دست نوشته های خودم

همه درددلها ، حرفها و یادداشتهای خودم …

بازی دایناسور T-Rex

نویسنده:
۹ دی ۹۴

chrome-canary-dinosaur-640x241

چند هفته پیش بعد از اتمام یک جلسه طولانی برگشتم توی واحدمون تا کارهای تیم رو پیگیری کنم و ببینم در چه حاله . اما شور و هیجان عجیبی رو در بین هم تیمی های عزیز مشاهده کردم. و دیدم همگی حتی DBAdmin ، مشغول بازی بودند !! یک بازی بسیار ساده که به علت قطعی اینترنت، همگی رو علاقه مند خودش کرده بود.

بازی دایناسور ، یک بازی مخفی در  مرورگر کروم هست که وقتی اینترنت قطع باشه فعال میشه. یک دایناسور تنها که ایستاده و کار خاصی نمیکنه اما کافیه کلید Arrow یا اسپیس رو بزنید تا شروع کنه به دویدن ! به کاکتوس ها میرسه که باید بپره و همینطور سرش رو بگیره پایین در مقابل پرنده ها ! بازی قابلیت ذخیره شدن هم حتی نداره. بازی بسیار ساده هست و البته اعتیاد آور. علاوه بر کروم دسکتاپ، کروم اندرویدی هم این قابلیت رو داره. اگر هوس این بازی رو داشتید ولی اینترنت گوشی وصل بود ، کافیه که گوشی رو در Airplane Mode قرار بدید و از این بازی لذت ببرید. اگر هم دوست دارید همین الان بازی کنید میتونید برید اینجا

جالب اینجاست که این بازی اینقدر محبوب شده که نسخه اندرویدیش هم به Google Play اومد.  که بیش از ۱۰ هزاز بار دانلود شده ! در گوگل پلی برای این بازی این توضیح باحال رو آورده :

This is a game about a Tyrannosaurus Rex that run and can jump. . Funnily enough, his solely goal in life is to avoid crashing into cacti, which apparently can get him killed or at least stuck until you start over again .

پی نوشت : خیلی دایناسوره رو دوست دارم !

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         برنامه نویسی , کامپیوتر , وب سایت ها

         , , , ,

لبخند انار

نویسنده:
۲۱ آذر ۹۴

226469

لبخند انار، اسم کتابی با ۱۶ داستان از هوشنگ مرادی کرمانی است. کتاب با داستانی به همین نام (لبخند انار) شروع میشود که ماجرای کتک خوردن تعدادی دانش آموز از مدیرشان است. دانش آموزان که اکنون هر کدام سن و سالی از آنها گذشته است ، دور هم جمع شده اند و خاطرات خود را تعریف میکنند.

اسامی داستانهای کتاب عبارت است از  : <لبخند انار>، <گوشواره>، < 6تا موز>، <لانه>، <پروانه>، <بازار>، <نخ>، <تک درخت>، <بچه‌های ایران>، <شعر تازه>، <یادگار سفر>، <زادگاه>، <میوه>، <مادر>، <هسته آلبالو> و <پیام>

از داستان های جذاب کتاب ، داستان مادر (که نامه دختری به مادرش است. دختر در این نامه درددل مفصل همراه با انتقادات تند و تیزی به مادرش میکند.  علت اختلافشان هم این است که پدر دختر، در هنگام نجات دختر از زیر آوار زلزله ، جان خود را از دست داده است ) ، داستان ۶ تا موز (میوه فروش دوره گرد ، قصد فروش موزهایش را دارد که با ماجراهای مختلفی روبرو می شود…)  ، داستان پروانه (ماجرای مرد نابینا با دخترش که بسیار غمناک بود..) می باشد.

