دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

اولین وزیر زن ایران را بشناسید

نویسنده:
۱۷ شهریور ۸۸

دیگه برام روشن شده که احمدی نژاد علاقه خاصی برای دعوا کردن داره و کلا دوست داره که همیشه از هر کار کوچیکی که میکنه ( که تا حالا من هنوز یک کار به درد بخور اساسی ندیدم انجام بده ) یک جنجال و یک سر و صدای الکی درست میکنه و توجه همه رو به خودش جلب کنه !!! نوعی حالت نیاز برای جلب توجه در همه حرفها و رفتارهای این آدم دیده میشه و من تو هیچ سیاستمداری ندیدم که این خصوصیت تا این حد بارز باشه !!!!

اما بعد از انتخابات اخیر و فجایعی که تا سالها مردم ایران رو غم زده نگه خواهد داشت و این همه جنایت که توسط چند تا خبرگزاری که پول نفت و بیت المال رو دارن نوش جون می کنن ، از جمله روزنامه کیهان ( که از این به بعد میگم روزنامه شیطان) واروونه نشون داده میشه ، منتظر شنیدن اخباری از همین رسانه ها برای جلب توجه توسط محمود احمدی نژاد بودم که دقیقا همینطوری شد !!! و چه موردی بهتر از کابینه دولت !!!!

لیست وزرای پیشنهادی ، وزرایی که هر کدوم شگفت آور بودند ، آقای علی آبادی برای وزارت نیرو !!!  ( خداییش آخه یک کار مفید این کرده تو تربیت بدنی حالا تخصص تمپ اصلا !!! آخه جای قبلی هم که بوده که … ای خداااااا )   ،  آقای محرابیان که به هر حال از اقوام نزدیک هستند و نمیشه نباشند حتی اگر دادگاهی جرم دزدی اثر یک نفر دیگه (اتاق امن زلزله) رو توسط ایشان ثابت کرده باشه ( بگذریم که حکم دادگاه هم بسیار خنده دار بود و خنده دار تر لغو شدن حکم دادگاه  توسط آقای شاهرودی در ایام دادن رای اعتماد بود !!! آقای شاهرودی هم بله !!!! )  (اینجا) و (اینجا) ، آقای دانشجو که مدرک تحصیلی ایشون هم جعلی هست و اتفاقل در طی یک حرکت انتحاری در سایت دانشگاه علم و صنعت هم تغییر میکنه !!!!! و الی آخر. (اینجا) و (اینجا)

اما مورد بعدی در مورد وزرای زن هست ، باز هم شگفتی جدید !! در مورد بودن وزیر زن اصلا بحثی ندارم چون معتقدم جنسیت در مورد این مساله اصلا جای بحث کردن نداره چون وابستگی به جنسیت نداره ! حنی ریاست جمهوری زن ها هم به نظر من مشکلی نداره ( که البته در قانون اساسی ما ریاست جمهوری برای زنان وجود نداره)   اما کی میخاد وزیر بشه ؟!!؟ سوابق این افراد برای وزارت بسیار خنده دار و مضحک هست. و اصلا علاقه ای برای بازگو کردن ندارم. (اینجا)

خلاصه مجلس به دستجردی که به هر حال  از نزدیکان هم هستند رای اعتماد داد و من امیدوارم مشکلات همه زنهای کشور ما به دست ایشون حل و فصل بشه !!! چون شعار همینه !!!

اما یک واقعیتی وجود داره و اون هم اینه که این خانم هرگز اولین وزیر زن ایران نیست و فقط اولین وزیر زن جمهوری اسلامی هست. مطلب پایین که ایمیل شده واسم رو بدون کم و کاست میزارم اینجا. کافیه یک جستجوی ساده انجام بدین تا متوجه بشین ! من سایت اسناد انقلاب و سایتهای رسمی جمهوری اسلامی رو هم دیدم.

امروز خانم مرضیه دستجردی به عنوان اولین وزیر زن پس از انقلاب از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت ایشان پس از کسب رای اعتماد از مجلس با ابراز خشنودی از انتخابش در جمع خبرنگاران گفت:

فکر می‌کنم خانم‌ها امروز به آرزوی دیرینه خود رسیدند که یک زن در کابینه دولت قرار بگیرد و مطالبات آنها را دنبال کند، فکر می‌کنم این انتخاب قدم مهمی برای خانم‌ها باشد.

