جاها خیلی توضیحات زیاد از حد میشه یا حتی بعضی از کلمات به طرز عجیبی Bold میشن تو مطلب. تیپ نوشته حالت وبلاگی داره (واقعا اینجوریه یعنی با داستانهای کوتاهی که من میخونم فرق داره  حداقل ،  اینجوری به نظرم اومد) و نمیشه گفت مثلا داستان بلند هست !!!

نمیدونم اما واقعا کتاب باحالیه. میدونین  ، چیزی که میشه به صورت کلی گفت اینه که این تیپ نوشته نو هست و به شدت مورد پسند نسل جوون. از میون همه کتابایی که میخونم ، این کتاب یه حالت خاصی داره.

اما مشکل از اونجا شروع شده که طیف خاصی از این کتاب حمایت کردن و این کتاب به نوعی شده ابزاری واسه حرف زدن و بحث کردن !! همه وبلاگیا تقریبا راجع بهش نوشتن ( شاید حالا متوجه شدین چرا من اون جملات اول متن رو نوشتم). بین بعضی از آقایون سیاسی هم بحثایی شده. خلاصه ملتی هستیم شاد و خندان و دنبال سوژه. من واقعا امیدوارم همه اونایی که این قدر در مورد کتابش صحبت کردن و نظر دادن حداقل یه دفعه خونده باشند. قصد جسارت ندارم به منتقدان باسواد اما یکی رو دیدم چند روز پیش طوری در مورد فرهاد جعفری صحبت می کرد که انگار یه صهیونیسته !! وقتی باهاش رفیق شدم دیدم اصلا نخونده کتاب رو … تاسف آوره …

مثلا اینجا رو ببینین . من واقعا آقای امیرخانی ( بیوگرافی رضا امیر خانی ) رو به شدت دوست دارم. شاید خندتون بگیره (از این جهت میگم که با فرهاد جعفری زمین تا آسمون فرق دارن )  اما به نظر من اون یه نویسنده واقعا حرفه ایی هست و البته آدم صادق و اهل تلاش. همه اینا رو میشه از کتاب داستان سیستان ایشون فهمید. اما واقعا جوری قضیه رو بعضیا جلوه دادن که انگار این دو کتاب علیه هم نوشته شده. متاسفانه این داستان ادامه دارد …

معرفی کتاب : کتاب با سایز معمولی کتابهای دیگه ، ۲۶۶ صفحه داره و …. نویسندش آقای فرهاد جعفری هستند و نشر چشمه کار انتشار رو به عهده داشته.

این چند خط مربوط به پشت جلد کتاب هست :

یلی وقت بود احساس بی فایدگی و بی مصرف بودن می کردم و علاوه بر این؛ یکبار که دختر هفت ساله ام برداشت و ازم پرسید: ((بابایی تو چه کاره ای؟!)) هیچ پاسخ قانع کننده ای نداشتم که بهش بدهم.
یعنی راستش را بخواهید به خودم گفتم: ((تا وقتی هنوز زنده ام، چند باز دیگر ممکن است پیش بیاید که این را ازم بپرسد و من چند بار دیگر می توانم ابرویم را بیندازم بالا و بهش بگویم: ((خودمم نمی دونم بابایی.))
اما اگر می نشستم و داستان بلندی می نوشتم و بعد منتشرش می کردم؛ می توانستم بهش بگویم: ((اگر کسی یک وقت برگشت و ازت پرسید بابات چه کاره است، حالا توی مدرسه یا هرجای دیگری؛ یک نسخه از کافه پیانو را همیشه توی کیفت داشته باش تا نشانشان بدهی و بهشان بگویی بابام نویسنده اس. حالا شاید خوب ننویسه، اما نویسنده اس

این کتاب تا الان ۱۰ سری چاپ داشته که چاپ اولش زمستان ۸۶ بوده !!!

این هم یه چند تا لینک ازمنتقدان این کتاب و نویسنده ( من فقط چند تاشو انتخاب کردم ) :

ساروی کیجا ، خواب اقاقیا ، توهم نامه ، بازتعریف ، ویکی پدیا ، زهرا

تا پست بعدی خداحافظ ….

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , ,

< << 1 10 20 21 22 23 24 25 26 27 28 >> >