در کل کتاب خوبی بود و ارزش خوندن رو داشت.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         ,

حرف هایی برای امروزی ها

نویسنده:
۲۱ آبان ۹۴

Harfhaei-Baraye-Emrooziha

چند وقت پیش این کتاب رومدیر شرکتمون در اختبار بچه ها قرار داد که بخونن. اولین نفر یکی از خانمها بود که شروع کرد ولی ظاهرا فرصت نداشت و کتاب به من رسید و خلاصه اینکه من شروع کردم به خوندن .  توضیح کتاب :

کتابی از دکتر محمدرضا سرگلزایی که در مورد رفتارها و منش های زندگی امروزی صحبت میکند. در این کتاب، شما به سادگی متوجه موارد اشتباه عملکردی خود و اطرافیانتان در زندگی که ریشه در عادت های فکری ما دارد ، می شوید. نویسنده تلاش دارد تا بگوید : امروزی ها باید نگاهی امروزی به وقایع امروز داشته باشند. بسیاری از افکار ما از وقایع و روابط باید شسته شوند. این کتاب در ۱۰ فصل تهیه و تنظیم شده است که شامل پیام کلمات، اخلاق شهری، اخلاق روستایی، فاصله مقدس، ضرب‌المثل‌ها، عملیاتی سازی تصمیم‌گیری و … است.

دومین فصل این کتاب به نظر من بهترین بخش کتاب محسوب می شود . عنوان این بخش «هملت، باکستر، هاویشام» است، در این قسمت سه بخش  طراحی، عمل و ارزیابی که به حلقه دمینگ معروف است را شرح میدهد. در ادامه الگوهای هملت،‌ باکستر و هاویشام را برای هر کدام از قسمتهای حلقه بیان میکند و مثالهایی را مشخص میکند. برای مثال شرکت خود ما نمونه کامل یک باکستر است که به نوعی فقط عمل میکند. برای مدتی نیز نقش خانم هاویشام را داشتیم ولی الان فقط باکستر هستیم ! من بعد از خواندن این کتاب مرحله سوم، یعنی ارزیابی را باور کردم.

سومین فصل کتاب، به شرح قانون و بازی ، آئین و هنر ، مخلوط شدن آنها و در نتیجه شکل گیری اخلاق و مذهب می پردازد. همچنین برون رفت از مشکل عدم یاد گیری اخلاق متناسب با زنگی اینجا و اکنون ، بیان می شود که نویسنده قصد دارد توضیح بدهد که کل جامعه ما دچار فاصله گرفتن شعار از عمل شده است که راه حل آن به عقیده نویسنده : اسطوره زدایی از قراردادهای کهن می باشد.

از نظر من بهترین جمله این فصل :

مخلوط شدن قانون با بازی ، آئین و هنر منجر به شکل گیری اخلاق و مذهب شد.

فصل پنچم نیز جذاب و خواندنی است. آنجا که  میگوید : لازمه روشنفکری این است که شخص با هیچ رای و عقیده ، عقد اخوت دایم نبندد بلکه التزام خود به هر رای و عقیده ای را مشروط به برهانی بودن ، استدلالی بودن ، معقول بودن و  رجحان معرفتی آن رای و عقیده بداند. (دکتر مصطفی ملکیان)

توصیه شدید میشود که این کتاب را حداقل یک بار بخوانید. کتاب ۱۲۲ صفحه دارد و قیمت آن ۵۰۰۰ تومان است.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , , , , , , , ,

دختری با گوشواره های مروارید

نویسنده:
۲۳ مهر ۹۴

594119_6SOADCeT

دختری با گوشواره های مروارید کتاب جذاب و روانی که مدتی پیش خوندم. این کتاب اثر  تریسی شوالیه (Tracy Chevalier) نویسنده فرانسوی- سوئیسی و ترجمه طاهره صدیقیان می باشد. این رمان شرح حال یکی از حدس هایی است که درباره ماجرای دختر درون  تابلوی دختری با گوشواره مروارید  اشاره میکند، که توسط نقاش هلندی یوهانس فرمیر (۱۶۳۲ – ۱۶۷۵ میلادی) به تصویر در آمده است.