اما اولین وزیر زن ایران چه کسی بود و دچار چه سرنوشتی شد


فرخ رو پارسا نخستین زن ایرانی بود که در حکومت پهلوی به وزارت رسید . او در کابینه دوم وسوم امیر عباس هویدا وزیر اموزش و پرورش بود.

فرخ‌رو پارسا تحصیلات ابتدایی خویش را در دبستان هما در تهران سپری نمود و برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه به دانشسرای مقدماتی رفت. وی توانست دوره متوسطه را با کسب رتبه اول به پایان رسانده و به دانشسرای عالی راه یابد. او در سال ۱۳۲۱ دانشسرای عالی را با اخذ مدرک لیسانس در رشته علوم طبیعی به پایان رسانید و به دانشگاه تهران راه یافت. وی تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته پزشکی ادامه داد و توانست در سال ۱۳۲۹ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردد.

فرخ‌رو پارسا در سال ۱۳۲۱ با احمد شیرین‌سخن ازدواج کرد و از همان سال پس از اخذ مدرک لیسانس از دانشسرای عالی به تدریس در دبیرستان‌های تهران پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی تا مقطع دکترا، علیرغم اینکه در رشته پزشکی دانش‌آموخته شده بود کار طبابت را رها کرد و ترجیح داد که به کار فرهنگی بپردازد؛ بدین ترتیب او در وزارت فرهنگ آن دوران مشغول به کار شد.

وی در سال ۱۳۳۳خورشیدی به همراه تنی چند از همکارانش «انجمن بانوان فرهنگی» را برای دبیرستان‌های دخترانه آن دوران تأسیس نمود و در سال ۱۳۳۵ به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه «شورای همکاری جمعیت‌های بانوان ایرانی» انتخاب شد.

فرخ‌رو پارسا همچنین نخستین مدیر کل زن در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ با آغاز به کار دانشگاه ملی ایران، وی عهده‌دار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران شد. انتصاب یک زن به این سمت، اعتراضات زیادی را در محافل اداری، فرهنگی و سیاسی تهران به راه انداخت ولی مقامات دانشگاه توانستند از برکناری فرخ‌رو پارسا جلوگیری کنند.

او در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیرآموزش و پرورش ایران انتخاب شد.

محاکمه و اعدام

پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی با اتهاماتی چون: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره…»< /a> در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , , , , , , , , , ,

چشمها هیچ وقت دروغ نمی گن

نویسنده:
۱۶ شهریور ۸۸

نمی دونم تا حالا این ضرب المثال رو شنیدین یا نه ؟ البته در ضرب المثل بودنشم شک دارما اما فکر میکنم که همیشه حقیقت داشتن حرف افراد و حسشون رو از چشماشون خوند.

من از چشمای بعضی از افراد خوندم که چی فکر میکردن در موردم و چه حسی داشتند و معتقدم هیچ وقت اشتباه نکردم چون رفتارهای بعدی در تایید این دیدگاه بود و من از نوجوونی به این حس ایمان داشتم و دارم. گاهی خودمون رو میخایم گول بزنیم و به حرفای افراد بیشتر از چشماشون اعتماد می کنیم اما به نظر من اشتباه هست.

معمولا چشمای بچه ها کاملا صادقانه وضعیت روحیشون رو نشون می ده . اتفاقا توی یک Mail چند تا عکس واسم رسیده که میزارم اینجا که ببینین. توی این عکسا صداقت و معصومیت از چشمهای این بچه ها میباره . (چند روز قبل اینجا یک مطلب مربوط به دوران کودکی خودم گذاشتم که بد نیست خوندنش )
جالبه که وقتی عکسای بچگی خودمون رو هم می بینیم همچین چیزی هست توش. شاید واقعا علت دوست داشتن بچه ها بخشیش این باشه. و این ضرب المثال که میگه حرف راست رو از بچه ها بشنوید هم یک جورایی به همین قضیه مربوط میشه .

اتفاقا دوستم مهدی یک دختر فوق العاده نازنین داره به اسم نازنین که بسیار مواردی که در بالا گفتم رو توی عکساش دیدم و گفتم عکس هدر مطلب عکس اون باشه. به قول خودش : بابا واسه نینی چی بیارم بخوره !!!!؟!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , عکس

         , , ,

مشاعره

نویسنده:
۱۵ شهریور ۸۸

اصولا علاقه ای به شعر ندارم. زیاد هم حوصله خوندنش رو نداشتم و ندارم. البته بعضی از شعرا و دو بیتی ها و به طور کلی اشعار خاص رو دوست داشتم بخونم. شعر زیر از ایمیلی هست که توسط یک دوست واسم اومد که وقتی خوندم خیلی لذت بردم.