موضوع رمان ، مربوط به هویت دختر درون نقاشی است. حدس‌ها برای شناسایی دختر نقاشی شده ،  متعدد بوده و همه آنها به علت عدم وجود مشخصه‌ای ویژه در صورت، لباس یا حتی محیط، (در تصویر) در حد حدس و گمان باقی‌مانده‌است. از این میان می‌توان به ماریا ورمر (دختر بزرگ یوهانس)، مدلینا ون رویژون (دختر دوست و حامی یوهانس، پیتر ون رویژون) و مدل گمنامی که در خانه ورمر به عنوان پیشخدمت کار می‌کرد، اشاره کرد.
کتاب مذکور به حدس آخر (که همانا پیشخدمت بودن دختر است و ماجرای زندگی او ) اشاره دارد. کتاب پر از جمله های جالب و جذاب و البته استعاره های خاصی است. روایت کتاب  از این قرار است که ، گرت دختر مردی است که در معدن کار میکرده و بیکار شده است (به تازگی چشمانش را از دست داده است )، پیشخدمت خانه نقاش معروف فرمیر می شود. او علی رغم خستگی از کارهای روزمره ، مسوول تمیزکردن اتاق محل کار نقاشی استاد می شود و در دنیای رنگ ها و نقاشی های استاد غرق می شود. در این بین و در کشاکش اتفاقات مختلف ، او مدل نقاش استاد نیز می شود. در طی روزهایی که استاد قصد نقاشی تابلو را دارد ، گرت درگیر روابط عاطفی با استادش می شود و …

خواندن این کتاب توصیه می شود. از این کتاب نیز فیلمی با بازی اسکارلت جانسون و کالین فرث و … تهیه شده است.

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما , کتاب

         , ,

در سایه سار اشتران کوه

نویسنده:
۲۳ شهریور ۹۴

9649987002._SS,240_

این کتاب ، مجموعه شعر از عباس رستمی است. از خواندن این کتاب لذت چندانی نبردم. البته من کلا با شعر خیلی رابطه خوبی ندارم…

پی نوشت : اگر خیلی با شعر حال نمیکنید ، اصلا سراغ این کتاب نرید !!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

بدون لهجه خندیدن

نویسنده:
۲۱ شهریور ۹۴

6d4542c2f17e3945df1b6fc048d4956c

بدون لهجه خندیدن رو تا الان دو بار خوندم. یک کتاب جذاب و خوندنی که از خوندنش خسته نمیشید. (البته ترجمه بعضی از جملات کتاب جالب نیست و باید چند بار بخونید و  عجیبه که چرا وقتی نویسنده اصالتا زبان فارسی رو میدونسته بازم اینقدر کتاب بد ترجمه شده)  نویسنده ، خانم فیروزه جزایری دوما ،  که گوشه هایی از زندگی خود و خانواده اش را در زمان سکونت در ایران و امریکا روایت کرده است. بی پرده گویی های نویسنده از خود و اطرافیانش ،  کوتاه بودن روایت ها ، حالت وبلاگ گونه بخش های کتاب (شبیه به وبلاگ خاطرات ) طراوت خاصی به کتاب داده و قطعا شما رو به این فکر وا میداره که کتاب اول این نویسنده رو هم تهیه کنید و بخونید.

ماجرای کتاب ، از این قرار است که فیروزه ۷ ساله ، که پدرش کارمند شرکت نفت ایران است ، از طرف شرکت به همراه خانواده به آمریکا می رود و بعد از مدتی کوتاه به ایران باز میگردد. و بعد از دو سال زندگی در ایران ، آنها دوباره به امریکا باز میگردند. فیروزه در آمریکا ادامه تحصیل میدهد و با فرانسوا ، پسر فرانسوی که در طی داستان با او آشنا میشویم ، ازدواج میکند. حاصل این ازدواج ، دو فرزند است. (اینجا) . در طی این دوران ، اتفاقاتی برای نویسنده رخ میدهد که همان اتفاقات ماجرای کتاب می شود.

کتاب اول این نویسنده ، عطر سنبل عطر کاج که هنوز نخوندم ولی مدتی پیش هدیه به یکی از دوستان دادم که خوشش اومده بود. اون رو هم که خوندم براتون میزارم اینجا.

 

 

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

دوران عاشقی

نویسنده:
۹ شهریور ۹۴

131440

چند هفته پیش فیلم دوران عاشقی با بازی لیلا حاتمی ، شهاب حسینی ، فرهاد اصلانی و پرویز پورحسینی را دیدیم. درام عاشقانه ای است در باب موضوع خیانت . چیزی که این روزها عملی یا زیرپوستی در جامعه به شدت رواج یافته است. این فیلم در جشنواره فیلم فجر در ۱۰ بخش نامزد شده بود که در فیلمنامه و فیلمبرداری برنده سیمرغ شده است.

کارگردان فیلم علیرضا رئیسیان ، سازنده فیلمهای چهل سالگی ، پرونده هاونا و … است. فیلم یکدست و خوب پیش میرود و بازیگران به درستی در جای خودشون قرار دارند. از دیدن فیلم لذت بردم. گاهی خطوط قرمز هم رد میشن و در کل فیلم ارزش دیدن رو داشت.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         فیلم و سینما

         , , , , , ,

جانستان کابلستان

نویسنده:
۷ شهریور ۹۴

 

janestan

جانستان کابلستان ، شرح حال سفرنامه رضا امیرخانی ، به افغانستان است. یکی از بهترین سفرنامه هایی که خونده بودم. من تا به روزی که این کتاب رو خوندم ، انگار هیچ از افغانستان میدانستم. این نزدیکترین همسایه ، هم از بعد زبان و هم از بعد مسافت. زبان قاصر است از انچه بر مردم افغان در این ۶۰ سال گذشته است. با خواندن این کتاب ، خیلی چیزها را میفهمیم ، از زندگی و جنگ و فقر در افغانستان تا زیبایی کوهستانهایش . کتابهای آقای امیرخانی ، سبک خاصی دارد و معمولا خواننده تا دستش بیاید که چطوری بقیه کتاب را بخواند ، اندکی طول میکشد و کم کم عادت میکند . برای من نیز اینچنین بود و تجریه قیدار و کتابهای دیگر را چون داشتم راحت تر بودم.

ماجرای سفر رفتن نویسنده از آنجا آغاز می شود که او در پاییز ۸۸ و در بحبوحه انتخابات پرحرف و حدیث آن سال ، به نوعی از مهلکه میگریزد و به بهانه سخنرانی در دانشگاهی به مشهد می آید و سپس بدون برنامه قبلی به  افغانستان می رود. به همراه همسر و نوزادش!

نویسنده از خطرات و اتفاقات و رفتار و گفتار مردم افغان به صورت دقیق می نویسد و البته از مرام و مسلک و زندگی روزمره انها ! بخشهای مختلف کتاب بر اساس حالات روحی و البته شهرهای سفر شده ، نوشته شده که یک بخش انتخاباتیات هم دارد که به زیبایی کتاب چیزی اضافه نکرد و البته من هم خوشم نیامد. ناب ترین قسمت کتاب ، فصل آخر آن است که درد آور است و واقعی. ضمنا در این کتاب با انبوهی از کلمات آشنا می شویم. مانند زن = سیاه سر ، قوماندان = فرمانده   ، غلط کردی = اشتباه کردی ، عسکر = سرباز

برای من این قسمت ماجرا جالب بود که در طی روزهایی که این کتاب را میخواندم با سه افغان تصادف هم کردم ! (ماجرای تصادف). شاید جالب باشد ولی من از اصطلاحات کتاب به خوبی در برقراری ارتباط دوستانه با آن افغان ها استفاده کردم و موثر بود. از کلمات خاصی هم که در بالا گفتم به خوبی استفاده کردم!

بخش هایی از کتاب :

آنچه در این کتاب می آید،از وقایع و امکنه،از اشخاص و ازمنه،از اشربه و اطعمه،همه را خیالی فرض کنید و بدانید آنچه از خیال بیرون است عرض ارادتی است شکسته و ناسخته به هم زبانان هم تبار.