حمید مصدق – ۱۳۴۳

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت


جواب فروغ فرخ زاد به حمید مصدق

من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را …
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , ,

دوچرخه سواری همراه با خوردن کیت کت

نویسنده:
۱۴ شهریور ۸۸

خوب برگشتم مشهد !!! وبلاگ نویسی حالی میده ها !!!

خوردن کیت کت و دوچرخه سواری به صورت همزمان و موازی یکی از جذاب ترین تفریحاته !! لذت این حس رو افرادی که تجربه کردن میدونن !!!

البته تو این ماه این کار رو نکنین !! منظورم قبل از افطاره !! چون لذتش تبدیل به ذلت میشه !!!! شلاق و ….

البته ناگفته نماند که تهران که رفته بودم ، چیزهایی دیدم که اگر نمیدیدم و واسم تعریف می کردند باورم نمیشد

مثلا : روشن کردن سیگار راننده تاکسی توسط سیگار دوستش در میدان انقلاب !!! در حالی که بلند بلند حرف میزدند و مسافران را دعوت به نازی آباد و راه آهن می کردند !!

مثلا : انبوه جوانانی که دیدم در ایستگاه اتوبوس مشغول کشیدن سیگار بودند !

مثلا : راننده و کمک راننده کامیونی که در تقاطع نواب و آزادی پشت چراغ قرمز مشغول خوردن آب معدنی با وضوح ۱۰۰۰۰۰*۱۷۶۸۰۰ بودند !!!! و ….

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , ,

سفر به تهران !

نویسنده:
۱۲ شهریور ۸۸

رفتم تهران واسه ۱ روز !!!!
دعا کنین آزمون سخت نباشه !!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         ,

بستنی در گلدان

نویسنده:
۱۲ شهریور ۸۸

خوردن بستنی اون هم در گلدون !! نمی دونم باید جالب باشه احتمالا ! کلا بستنی خوردن جالب و باحاله ! ولی به نظرم این ایده باید تجربه بشه تا دقیقا بشه گفت چه حسی داره !!!
سایت نارنجی رو امروز اینجا معرفی می کنم. خیلی سایت باحالی هست. البته زیادی مثبت هست اما کلا خوبه. تو گوگل ریدر خودم فیدش رو ثبت کردم و از این به بعد مرتبا از خوندن مطالبش لذت خواهم برد.
مطالب دیدنی و خوندنی داره و این مورد بستنی در گلدان هم یکی از اون مطالب هست !!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کامپیوتر , وب سایت ها

         , ,

لنگ کفش حامد

نویسنده:
۱۰ شهریور ۸۸

فوتبال بازی کردن در دوران کودکی جذابیتی داره که غیر قابل وصفه
میتونین تصور کنین که چی باعث میشه ۱۰ ۱۲ تا پسر بچه ۸ تا ۱۳ ساله توی گرمای ۴۰ درجه تابستون شهر یزد !!! جمع بشن و توپ پلاستیکیشون رو درست کنن و گاهی حتی تا ۸ شب با هم بازی کنن. و فقط تاریکی شب و غروب خورشید اونا را از هم جدا میکنه !
البته در این حین گاهی با برخوردهای شدید خانواده با بیان این سوال که مگر تو خونه زندگی نداری ؟ مگر تو انسان نیستی ! مواجه میشدن طفلکا !!

دارم از دوران کودکی خودم میگم. یادش بخیر چه فوتبالهای شیرینی بود. داشتم عکسهای سایت بوستون رو میدیدم ( که اینجا کامل ازش گفتم واستون) که رسیدم به آلبومی با نام فوتبال در آفریقای جنوبی و چند تا عکسش من رو به یاد اون دوران و این خاطره ای که در زیر میخوام براتون بگم انداخت.

یادمه یک روز مسابقه داشتیم !! حالا با کی ؟ با بچه های ۲ تا کوچه اونورتر !
از چند روز قبل برنامه ریزی کرده بودیم و تمرین میکردیم که مثلا چه مسابقه مهمی داریم ! روزش خدا خدا میکردم که عصر اونروز مهمونی نریم و بازی رو حتما باشم. حالا فک کنین که هر روز هم خانواده های ما و کوچه اونوریا همدیگه رو توی کوچه یا نونوایی یا … میدیدن !
صبحش که داشتیم تمرین میکردیم یک لنگ کفش من پاره شد و از اونجایی که توی زمین خاکی بازی میکردیم واسه عصر نگران بودم که نکنه نتونم بازی کنم و عصرش کمی از بازی نگذشته بود که  دیدم پای چپم درد گرفته و زخم شده.
ناراحت بودم و میخواستم بیخیال بشم. اما دیدم حامد (پسر همسایه بغلیمون و به قول خودش حامد روماریو !!!)  لنگ کفش چپ داداش کوچیکش ( که اسمش حمید بود و بازیش نمی دادیم معمولا !!! ) رو پوشید واسه پای چپ خودش ( طفلک تنگشم بود اما هرجور بود پوشید دیگه ) و کفش پای چپش رو داد به من و من خیلی حال کردم از این کارش !
ولی در نهایت ما با کلی دعوا و … بازی رو بردیم و تیم حریف کل کل کرد که هفته دیگه باز مسابقه بدیم اگه مردشیم و این داستان ما ادامه داشت !
( البته این دعواها همیشه هم اتفاق می افتاد و آخرش هم آشتی می کردیم )

الان سالهاست که توی اون شهر زندگی نمی کنم و دیگه از حامد و حمید خبر درستی ندارم فقط میدونم که حامد ازدواج کرده !! و دیگر هیچ !


( عکسها از سایت بوستون مربوط به سوژه فوتبال در آفریقای جنوبی هست )

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته , عکس , ورزشی

         , , ,

بوستون دات کام !

نویسنده:
۹ شهریور ۸۸

حول و حوش روزهای بعد از انتخابات بود که با سایت بوستون آشنا شدم ! چطوری ؟ یکی از دوستان عزیز که بهتره اسمش رو اینجا نیارم لینکی رو واسم فرستاد از سایت بوستون با عنوان اعتراضات به انتخابات در ایران.
یک گزارش تصویری فوق العاده زیبا و عالی بود. خیلی علاقه مند شدم که بدونم آیا فقط واسه ایران و این مسایل اخیر ، همچین چیزی ساخته شده یا نه ؟  خوب این طرز تفکر تو ایران اصلا تعجبی نداره چون اینجوری به ما گفته شده که همه دنیا بد هستند و ما بهترین هستیم !! همه اشتباه می کنن ! همه گمراه هستند ! و ماها هیچ کدوم اینا که نیستیم هیچ ، بسیار بهتر هم هستیم ! دیگه در این ۴ ۵ سال اخیر هم توسط دولتمردان کم نشنیدیم اینارو !!
قلبا از این گزارشهای بی نظیر تصویری لذت بردم ( اینجا و اینجا و اینجا )  باید فیلتر شکن داشته باشید! مگه نمی دونین عکاسی از انتخابات در ایران و خیابانهای ایران جرم محسوب میشه ! مثل جرمی که اون دخترک فرانسوی بینوا  بهش متهم شده بود.

خلاصه ، دیدم که توی گوگل ریدر خودم که هر روز میبینمش هم می تونم این لینک رو داشته باشم و بعد از اون بود که دیدم یک دنیا گزارش تصویری بی نظیر در بخش big picture این سایت وجود داره و لذتی داره دیدن این تصاویر با کیفیت و جذاب
از چند تا از گزارش های قبلیش هم عکس گذاشتم واستون ( برای دیدن عکسها به اندازه و کیفیت واقعی حتما روش کلیک کنید! از دست ندین ! )

مسابقات دوچرخه سواری توردفرانس ۲۰۰۹

امیر به هوس افتادم بریم مثل قدیما ! افشین رو هم ببریم  !! ۲ ماه نرفتیم دوچرخه سواری !!

سیل در جنوب شرق آسیا

گل بازی !!!!

شیرجه زدن در آب !!!