حکماً حکایتِ امیر تیمور گورکانی را شنیده‌اید؛ آن‌گاه که از دلیلِ ظفرمندی‌ِ آن خون‌ریز پرسیدند، جواب داد:
– وقتی از دشمن فرار کرده بودم، به ویرانه‌ای پناه بردم و ناامید در عاقبت کار خویش اندیشه کردم؛ ناگاه نظرم بر موری ضعیف افتاد که دانه‌ا‌ی غله، بزرگ‌تر از خود را برداشته از دیوار بالا می‌برد. چون دقیق نظر کردم و شمارش نمودم، دیدم آن دانه شصت و هفت مرتبه بر زمین افتاد و مورچه عاقبت آن دانه را بر سر دیوار برد. از دیدارِ این کردارِ مورچه چنان قدرتی در من پدیدار گشت که هیچ‌گاه آن را فراموش نمی‌کنم. با خود گفتم ای تیمور! تو از مور کم‌تر نیستی، برخیز و در پی کار خود باش. سپس برخاستم و همت گماشتم تا به این پایه از سلطنت رسیدم…
در این روزها البته میانِ نوشته‌جاتِ اهلِ سیاست مرسوم است که در هم‌چه حکایتی، خود را امیرتیمور بدانند و جناحِ روبه‌رو را کم از مور! برای همین بایستی به جِدّ متذکر شد که در حکایتِ مذکور، من، امیر تیمور نیستم… من همان مورم!

هیچ اهلِ مجامله و مداهنه هم نیستم. از این تواضعات کشکی هم که هزار برابرِ تکبراتِ بسته‌بندی‌شده، پروتئین دارند، بیزارم. من به جدّ همان مورم!

هر بار وقتی از سفری به ایران باز می گردم،دوست دارم سر فروبیاافکنم و برخاک سرزمین م بوسه ای بیافشانم.این اولین بار بود که چنین حسی نداشتم،برعکس پاره ای از تن م را جا گذاشته بودم پشت خطوط مرزی ،خطوط بی راه و بی روح مرزی…خطوط”مید این بریطانیای کبیر”پاره ای از نگاه من،مانده بود در نگاه دختر هشت ماهه…بلاکش هندوکش…

 

پی نوشت : معرفی قیدار اثر دیگر نویسنده

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , ,

مارک دو پلو

نویسنده:
۲ شهریور ۹۴

mark2polo

مارک دو پلو ، نام کتابی است از منصور ظابطیان که در واقع ادامه سفرنامه او به کشورهای مختلف هست. داستانهای کتاب به سادگی و شیوایی کتاب قبلی (حتی بهتر) بیان شده است والبته مثل کتاب قبلی عکس کم داره. ظابطیان در این کتاب ، به سفرهایش به کشورهایی از جمله آلمان، بلژیک، هلند، پرتغال، عراق، کنیا، یونان و برزیل می پردازد.

جذابترین بخش کتاب ، داستان سفر به کشور کنیا بود که خیلی مردم جالبی داشت و البته اینکه فهمیدم پارکهای حیات وحش خیلی بزرگ و ناب مخصوص همه حیوانات از جمله فیلها در اون کشور وجود داره. اعتراف میکنم این کتاب به نسبت کتاب قبلی جذاب تر و گیرا تر بود. مثلا نویسنده به خوبی و کاملا آشکار و ساده ، به نوع غذاهای سرو شده در هر کشور ، علاقه نویسنده به خوردن ، رفتار عجیب و غریب مردم و خیلی چیزهای دیگر اشاره میکنه. گاهی روایت ها کاملا طنز می شود و حسابی شما را سر وجد میاورد و گاهی هم ، حسرت و تاسف. که باید کتاب رو نصفه میبستی و به خیلی چیزها فکر میکردی.

خواندن جلد اول و دوم کتاب توصیه موکد می شود.