آتش سوزی در اطراف مدیترانه

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته , عکس , وب سایت ها

         , , , , , ,

Try Catch Finally چه هستند ؟

نویسنده:
۶ شهریور ۸۸

در برنامه نویسی اغلب خطاهایی اتفاق می افته که احتمال پدید اومدنش بسیار کمه  ! منظورم اینه که شما دقیقا چک کردین که خطایی اتفاق نیفته ! اما یک قانون مذخرف ننوشته وجود داره که میگه ۳۰% خطاها رو برنامه نویس هرگز نخواهد دید !! لذا شما مجبور میشین که در جلوی مشتری خطایی رو ببینید که بسیار وحشتناک هست !! اگر مشتری شما ساده باشه و اطلاعاتش کم که طبیعیش می کنین اما اگر از بد روزگار برنامه نویس باشه ( یا بفهمه خطا چیه) دیگه یاورتون به تعبیری استاد میشه !!

این مساله از سالها پیش وجود داشته و در همه زبانهای برنامه نویسی برای اون راه حلی کلی در نظر گرفته شده که به اون میگن دستگرفتن خطا (Exception Handler).

در دات نت با استفاده از بلاکهای TRY Catch Finaly میتونین جلوی این مساله رو بگیرین ! کد اصلی رو در قسمت TRY میزارین. در صورتی که خطایی اتفاق نیفته مسیر طبیعی ادامه پیدا میکنه و در صورتی که خطایی اتفاق بیفته ، به بخش catch میره !!

اما مساله به این سادگیا نیست !! مثال میزنم. مثلا شما در قسمت TRY اتصال به دیتابیس دارین ، و در انتهای این بلاک کارتون تموم میشه و اتصال رو میبندین ! خوب این حالت عادیه ! اما اگر خطایی اتفاق بیفته ، شما به  catch میرین و کار تموم میشه ، و شی شما همچنان باز هست !! البته میشه پیش بینی کرد و کد بستن اتصال رو بنویسین ! اما راه ساده تری وجود داره و اون بلاک Finally هست که به شما این امکان رو میده که در صورتی که به try یا catch رفتید در نهایت به finally هم برین !! خوب شی رو اونجا ببندین !!

البته این ساده ترین مثال ممکن بود که گفتم.


Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         برنامه نویسی , کامپیوتر

         , ,

آرای وزن دار

نویسنده:
۱ شهریور ۸۸

توی کشور ما که بخش زیادی از جامعه روستایی هستند ، تفاوت فکر و عقاید و  درک اونها از شرایط اجتماعی خیلی متفاوت هست. همینطور درک اونها از مسایل مختلف سیاسی اجتماعی و اقتصادی. علت این مساله اینه که امکانات در هیچ دوره تاریخی به طور عادلانه تقسیم نشده در بین همه مردم و به همین خاطر میزان آشنایی افراد با مسایل و یا میزان مطالعه و … با هم فرق داره.
و وقتی اینطور باشه ، طبیعتا اولویت ها هم توی زندگی  افراد با هم فرق می کنه. مثلا من از سریال جومونگ و سریالهای کره ای دیگه که الان از هر استثمار و استعمار و …. بدتره ، متنفرم
اما یک نفر دیگه  که توی یک روستا زندگی میکنه و سنشم زیاد با من تفاوتی نمی کنه ، به خاطر هنر پیشه زن اول این سریال توی روستایی خودکشی میکنه !!!!! خوب همین نمونه ای برای نشون دادن این تفاوت بین اقشار مختلف مردم هست.

حالا فکر کنین که این افراد که اینقدر دیدشون با هم فرق می کنه میخان در مورد  مهم ترین مساله یک جامعه و سرنوشتشون تصمیم بگیرند !! بله انتخابات منظورمه !!   خوب مشخصه که دیدگاه نماینده مجلس با دیدگاه من خیلی فرق میکنه و اون خیلی چیزها بیشتر از من میدونه !

به نظر من حقوق ارایه شده به افراد باید عادلانه باشه اما حقوقی که دولت میتونه از مردمش بگیره کاملا باید بر اساس میزان شعور و فهم و قدرت اجتماعی و سیاسیش باشه

حالا اگر دقت کنین میبینین که چقدر آرای افراد متفاوت جامعه میتونه با ارزش تر یا بی ارزش تر باشه. جالبه که توی آمریکا هم برای بعضی از ایالتها همین قضیه هست. اینطوری که فواد میگفت ، آرای کالیفرنیا دارای ارزش بیشتریه . راجع به این قضیه اطلاعاتم کافی نیست و نمی تونم دقیقا اظهار نظر کنم.

اما مطمینم که اگر آرا رو بر اساس داشته های افراد وزن دهی کنیم نتیجه بهتر حداقل از این چیزی که میبینیم میگیریم !!


Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         دست نوشته

         , , ,

< << 1 10 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 >> >