پی نوشت : معرفی  کتاب در خبرآنلاین

معرفی مارک و پلو (کتاب قبلی)

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         کتاب

         , , ,

اختلاف ساعت مهم نیست …

نویسنده:
۳۱ مرداد ۹۴

IMG_0101

بعضی وقتها ، یک چیز کوچیک کافیه تا تو رو ببره به یک دنیای دیگه. یک جمله ، یک اسم ، یک خاطره ، یک عکس ، یک شمه از بو و …
امروز کامنتی از دوست قدیمی رسید برام که منو برد به خاطرات سالهای نوچوانی و دبیرستان. سالهای ۷۵ تا ۷۸ شمسی.

چه روزهای خوبی بود. برعکس دوره راهنمایی که یکی از بدترین دوران تحصیل من بود و فقط نکات منفی برای من داشت ، دوره دبیرستان ، یکی از بهترین دوره های زندگیم بود. مخصوصا سال سوم و سال دوم.
اونجا با حمید و مهرداد اکیپ پر شر و شوری رو درست کرده بودیم که البته مثبتشون من بودم. و طول کشید که تا یاد گرفتم چطوری یک سری از کارها رو بکنم.
مثلا یک بار از مدرسه فرار کردیم و رفتیم سینما ! اونم برای فیلم آژانس شیشه ای . (البته فیلمهای عاشقانه و مرد عوضی و … رو هم بعدا رفتیم دیدیم) یک ساندویچی کوچیک و دنج پیدا کرده بودیم که نزدیک دبیرستان بود و دیگه با صاحبش خیلی راحت بودیم و گاهی از روی راحتی مزاحم. البته هنوز هم اون ساندویچی هست ولی خوب دیگه ما رفقا پیش هم نیستیم … یادمه مهرداد تلاش میکرد که تعدادی نی رو توی هم فرو کنه و اینطوری یک لوله درست میکرد تا ثابت کنه که میتونه نوشابه رو از چند نی عبور داده و از شیشه به دهانش منتقل کنه !!!

یا مثلا خریدن مجله خوبی به اسم مهر ، که در واقع موسسه سوره منتشر میکرد. یکی از بهترین نشریاتی بود که توی اون دوران منتشر میشد. بعدها ایران جوان هم میومد که خیلی خوب بود و واقعا خط قرمزها رو میشکست. نشریه ای که از احزاب و شکل گیری اونها و افراد مهم و تاثیر گزارش تا زندگینامه کامل مایکل جکسون رو برای من ترسیم کرد. نشریه که خاطرات ترمه رو بدون هیچ سانسوری منتشر میکرد و غم زندگی سخت ترمه رو تونستم حس کنم. از بچه پولدارهای واقعی تهران میگفت و از ماشین های گرون قیمتشون و از آروزهای زندگیشون که بعضی وقتها حس میکردم من به همه آروزهای اونها رسیدم!
حمید توی شناخت مجله ، تبحر داشت و تقریبا هر نشریه ای که انتخاب میکرد خوب بود و البته به من معرفی میکرد و واقعا وابسته میشدیم بهش. برای کتاب هم همین حالت بود. کل کتابهای شرلوک هلمز رو به سفارش حمید خوندم. توی چند روز. انتشارات امام هم که قبلا گفتم در موردش ، خیلی به دبیرستان ما نزدیک بود و به نوعی پاتق. واقعا بوی کتاب ، بوی زندگی بود.
یک عادتی هم داشتیم که خیلی خوب بود ، پیاده روی های طولانی. اینکه میگم طولانی معمولا ۴ ۵ تا ۱۰ کیلومتر میشد ! و اینقدر حرف داشتیم بزنیم که تموم نمیشد …
یک عادت بدی هم که حمید داشت دیر سر قرار میومد و معمولا مهمترین قرار ما ، تقی آباد ، زیر ماشین بود ! (اشاره به پیکان نویی که در میدان تقی آباد ، جلوی هنرستان شهید بهشتی ، بر روی یک سکوی بلند برای تبلیغات قرار داشت)

اختلاف بین ما ادمها اصلا مهم نیست … تا شقایق هست زندگی باید کرد …

Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

         خاطره , دست نوشته

         ,

< << 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 20 29 >> >